کنگان نیوز: "در اين دولت هيچكدام از فازهاي پارس جنوبي تمام نشد "


کنگان نیوز: مشکل آنجاست که کسانی در دولت، وزیر نفت بله‌قربان‌گو می‌خواهند که هر کس را از خارج سیستم به او تحمیل کردند بپذیرد، اما وزیر نفت برای پیشبرد سیاست‌های نفتی باید اقتدار داشته باشد.

کنگان نیوز: انقلاب نفتی و بهره‌برداری 35ماهه از فازهای پارس‌جنوبی هم دیگر اعتباری ندارد و رسما گفته شد که نمی‌توان در این مدت پالایشگاه گازی را به تولید رساند. این در حالی است که رویکرد اصلی دولت دهم در نفت همین شعار بود که پرسروصدا مانند دیگر تبلیغات دولتی مطرح شد اما امروز بی‌سروصدا «نمی‌شود» اعلام کرد.

 در واقع در این روزهای پایانی دو دولت احمدی‌نژاد روشن می‌شود که در این هشت‌سال هیچ فاز پارس‌جنوبی به اتمام نرسید و بماند که هیچ فازی در این دولت شروع نشد که به اتمام برسد. افتتاح فازهای 6 تا 10 هم مشخص شد که تا مقدار زیادی تبلیغاتی بود و هنوز این دو پروژه نقصان‌هایی برای تکمیل‌شدن دارند.

این در حالی است که به گفته بیژن زنگنه سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در این دولت بیشتر از قبل بوده اما نتیجه‌گرفتن و به بهره‌برداری رساندن...!

وزير نفت در دولت اصلاحات همچنین معتقد است: «در این دوره از مدیریت کشور موازنه‌ها نه تنها به ضرر تولید، بلکه حتی به ضرر اقشار فرودست جامعه با شعار حمایت از فرودستان بهم ریخته شد که امیدوارم مردم در خاطرشان بماند.»

گفت‌وگوی «شرق» با زنگنه، وزیر سابق نفت در ادامه آمده است:

یک سوال تکراری و همیشگی، وضعیت صنعت نفت و انرژی کشور را چگونه می‌بینید؟
الان برداشت عمومی این است که وضعیت عمومی صنایع ما ازجمله در تولید نفت و در صنایع وابسته آن در شرایط بدی است و این دیگر نیاز به تخصص هم ندارد البته فشارها و شرایط خارجی هست اما مشکل بزرگ‌تر شرایطی است که در این سال‌ها خارج از اراده مدیران و کارشناسان این صنعت بر آن تحمیل شده و تحریم‌ها هم مزید بر علت شده تا امروز که مشکلات نمود پیدا کرده است.

وضعیتي که به وجود آمده و فارغ از به وجود آورنده آن یا فارغ از درصدی که به سوءمدیریت‌ها و تحریم‌ها می‌دهید راهکاری برای اصلاح در کوتاه مدت دارد؟
راهکار دارد اما راهکارش فقط در صنعت نفت نیست، راهکار اصلی و تعیین کننده، اصلاح شرایط محیطی حاکم بر صنعت نفت است و اگر این شرایط محیطی را اصلاح کنند نتیجه آن را در صنعت نفت هم خواهیم دید و تحولات هم رخ خواهد داد البته اینها تئوری هم نیست.

در عمل صنعت نفت ایران در دوران 76 تا 84 یک دوره طلایی و درخشان توسعه را طی کرد و این دورانی نیست که فقط یک‌بار به وقوع پیوسته باشد، بلکه قابل تکرار است. توسعه پتروشیمی‌ها، توسعه پارس‌جنوبی، توسعه تولید و توزیع گاز و...

چیزی که الان در پتروشیمی داریم ماحصل آن زمان است.

