حکایـت جـاری مـن، تـو، او



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا !

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدرسه کنار خیابان آدامس میفروخت !

معلم گفته بود انشا بنویسید
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت ؟

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود !

معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت و علم گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید !

سال های آخر دبیرستان بود
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده

من باید بیشتر درس می خواندم و دنبال کلاس های تقویتی بودم
تو تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد
او اما نه انگیزه داشت نه پول، درس را رها کرده و دنبال کار می گشت

روزنامه چاپ شده بود
هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم
تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود !

من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به این فکر کنم که کسی؛ کسی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه آن را به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه !
برای اولین بار بود در زندگی اش که این همه به او توجه شده بود !!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود !

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند

من خوشحال بودم که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند !

زندگی ادامه دارد ...
هیچ وقت پایان نمی گیرد ...

من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است !!!
تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است !!!
او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!

من، تو، او
هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم

اما من و تو اگر به جای او بودیم
آخر داستان چگونه بود ؟؟؟

هر روز از كنار مردمانی می گذریم كه یا من اند یا تو و یا او ؛
و به راستی نه موفقیت های من به تمامی از آن من است و نه تقصیرهای او همگی از آن اوست ...


مردم درباره گرانی و کمبود دارو چه می گویند/ فرزندم در مقابل دیدگانم آب می شود ...

کنگان نیوز" برای یک اسپری آسم همه داروخانه ها را گشتم/ انسولین 1500تومانی 12500 شده/ سرطان پدرم به مرز خطر رسیده ولی دارو نیست/ داروی مادرم در داروخانه ها نیست ولی در بازار آزاد 4 میلیون می فروشند/به عنوان یک پزشک می گویم حتی داروهای معمولی هم مشکل دارند/ میزان آهن خون دخترم از هزار به 5هزار رسیده ولی دارو نیست/ مادرم را به خاطر نبودن دارو از دست دادم...
کنگان نیوز"  در واکنش به انتشار مطالبی در عصر ایران در انتقاد از گرانی و کمبود دارو در ایران، شماری از مخاطبان، با ارسال نظراتی تجربیات خود را از کمبود و گرانی دارو مطرح کردند که "بخشی از آنها" منتشر می شود:

- من و خواهرم بیماری دیابت داریم. تا ماه پیش انسولین می خریدیم 6 هزار تومان که این ماه 12 هزار تومان خرید کردیم.
نوار تست قند خون می خریدیم هر عدد 35 هزار تومان که این ماه شده 45 هزار تومان. جالبه که نوار تست قند خون زمانی که دلار 3800 و 4000 تومان بود با قیمت 32 الی 35 هزار تومان فروش می رفت.

 الان که دلار 3200 هست با قیمت 45 هزار تومان می فروشند. این جدای از هزینه داروهای پدرم می باشد که دچار ناراحتی قلبی بوده و پلاویکس و ... را با قیمتی که خود بهتر می دانید مصرف می کند! هزینه داروهای ما در هر ماه 300 هزار تومان به جز هزینه پزشک و ... می باشد.

- الان من خودم به داروی بیسموت نیاز دارم که مشابهی هم نداره و تازه داروی گرونی نیست و در داخل هم تولید میشه ولی میگن چون مواد اولیه اون موجود نیست دیگه تولیدی نداریم. این دارو برای زخم مری و معده کاربرد داره . الان من هر روز باید از سینه بسوزم .

-  همسر بنده قرص وارفارين (ضدلخته شدن خون) مصرف مي كند كه تاچندي پيش مثل نقل ونبات در همه داروخانه ها بود ولي الان اصلا موجود نيست. اگر ايشان دراثر نبودن قرص دچار سكته شود مسئول كيست؟

کودک در بیمارستان
- داروي بتافرون مخصوص بيماران ام.اس حدود يكماه است توزيع نمي شود چه كنيم؟

- از كيفيت داروها هم صحبت كنيد پسر من به خاطر مصرف يک شربت آنتي بيوتيك ساده كه قبلا هميشه مصرف مي كرد تا پاي مرگ رفت.

- در شهرستان بوکان (آذربایجان غربی) آمپول رگام در سیستم توزیع دولتی موجود نیست و مردم مجبورند آن را در بازار آزاد با قیمت 400 هزار تومان تهیه کنند. لطفاً پیگیری فرمائید.