اینکه باید در صنعت نفت چه‌کار کرد؟ راهبردها و رویه‌های آن مشخص است. اما اول شرایط محیط صنعت و پارادایم‌های ناکارآمد را که توسط دولت فعلی در اداره کشور حاکم شده است، باید اصلاح کرد. از دستاوردهای مثبت این دوره مدیریت در کشور این بوده که نخبگان فهمیدند روش‌های شعاری و احساسی و نیز قشری‌گرایی ما را به‌جایی نمی‌رساند و نه تنها بهبودی در زندگی مردم پدید نمی‌آورد که ما را عقب هم می‌اندازد.اخیرا رییس دولت، در ماه‌های آخر دولت‌شان در مجلس رهنمودهایی می‌دهند که جای سوال دارد که چرا خودشان در مدت هشت‌سال به این شعارها عمل نکردند؟

رفتارهای این دولت شبیه برخی رفتارهای اول انقلاب است که ما گاهی برخی از این شعارها را در سال 1358 می‌دادیم و سال 1361-1360 هم فهمیدیم که اشتباه بوده و آنها را کنار گذاشتیم، منتها ایشان بعد از هشت‌سال ریاست بر دولت و آشنایی با مسایل کشور هنوز همان صحبت‌های سال 58 را مطرح می‌کنند. نظیر اینکه بگذاریم دام‌ها وارد جنگل‌ها شوند یا اینکه کشور ما زمین و آب زیاد دارد و باید از آن استفاده کرد، همین بحث‌هایی بود که موجب وارد شدن لطمات جبران‌ناپذیری به منابع آب‌های زیرزمینی ما شد. این پارادایم حاکم بر دولت و سرمشق کشور‌داری در حوزه بخش‌های اقتصادی و صنعتی باعث آسیب جدی به کشور شده است.در این دوره از مدیریت کشور موازنه‌ها نه‌تنها به ضرر تولید، بلکه حتی به ضرر اقشار فرودست جامعه با شعار حمایت از فرودستان به هم ریخته شد که امیدوارم مردم اینها را در حافظه تاریخی خود نگه دارند و فراموش نکنند.

به یک دوره درخشان در صنعت نفت و گاز ایران اشاره کردید و وزیر نفت فعلی هم چندی پیش گفت ما 250میلیارددلار در حوزه نفت و گاز سرمایه‌گذاری کرده‌ایم، آیا می‌توانید مقایسه‌ای میان آن سرمایه‌گذاری و این انجام دهید؟
ریز عددی که ایشان مطرح کردند در اختیار کارشناسان قرار نگرفته و من در جریان آنالیز آن نیستم ولی در کل قبول دارم که الان چند برابر زمان ما سرمایه‌گذاری می‌شود. ولی سوالی که دولت باید جواب دهد این است که چرا این سرمایه چندبرابری، بازدهی کمتری دارد؟ ما برای اجرای هر فاز پارس‌جنوبی یک‌میلیارددلار سرمایه‌گذاری می‌کردیم و الان برای انجام همان کار بین سه تا چهارمیلیارد دلارسرمایه‌گذاری انجام می‌شود. آیا قیمت‌های جهانی سه تا چهار برابر شده است؟ به دلیل تحریم است؟ یا دلیل دیگری دارد؟

ما در فازهای 4 و 5 پارس‌جنوبی در عرض 43 ماه یک فاز را از صفر به تولید رساندیم اما فازهای 9 و10 پارس‌جنوبی که هشت سال پیش با پیشرفت 60درصد به این دولت تحویل شد، هنوز به اتمام نرسیده است. گویا اینها هم مانند قنات حاج میرزا آغاسی است که برای مملکت گازی ندارد اما برای برخی نان دارد.

ما برای بیش از 30هزارنفر در عسلویه و برای 20هزارنفر در بندر امام اشتغال مستقیم ایجاد کرده بودیم.

پنج فاز پارس‌جنوبی را تکمیل کردیم و پنج فاز را با پیشرفت فیزیکی بالای 60درصد تحویل دادیم.