- بتافرون داروي بيماران ام اس كه با قيمت ماهيانه 80 تومان براحتي در دسترس بود. اين اواخر به 420 تومان رسيده بود كه به هر بدبختي تهيه مي كرديم. چند روز قبل داروخانه هلال احمر قيمت آن را بالغ بر 1.600.000 تومان اعلام كرد .  

- باور بفرماييد براي تهيه يک عدد اسپري آسم تمام داروخانه هاي شهرم را گشتم ولي دريغ از يك افشانه. بيماري آسم را هم كه همه مي شناسند. حالا همسرم شبها تا صبح به سختي نفس مي كشد و صداي خس خس سينه اش تا يك كوچه آن طرف تر شنيده مي شود.  

- اسپری مینیرین که داروی وارداتی برای کنترل بیماری دیابت بیمزه است چندماه است در بازار پیدا نمی شود و چون داروی نیازمند به برودت است در بازار آزاد هم قابل اعتماد نیست.
ساخت ایرانی آن به هیچ وجه جواب بالینی نداده . عدم مصرف این دارو باعث عدم جذب آب بدن توسط کلیه ها شده و دفع سریع یعنی ادرار بیش از حد شده و تشنگی همراه با ضعف شدید در بیمار ایجاد می کند.
 این بیماری، ناعلاج و نیاز مبرم به مصرف مداوم دارو دارد حال ببینید بیماران مبتلای به این بیماری چه می کشند ؟  فرزندم در مقابل دیدگانم آب می شود و من چاره ای ندارم چون داروی او یافت نمی شود .

- اوایل سال قبل قیمت انسولین 1500 تومان بود اما اکنون به 12.500 تومان رسیده واقعا مسئول این وضعیت کیست؟

- من كارمند بيمارستانم. الان چندماهي است كه به خاطر نبود دارو هيچ بيمار ام اس ( يک بيماري صعب العلاج) را توي بيمارستان بستري نميكنن... هر چند وقت يكبار خانواده هاشون مراجعه ميكنن و با كلي اميد ميپرسن كه مشكل دارو حل شده؟ و با نااميدي برميگردن.

- قرص مزالازین ایرانی برای درمان کولیت اولسروز می باشد مدتی است نایاب شده است ونمونه خارجی آن 5 برابر قیمت ایرانی می باشد. مسولینی که یارانه دارو را حذف کردند چرا پاسخگو نیستن؟ آیا ما قشر بیمار کم درآمد محکوم به مرگیم؟

- نزدیک به یک هفته پیش برای چندمین بار سرطان روده پدرم به مرز خطرناک رسید . پدرم رو به تهران انتقال دادیم و پزشک داروهایی تجویز کرد اما هیچ کدام را یا داروخانه ها نداشتند یا به یک ورق اکتفا می کردند و البته در بیشتر مواقع خودشان خیلی جالب پیشنهاد خرید آزاد آن را با یک تلفن می دادند و به نوعی به راحتی در داروخانه ها دلالی شکل گرفته است ... تا امروز داروهایی که تا 2 ماه قبل با قیمت 10 هزارتومان می خریدم بعد یک هفته با  2.750.000 تومان و یک هفته جستجو و درد کشیدن و وخیم شدن حال پدرم به دست آوردم ... اکنون با 600 هزارتومان حقوق ماهیانه چگونه این رقم دارو را برای پدرم بپردازم و بتوانم خودم هم امرار معاش کنم ... خدا به فریاد ما بی کسان این دوران برسد.

کمبود دارو

- الان بنده به دنبال داروی خارجی تگرتول هستم. کلی داروخانه رو سر زدم تا دارو پیدا کنم. که با این همه تلاش تازه تونستم 30 عدد دارو که برای مصرف 15 روز بیمارم هست را تهیه کنند.

- من مادرم سرطان داره باید هر ماهه یک آمپول به نام ساندوستاتین تزریق کنه اما الان 3 ماهه که این دارو نایاب شده تورو به خدا کاری کنید این دارو توی بازار آزاد به مبلغ 4 میلیون تومان میفروشند، اما هیچ داروخانه ای اون رو نداره.

- به عنوان یک پزشک می گویم، کاش فقط داروهای بیماریهای صعب العلاج پبدا نمی شد چون این بیماریها معمولا شیوع کمی دارند. مشکل اصلی در حال حاضر کمبود داروهای لازم برای بیماریهای شایع است. متفورمین، رانیتیدین، شیاف استامینوفن، سرم نرمال سالین و بسیاری قطره های معمول چشمی جزو داروهای سهمیه بندی هستند و در شهرستانها کمبودشان شدیدا حس می شود. فقط تهران و شهرهای بزرگ را نبینید.

-  خدا می داند که من بیمار دیابتی که اسولین لانتوس ونومیکس استفاده می کنم با قبول نکردن بیمه بر اضافه قیمت داروها شاید نزدیک به 10برابر می پردازم تازه با نامه و خواهش و 100 بار رفت وامد. چه کسی جوابگو خواهد بود؟ من بیشتر مجبور می شوم دوزهای انسولین را با مادر دیابتی ام قسمت کنم .

- خدایا اگه قرص وارفارین نتونم تهیه کنم بابام... ملت کمکم کنید این قرص برای بیماران قلبی که جراحی باز کردند و جلوگیری از تشکیل لخته خون هسته تمام داروخانه های خوزستان رو گشتم پیدا نکردم. 

- پدرم هفته گذشته چهار روز تو بيمارساني توي شهرستان به خاطر نبودن يك دارو زجر كشيد. آخرش هم تو تهران از بازار آزاد تهيه كردم.

- مادر گوهری گرانبهاست مادرم را به خاطر داروهای بی کیفیت ازدست دادم.

- بنده خانواده یک بیمار سرطانی هستم که پزشک معالج این بار به ما گفت حتی داروهای ایرانی نیز یافت نمی شود!

- سلام متاسفانه امروز برای پیداکردن یک شربت رانتیدین خارجی برای بچه ام نزدیک به 100 داروخانه تهران سرزدم که درنهایت تونستم پیداکنم. متاسفانه یک شربت معمولی به زور پیدا می شه.

- الان من خودم به داروی بیسموت نیاز دارم که مشابهی هم نداره و تازه داروی گرونی نیست و در داخل هم تولید میشه ولی میگن چون مواد اولیه اون موجود نیست دیگه تولیدی نداریم. این دارو برای زخم مری و معده کاربرد داره. الان من هر روز باید از سینه بسوزم.

-  من داراي يك فرزند هستم كه مبتلا به بيماري تالاسمي است و از سال 1373 به طور مداوم هر بيست روز يكبار خون تزريق ميكند و براي كاهش غلظت آهن آمپول دسفرال بايد ماهي 100 عدد (ويال ) نيز تزريق نمايد كه در دوره رياست جمهوري آقاي هاشمي و آقاي خاتمي اين دارو مرتب به صورت رايگان در اختيار همه‌ي بيماران از جمله فرزند دختر من نيز قرار مي گرفت اما متاسفانه در دوره‌ي رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد اين دارو توسط داروي ديگري به نام دسفوناك جايگزين شد كه داروي مورد نظر كارآيي داروي اول را ندارد.

دوسال است كه همين دارو هم به تعداد مورد نياز بيماران در اختيار بيماران قرار نمي‌گيرد و منجر به افزايش بار آهن بيماران شده است كه طي دو سال گذشته تعدادي از بيماران به همين علت فوت نموده‌اند كه گناه مرگ اين عزيزان به گردن مسؤولان وزارت بهداشت است كه بايد نزد پروردگار عالم پاسخگو باشند.

اينجانب از يكسال پيش وقتي متوجه شده ميزان آهن خون دخترم از هزار به پنج هزار افزايش يافته است مبادرت به خريد قرص اكسجيد نمودم و ماهي دويست هزار تومان هزينه خريد اين قرص را با صرفه جويي در مخارج ديگر زندگي تامين مي كردم و الان مقدار آهن خون دخترم تا دوهزار كاهش يافته است اما اينك اين قرص هم در داروخانه هاي خاص (29 فروردين تهران ) موجود نيست. خواهشمند است مشكل ما را هر طور كه صلاح مي‌دانيد به مسولين محترم برسانيد.

-  یک بیمه تکمیلی درمان گرفتیم که سرطان رو پوشش بده . کل مبلغی که بابت شیمی درمانی میدن 5 میلیون تومنه در صورتی که هر مرتبه داروی شیمی درمانی از هلال احمر بین 1 تا 1.5  میلیون در میاد یعنی یه دوره درمان شش ماهه با داروهای توزیعی هلال احمر میشه 8 تا 12 میلیون. این چه پوششیه؟

- من این روزها واسه چندتا دارو برای افراد مختلف مثل مادر و مادربزرگ و خودم و ... ناچار بودم دنبال دارو باشم که خیلی از داروها رو میگن یا نیست یا توزیع نشده اگر هم بیاد با تغییرات قیمت های بالا مثلا یک آمپول یک ماه پیش گرفتم 50هزارتومان این ماه گرفتم 100 هزار تومان این  شرایط واقعا برای بیماران و خانواده ها کمرشکن و کشنده است.