الان با توجه به تحریم‌ها شرایط هم مناسب‌تر است برای اینکه به جای فروش نفت ایران که مورد همه گونه تحریم است، آیا زمان اجرایی کردن شعار اقتصاد بدون نفت نیست؟
من هم با این استراتژی موافقم اما نه با حذف نفت از منابع ایران. بلکه با رشد دادن سایر بخش‌های صنعتی و صادراتی، الان نفت سهمی حدود 40درصد از تولید ناخالص ملی و 70درصد سهم صادرات ما را تشکیل می‌دهد و اگر ما اقتصاد کشور را با نرخ رشد هشت‌درصدی مصوب در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه دهیم و صنعت نفت هم در کل با نرخ 2، 3 درصدی رشد کند (که البته نرخ معقولی است)، پس از 15 سال به جایی می‌رسیم که سهم نفت در تولید ناخالص ملی زیر 20درصد باشد.

بودجه عمومی هر کشور به دو بخش جاری و عمرانی تقسیم می‌شود، باید منابع تامین‌کننده بودجه عمومی کشور از منابعی به جز صادرات نفت تامین شود و بعد آنچه از نفت حاصل می‌شود را برای توسعه کشور هزینه کنیم.

اصل را باید بر این گرفت که چگونه رشد اقتصادی را بهبود ببخشیم. اگر بخواهیم کاری کنیم که وزن نفت در صادرات کشور کاهش یابد، خب روش اصلی آن همین است که برنامه‌ریزی کنیم برای صادرات محصولات پتروشیمی و محصولات با ارزش افزوده بالاتر نفتی و نیز تولید و صادرات دیگر محصولاتی که در تولید آنها مزیت داریم. اگر امروز 18میلیارددلار تولید مواد پتروشیمی داریم،

این نتیجه برنامه‌ریزی و تلاش شبانه‌روزی است که در سال‌های 76 تا 84 انجام شد. سال 76 این میزان یک‌میلیارددلار بود. در سال‌های اخیر هم که احداث واحدهای جدید پتروشیمی تقریبا متوقف شده. اگر بتوانیم صادرات مواد پتروشیمی را تا 40میلیارددلار برسانیم و 50میلیارددلار هم از سایر بخش‌ها، صادرات داشته باشیم نظیر محصولات صنعتی، صادرات خدمات و... در آن صورت سهم نفت در تراز بازرگانی خارجی کشور به زیر 30درصد می‌رسد و این یعنی اقتصاد بدون نفت.برای توسعه تمامی بخش‌های کشور می‌توانیم از درآمد حاصل از نفت و سایر منابع بودجه‌ای استفاده کنیم و در مقابل برای توسعه صنعت نفت از منابع خارجی بهره بگیریم و با رشد سایر بخش‌ها سهم نفت را در اقتصاد کم کنیم نه اینکه مابقی بخش‌ها توسعه نیابند و شعار اقتصاد بدون نفت را بدهیم.

با آن چیزی که به عنوان سیاست‌های انرژی ایران در سال‌های اخیر منعکس شده شما تا چه حد موافقت یا نقد دارید؟ و سیاستگذاری‌های کلان انرژی را فارغ از اجرا چگونه می‌بینید؟
چیزی که شامل سیاست‌های جدید باشد در این سال‌ها اعلام نشده، هر چیزی که اجرا می‌شود حداقل در گفتار، همان سیاست‌هایی است که در برنامه‌های تنظیم شده تا سال 1384 تهیه و عرضه شده بود اما این مشکلاتی که در صنعت نفت رخ داده ناشی از استراتژی توسعه صنعت نفت ایران نیست، مشکل بی‌ثباتی مدیریتی و بی‌اقتدارکردن وزارت و وزیر نفت است.
 مشکل آنجاست که کسانی در دولت، وزیر نفت بله‌قربان‌گو می‌خواهند که هر کس را از خارج سیستم به او تحمیل کردند بپذیرد، اما وزیر نفت برای پیشبرد سیاست‌های نفتی باید اقتدار داشته باشد.

تخصص‌ستیزی و کارشناس‌ستیزی که از بیرون به وزارت نفت تحمیل شده، تحقیر نهاد مدیریت در کل کشور است که اکنون بعد از هشت سال موجب ناکارآمدی سیستم اداری و اجرایی دولت شده است. 

آقای مهندس زنگنه در دوران وزارت، شما به تکیه بیش از اندازه به شرکت‌های خارجی در توسعه صنایع نفت و گاز ایران و بی‌توجهی به صنعتگران داخلی متهم بودید، به‌خصوص تیمی که در وزارت نفت به نام جنوبی‌ها مطرح می‌شدند همیشه چنین انتقادی را به شما داشتند، در این مورد توضیح می‌دهید؟
به نظر من مشاوران، تجهیزات‌سازان و سایر شرکت‌هایی که در صنعت نفت فعالیت می‌کردند باید به این سوال پاسخ دهند که امروز وضعشان از آن روز بهتر است یا نه؟ اکنون که دولت مدعی است سرمایه‌گذاری در صنعت نفت بیشتر شده و شرکت‌های خارجی هم هیچ انگیزه و تمایلی برای حضور در بازار ایران ندارند، آیا شرکت‌های داخلی توسعه یافته‌اند و از شرایط موجود راضی هستند؟ ما در آن زمان اگرچه شرکت‌های خارجی را وارد بازار ایران می‌کردیم اما الزامی هم برای آنها داشتیم تا از توان پیمانکاران و تجهیزات‌سازان و سایر شرکت‌های داخلی در پروژه‌هایی که می‌گیرند استفاده کنند تا همزمان شرکت‌های داخلی هم آموزش ببینند و در سال‌های بعد جایگزین آنها شوند. برنامه ما این بود که طی 10 سال صدمیلیارددلار کار را به پیمانکاران داخلی واگذار کنیم.

مهندسان مشاور نظیر سازه، نارگان و چگالش که از مطرح‌ترین مهندسان مشاور صنعت نفت هستند گزارش دهند که چه مقدار سازمان خود را در هشت سال اخیر توسعه داده‌اند؟ پیمانکاران و کارخانه‌هایی که با وزارت نفت همکاری می‌کردند گزارش دهند که آیا در دوره اخیر نیروی انسانی اضافه کرده‌اند یا کارگران و مهندسان خود را تعدیل کرده‌اند؟ سندیکای سازندگان تجهیزات صنعت نفت گزارش بدهند که در این دوره بر سر سازندگان تجهیزات چه آمده است؟

از شایعه «هارپ» تا «زلزله های متوالی»


کنگان نیوز" نکته مهم آنکه بیش از 100 میلیون انسان در جنوب غرب آسیا این زلزله را احساس کردند. و از سوی دیگر این زلزله هم دلیل دیگری شد بر اینکه کشور های عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس بر خطر لرزه خیزی در جنوب ایران و همچنین اینبار به دلیل احتمال سونامی (شبیه سونامی پس از زلزله 11 مارس 2011 ژاپن) و آسیب به نیروگاه بوشهر هم ابراز نگرانی کنند.
رخداد زلزله های بزرگ پیاپی در دو، سه هفته اخیر، سوالات زیادی را در اذهان جامعه ایجاد کرده است. سوالاتی مثل علت رخداد زلزله های فراوان در ایران، علت تفاوت مشخصات زلزله های اخیر در گزارش‌های مراکز مختلف، علت تلفات اندک زلزله 7.7 ریشتری سیستان، علت رخداد زلزله ها پشت سر هم و ارتباط احتمالی آنها و تاثیر عوامل انسانی در بروز این زلزله ها.

دکتر مهدی زارع، معاون پژوهشی و فناوری پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله در گفت‌و‌گو با ایسنا به سوالاتی که این روزها بسیار پرسیده می شوند، پاسخ داده است.

علت زلزله چیست؟


«ورقه (plate) زمین ساختی (tectonic) ایران بین ورقه های زمین ساختی اوراسیا و عربی قرار گرفته است. حرکت ورقه زمین ساختی عربی از جنوب به ورقه زمین ساختی ایران فشار می‌آورد و از آنجا که صفحه زمین ساختی ایران در شمال به ورقه پایدار توران محدود است یعنی نمی تواند بیشتر به سوی شمال جا به جا شود (تا پیشرفت ورقه عربی به سوی شمال و شمال شرق را مستهلک کند) به نا چار خودش دچار تغییر شکل به صورت چین خوردگی و گسلش می شود. 90 % از تغییر شکل غیر لرزه‌یی است و خوشبختانه فقط 10 درصد آن لرزه‌یی است. این لرزش ناگهانی و آزاد شدن انرژی جمع شده در یک محل از طریق گسل ها به زلزله منجر می شود.»