- من پسري دارم كه از بدو تولد به اختلال سندرم بارتر مبتلا بود و الان بايد روزانه 21 قرص پتاسيم كلرايد در سه نوبت بخوره تا حداقل پتاسيم حياتي براي زنده بودنش تامين بشه كه اصلا در بازار نيست و پس از جستجو از كل ايران ميتونم با رابطه و خوش شانسي گاهي 300 تا 400 قرصشو پيدا كنم اونم با قيمت هر بسته 100تايي 28000 تومان كه براي 5 روز بيشتر نمي رساند.
اين به غير از ساير داروهاي مكمل مورد نياز است و علي رغم كارمند بودن و تحت پوشش انواع بيمه جزو داروهاي تحت پوشش بيمه هم نيست!! حالا ببينيد مني كه كارمندم چقدر بايد در ماه هزينه كنم چه برسه به يه بنده خدايي كه وضع بدتري هم داره .
خواهشمندم اين رشته معضل دارو رو تا رسيدن به نتيجه از رو سايتتون قطع نكنيد تا امثال ما كه صدامون به جايي نمي رسه مسايل رو بگيم شايد يكي دلش به رحم بياد.

- من بيمار سرطاني دارم كه داروي هرسپتين بايد تزريق كنه . الان اين دارو در هلال احمر پنج ميليون و پانصد هزار تومن و در بازار آزاد حدود 9 ميليون تومن است. بيماري كه 18 نوبت بايد اين دارو را تزريق نمايد شما حساب كنيد چه مقدار بايد هزينه كرد. تمام درامد من كارمند در ماه كمتر از يك ميليون است. از شما مي پرسم چه بايد كرد....

- برادرم مبتلا به بیماری صرع خفیف هستند و دکتر برای ایشان قرص سدیم ولپرات تجویز کردند بسته 100تایی این قرص جواب دو هفته ایشان را می دهد... حال متاسفانه این دارو نایاب شده و فقط داروخانه هلال احمر آنرا عرضه میکند که به زور جواب نیاز بیمار را بدهد. و اگر این قرص قطع شود بیمار دچار تشنج می شود!  

- من هم داداشم بیماری راشیتیسم مقاوم به درمان داره. به تجویز پزشکان روزی 3 کپسول روکالترول باید مصرف کنه. وگرنه در عرض 1-2 ماه دیگه نمیتونه حرکت کنه و کاری انجام بده. الان بیشتر از 1 ماهه که نتونستیم قرص هاشو پیدا کنیم. شرکت ایرانی که قبلا تولید میکرده، دیگه تولید نمیکنه. دادشم هم هر روز ضعیف تر رو ضعیف تر میشه.

- ویتامین ب 1 تو داروخانه ها نیست شما دنبال داروی سرطان و ... هستین

- من به علت موج گرفتگی شدید به تجویز پزشکان معالج سالهاست داروی اعصاب مصرف می کنم که چند سالی است قرص دپاکین 200 روزی دو بار مصرف می کنم که مدتهاست پیدا نمی شود و بالاجبار قرص دپاکین 500 را نصف صبح و نصف ظهر می خورم که اونهم سه ماه است پیدا نمی شود شما رو بخدا من چه گناهی دارم که باید اینجوری عذاب بکشم تازه همون هم بهایش سه برابر شده.

- سلام من بیماری اسکیزوفرنی دارم و دپاکین 500 مصرف می کنم قبلا برای 120 قرص 60 هزار تومان پرداخت می کردم الان باید 120 هزار تومان پرداخت کنم به شرطی که دارو گیر بیاد از مسئولین تقاضای رسیدگی عاجل دارم .

- من پسري دارم كه از بدو تولد به اختلال سندرم بارتر مبتلا بود و الان بايد روزانه 21 قرص پتاسيم كلرايد در سه نوبت بخوره تا حداقل پتاسيم حياتي براي زنده بودنش تامين بشه كه اصلا در بازار نيست و پس از جستجو از كل ايران ميتونم با رابطه و خوش شانسي گاهي 300 تا 400 قرصشو پيدا كنم اونم با قيمت هر بسته 100تايي 28000 تومان كه براي 5 روز بيشتر نمي رساند اين به غير از ساير داروهاي مكمل مورد نیاز است و علي رقم كارمند بودن و تحت پوشش انواع بيمه جزو داروهاي تحت پوشش بيمه هم نيست!! حالا ببينيد مني كه كارمندم چقدر بايد در ماه هزينه
كنم چه برسه به يه بنده خدايي كه وضع بدتري هم داره. 