چرا در ایران بیش از عربستان زلزله می آید؟


«مناطقی مانند عربستان و ورقه عربی عمدتا به لحاظ زمین شناختی در وضعیت پایدار هستند؛ بنابراین در چنین مناطق با وجود تغییر شکل کمی که رخ می دهد زلزله های کمی هم می آید ولی در ایران با توجه به پاسخ سوال اول اینگونه نیست. ضمنا همه جای ایران هم به یک میزان زلزله نمی آید. زلزله ها در منطقه جنوب ایران مثلا در شهر بندرعباس بیش از هر جای دیگر ایران می آیند و در شهر آبادان کمتر از هر جای دیگری و این به موقعیت این شهر ها در نزدیکی یا دوری از مناطق و گسلهای فعال در پوسته ایران بستگی دارد.»

چرا زلزله ها توسط مراکز مختلف، متفاوت گزارش می شود؟


اطلاعات اولیه زمین‌لرزه 16 آوریل 2013 سراوان با بزرگی 7.5 از سوی موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران اعلام شد و این بزرگا در بعضی رسانه های داخلی به عنوان گزارش رسمی اعلام شد و اصلاح هم نشد (در حالی که تمام مراکز لرزه نگاری از جمله پژوهشگاه زلزله و سازمان USGS بزرگا را به 7.7 یا 7.8 اصلاح کردند) و همچنین اینکه بزرگای زمینلرزه 18 آوریل 2013 تسوج در آذربایجان شرقی در رسانه های داخلی به نقل از موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران 5.2 اعلام شد و این در حالی بود که مراکز دیگر زلزله شناسی داخلی و بین المللی بزرگا را 4.7 یا 4.8 گزارش کرده بودند، نکته مهمی است که نیاز به توجه دارد.

یادآوری می شود که تمام مراکز لرزه نگاری بین المللی اطلاعات اولیه زمین لرزه ها را منتشر می کنند و به ویژه برای زلزله های شدید (با بزرگای 6 به بالا) این اطلاعات (بزرگا یا ژرفا و یا هردو) دو بار یا حتی سه بار از سوی این مراکز تصحیح و مجددا اعلام می شوند (بزرگای زمینلرزه سراوان و به ویژه ژرفای آن سه بار اصلاح شد و بزرگای و ژرفای زمینلرزه تسوج دو بار تصحیح شد). بنابراین مشکل در بسیاری از مواقع در اعلام رخداد زلزله ها است ولی محاسبه اندازه زمینلرزه ها مانند هر اندازه گیری فیزیکی دیگری دارای خطاست. هر چه تعداد ایستگاه‌ها بیشتر و نرم افزارهای محاسبه روزآمد تر باشند امکان اندازه گیری دقیقتر و سریعتر وجود دارد و هر چه تعداد کمتر باشد یا ایستگاهها از هم دورتر باشند خطاهای اندازه گیری بیشتر است)»

چرا زلزله 27-1-92 سیستان کم تلفات بود؟

«در ساعت 15:14 سه شنبه 27 فروردین زمینلرزه ای با بزرگای 7.7 در نزدیکی سراوان و خاش در استان سیستان و بلوچستان آمد (56 سال بعد از آخرین زمینلرزه با بزرگای بیش از 7.5 در ایران -البرز- و 16 سال بعد از آخرین زمینلرزه با بزرگای 7.0 در شرق ایران) که در لحظات اول بیم آن می رفت که فاجعه ای در کشور پدید آمده باشد و یکی از گسل‌های جنوب شرقی ایران در این ناحیه نزدیک به مرز (باروندی شمال غرب- جنوب شرق) مسبب رویداد باشد، چرا که در ابتدا ژرفای این زلزله حدود 15 کیلومتر اعلام شد، ولی بعد از آنکه معلوم شد که خوشبختانه زلزله ای ژرف و در منطقه ای تقریبا خالی از سکنه در ایران رخ داده است (لرزه اصلی 63 کیلومتر و پسلرزه ها همگی بین 60 تا 80 کیلومتر) و با محاسبه سازوکار زمینلرزه (که کششی بود) و مشاهده روند تقریبا شرقی-غربی گسلش مسبب، مشخص شد که زمینلرزه مربوط به پهنه فرورانش مکران است و در 370 کیلومتری شمال ساحل مکران رخ داده است.