- مادر بنده احتیاج به یک قطره چشم دارد که از قیمت 10 هزار تومان به حدود 50 هزار تومان رسیده است. مدتی ناچار شدیم جنس ایرانی بدهیم که چشمش شروع به عفونت کرد. بنده مجبورم حالا به هر زحمتی شده آن را از گوشه کنار شهر تهیه کنم.اما تا کی؟

 - مادر من بخاطر عفونت بيمارستاني بالاي90 روزبستري بود تمام داروها رو از بازار آزاد توي داروخانه ها! گير آورديم.

- كپسول كرون (جبران كمبود آنزيم ليپاز)در استان زنجان پيدا نمي شود.

- من جانباز شيمياي هستم كه به انواع مريضي ها ناراحتي ريه ’ قلب ’ كليه ’فشار خون ’ اعصاب ’ وديابت و غيره دچار هستم و نزديك به 28 سال است كه مرتبا از دارو استفتده مي كنم و چندين بار هم مورد عمل جراحي قرار گرفتم. ... الان اسپري خارجي براي ريه را تا 85 هزار تومان خريدم و الان اصلا در بازار نيست و مي گويند اگر باشد بالاي 200 هزارتومان است و داروي فشار خون ايراني كه تا چند ماه پيش 6 هزارتومان ميخريدم 2 روز پيش 21 هزار تومان خريدم در حالي كه خريد دارو خانه همان خريدهاي فبلي است و مابقي هم همينطور !

- امروز بچه 2ساله ام دچار يبوست شده بود. رفتم دكتر 10 عدد شياف گليرسين نوشت داروخانه گفت وضعيت "شياف" خوب نيست ، 5تا بيشتر بهم نداد.

هشدار وزارت بهداشت نسبت به شیب تند کاهش جمعیت در کشور

کنگان نیوز" به گفته رخشانی یکی از بحث‌هایی که سازمان‌های بین‌المللی برای روز جهانی جمعیت مطرح کردند کاهش بارداری‌های ناخواسته است.
معاون بهداشت وزارت بهداشت گفت: سیاست‌های کنترل و کاهش جمعیت را که قرار بود در عرض 25 سال اجرا شود با شیب تند کاهش جمعیت طی 6 سال طی کردیم و اکنون متوسط باروری به جای 2.1 به 1.79 رسیده است.

به گزارش فارس، فاطمه رخشانی صبح امروز در مراسم روز جهانی جمعیت که در سالن همایش‌های صدا و سیما برگزار شد وزارت بهداشت را یکی از نهادهای بسیار تأثیرگذار در تنظیم جمعیت برشمرد و گفت: این نهاد باید سیاست‌های متناسب با شرایط کشور را اتخاذ کند و با اهتمامی که در وزارت بهداشت طی سالهای اخیر وجود داشته و کمک نهادهای داخلی و بین‌المللی وضعیت سیاست‌های جمعیتی را مشخص کرده‌ایم.

وی با اشاره به قوانین مصوب مجلس در سال 1364 برای تنظیم و کاهش جمعیت در کشور خاطرنشان کرد: براساس سیاست‌گذاری‌ها قرار بود، جمعیت کشور طی 25 سال کنترل شود اما این راه را ما در عرض 6 سال پیمودیم و سرعت کاهش جمعیت بسیار تندتر از برنامه بود و اکنون به این نتیجه رسیده‌ایم که تعداد فرزندآوری که باید طبق استاندارد جهانی حداقل 2.1 باشد در کشور ما به طور میانگین 1.79 است.

رخشانی ورود وزارت بهداشت و سایر نهادهای مرتبط برای تنظیم جمعیت را ضروری دانست و افزود: نباید فراموش کرد که یکی از وظایف اصلی وزارت بهداشت سلامت جامعه است که سلامت مادر و کودک در رأس آن قرار دارد.

معاون بهداشت وزیر بهداشت بالا رفتن سن ازدواج را یکی دیگر از عناصر تأثیرگذار در جمعیت عنوان کرد و گفت: اکنون میانگین سن ازدواج در مردان 27 سال و در زنان سن 24 سالگی است که باید تدابیری در این راستا انجام شود.