زلزله در ایران یک کشته (خانمی که ظاهرا برای چیدن گیاهان صحرایی با خانواده به کوهستانهای سراوان رفته بود در اثر سنگ لغزش در هنگام زلزله کشته شد) و در پاکستان 40 کشته به جا گذاشت. احساس شدن این زلزله از دهلی نو و اسلام آباد و کابل تا کویت، دوحه، منامه، دوبی و شیراز و کیش و بوشهر سوالات و نگرانی های مختلفی را بر انگیخت والبته دلیل تمام این گستردگی محدوده، ژرفای زیاد کانون زمین لرزه بود.

نکته مهم آنکه بیش از 100 میلیون انسان در جنوب غرب آسیا این زلزله را احساس کردند. و از سوی دیگر این زلزله هم دلیل دیگری شد بر اینکه کشور های عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس بر خطر لرزه خیزی در جنوب ایران و همچنین اینبار به دلیل احتمال سونامی (شبیه سونامی پس از زلزله 11 مارس 2011 ژاپن) و آسیب به نیروگاه بوشهر هم ابراز نگرانی کنند، که البته به دلایل مختلف از جمله عدم شباهت منطقه حاشیه اقیانوس آرام به حاشیه دریای عمان و خلیج فارس از نظر زمین شناختی و همچنین ریخت و ژرفای کف خلیج فارس این نوع تشبیه بی وجه به نظر می رسد ولی بازنگری در مطالعات ریسک و ملاحظات ایمنی در کل ناحیه خلیج فارس و دریای عمان با مشارکت همه کشور های حاشیه این دریاها الزامی است.

زلزله های پشت سر هم چرا و چگونه رخ می دهد و نشانه چه هستند؛ آیا احتمال وقوع زلزله در دیگر استان های کشورمان به واسطه زلزله های اخیر، بیشتر شده است یا نه؟


در مناطقی که زلزله رخ داده است، همچنان امکان وقوع پس لرزه وجود دارد؛ به طوری که پس از وقوع زلزله های با بزرگای 7 تا حدود یک سال و زلزله های با بزرگای 6 ریشتر، تا حدود 6 ماه، انتظار رخ دادن پس لرزه وجود دارد و به همین ترتیب هرچه بزرگای زلزله کمتر باشد، پس لرزه های بعدی در دوره زمانی کوتاه تری رخ می دهد.

آیا در نقاطی که نزدیک به کانون زلزله نبوده اند، برای مثال پایتخت هم امکان زلزله وجود دارد یا نه؟

«مناطق دیگر ربطی به گسل هایی که اخیرا در آنها انرژی آزاد شده، ندارند و بنابر این زلزله های اخیر امکان وقوع زلزله در آنها (گسلهای دیگر) را تغییر خاصی و قابل ذکر و مشاهده ای نداده است، اما مردم سراسر ایران باید همیشه آماده باشند، چون کشورمان بیش از 100 گسل لرزه خیز (شناخته شده) دارد که هر کدام ممکن است دچار جنبش جدیدی شوند و بسیاری از شهر های بزرگ و کوچک ما در کنار این شهر ها واقعند و بنابر این احتمال وقوع زلزله در هر نقطه از کشور که روی گسلی لرزه خیز واقع شده، وجود دارد.»

آیا زلزله های اخیر به هارپ ربطی دارد؟


«هارپ یک فناوری است که در آمریکای شمالی مورد استفاده است ولی با این فناوری نمی توان زلزله های مهمی مانند زلزله بوشهر در 9 آرویل 2013 یا زلزله سراوان در 16 آوریل 2013 ایجاد کرد. چون مثلا زلزله سراوان در ژرفای 63 کیلومتری رخ داده است و هیچ بشری در هیچ جا نتوانسته پدیده ای طبیعی در این ژرفا را تحریک کند یا برآن اثر بگذارد. اثر بشر از طریق هارپ یا فناوری های دیگر معمولا بر پدیده هایی است که در سطح زمین یا نزدیک آن رخ می دهند و بنابراین اغراق در این مساله به شبه علم و طرح مسائل غیر علمی و باورهای غیر وااقع بینانه می انجامد. ضمنا پدیده ای مانند زلزله ها از نظر اندازه و مکانیسم امروزه توسط ده ها، صدها و گاه هزاران ایستگاه لرزه نگاری در جهان ثبت و رصد می شوند و اینطور نیست که کسی بتواند با نظریه های خیالی آنها را توضیح دهد.

این زلزله ها قابل بررسی و مطالعه و توضیح تشریح دقیق هستند و نباید نه در مورد زلزله ها و نه در هیچ پدیده دیگری در جهان واقع به دنبال خیال و شبه علم برای تشریع آنها برویم. وقتی داده و اندازه گیری و رصد علمی امکان پذیر است چرا باید به دنبال شبه علم و نظریه های خیالی باشیم؟»عصر ایران

از "کنگان ایران" تا "کنگان استرالیا"!+تصاویر

  بندر کنگان مرکز شهرستانی با همین نام است که در جنوب استان بوشهر واقع شده است. بندر کنگان مرکز شهرستانی با همین نام است که در جنوب استان بوشهر واقع شده است. این شهرستان را نه تنها می توان ثروتمندترین شهرستان استان بلکه کشور نامید، زیرا صنایع مهم نفتی و گازی در کنار یکی از بزرگترین کارخانه های سیمان کشور در این شهرستان واقع است. شاید به همین دلیل است که این شهرستان در میان سایر شهرستان های استان بوشهر کمترین نرخ بیکاری را دارد.

عسلویه قطب بزرگ گازی کشور در این شهرستان واقع شده است و عملیات احداث فازهای سایت دوم پارس جنوبی نیز مدت هاست که در این شهرستان آغاز شده است.



شاید تصور کنید این فقط کشور ایران و استان بوشهر است که کنگان دارد! نام کنگان را می توان در کشورهای دیگری نظیر هند، مالزی و استرالیا نیز یافت.

کنگان علاوه بر اینکه نامی زیبا برای زنان هندی به شمار می آید، نام یکی از مناطق مورد مناقشه کشمیر تحت کنترل هند است. این منطقه مسلمان نشین مردمی مبارز و آزادی خواه را در خود جای داده که از خصوصیات بارز آنها واکنش های غیرتمندانه علیه اهانت به مقدسات اسلام از سوی دشمنان است. اخیرا مردم منطقه کنگان نسبت به فیلم موهن به ساحت پیامبر عظیم الشان اسلام به خیابان ها ریختند و اقدام جنون آمیز صهیونیست ها را محکوم کردند.



کنگان همچنین نام منطقه ای بسیار خوش آب و هوا در مالزی است که بعنوان یکی از جاذبه های مطرح گردشگری این کشور به شمار می رود. در این منطقه هتل ها و اقامتگاه های فراوانی برای توریست ها در نظر گرفته اند. سالانه گردشگران زیادی به مالزی جهت اقامت در کنگان این کشور سفر می کنند تا مالزی نیز کنگانی پر درآمد همچون ایران داشته باشد، کنگانی که مشترکاتی نظیر دریا با کنگان ما دارد ولی درآمد زایی آن بدون صرف هزینه های زیست محیطی و گازهای هیدروکربوری است.


آوازه کنگان در قاره اقیانوسیه اما مقداری متفاوت از آنچه در هند، ایران و مالزی گفته شد می باشد. کنگان در ملبورن استرالیا نام یک موسسه معروف و قدرتمند است که در زمینه آموزش زبان انگلیسی، مهارت های فنی و ...فعالیت دارد و غالب مراجعین موسسه کنگان مهاجرانی هستند که جهت اقامت، کار و تحصیل به استرالیا سفر کرده اند.



تحقیق و ترجمه: استان نیوز