به گفته رخشانی یکی از بحث‌هایی که سازمان‌های بین‌المللی برای روز جهانی جمعیت مطرح کردند کاهش بارداری‌های ناخواسته است.

وی گفت: از سال 1396 به این طرف هر 7 سال درصد بارداری‌های گروه سنی پایین کاهش یافته چون سیاست کشور کاهش و کنترل بارداری‌های پرخطر بوده است در عین حال چون روابط نامشروع در حاملگی‌های ناخواسته که در کشورهای دیگر مشکل‌ساز شده در جمهوری اسلامی ایران به دلیل چارچوب‌های اخلاقی به آن شکل وجود ندارد و ما باید ازدواج جوانان را در سن مناسب جدی بگیریم.

رخشانی تصریح کرد: ارزیابی‌ها در سنین مختلف به ویژه در بین نوجوانان کشور نشان می‌دهد که 21 درصد نوجوانان ما دچار اضافه وزن و چاقی هستند که قاعدتاً این عارضه بر سلامت آنها و ابتلا به بیماری‌های غیرواگیر و حتی روند باروری ممکن است تأثیرگذار باشد.

رخشانی استفاده از مشاوران بین‌المللی برای طراحی برنامه‌های مناسب و سیاست‌گذاری‌های جمعیتی در آینده را از نکات حائز اهمیت دانست.

میانگین سن دولت های هاشمی ، خاتمی و احمدی نژاد (جدول)



کابینه اول دولت هاشمی رفسنجانی - میانگین سنی وزیران دولت پنجم: 41 سال

منبع: مشرق


وزیر وزارتخانه سن در زمان مسئولیت

خاتمی ارشاد 47

زنگنه نیرو 37

ترکان دفاع 37

معین علوم 38

آقازاده نفت 41

غرضی پست 48

نوری کشور 40

کمالی کار 36

سعیدی‌کیا راه 43

فروزش جهاد 37

نژادحسینیان صنایع سنگین 43

نعمت‌زاده صنایع 42

ولایتی امور خارجه 44

شوشتری دادگستری 40

نوربخش اقتصاد 41

کلانتری کشاورزی 37

فاضل بهداشت 50

نجفی آموزش و پرورش 38

فلاحیان اطلاعات 40

محلوجی معادن 42

وهاجی بازرگانی -

کاروزنی مسکن 43




کابینه دوم دولت هاشمی رفسنجانی - میانگین سن وزیران دولت ششم: 44 سال


وزیر وزارتخانه سن در زمان مسئولیت

میرسلیم ارشاد 46

زنگنه نیرو 41

فروزنده دفاع -

گلپایگانی علوم -

آقازاده نفت 45

غرضی پست 52

بشارتی کشور 49

کمالی کار 40

ترکان راه 41

فروزش جهاد 41

نژادحسینیان صنایع سنگین 47

نعمت زاده صنایع 46

ولایتی امورخارجه 48

شوشتری دادگستری 44

محمدخان اقتصاد 48

کلانتری کشاورزی 41

مرندی بهداشت 54

نجفی آموزش‌ و پرورش 42

فلاحیان اطلاعات 44

محلوجی معادن 46

آل‌اسحاق بازرگانی 44

آخوندی مسکن 36




کابینه اول دولت سید محمد خاتمی - میانگین سن وزیران دولت هفتم: 45 سال


وزیر وزارتخانه سن در زمان مسئولیت

مسجدجامعی ارشاد 41

بیطرف نیرو 41

شمخانی دفاع 42

معین آموزش عالی 46

زنگنه نفت 45

عارف ارتباطات 46

موسوی لاری کشور 43

کمالی کار و امور اجتماعی 44

حجتی راه و ترابری 42

سعیدی کیا جهاد کشاورزی 51

جهانگیری صنایع و معادن 40

شریعتمداری بازرگانی 37

خرازی امور خارجه 53

شوشتری دادگستری 48

نمازی اقتصاد 53

حاجی تعاون 49

فرهادی بهداشت 48

مظفر آموزش‌ و پرورش 45

یونسی اطلاعات 46

عبدالعلی زاده مسکن 43




کابینه دوم دولت سید محمد خاتمی - میانگین سن وزیران دولت هشتم: 47 سال


مسجدجامعی ارشاد 45

بیطرف نیرو 45

شمخانی دفاع 46

معین علوم 50

زنگنه نفت 49

معتمدی ارتباطات 49

موسوی لاری کشور 47

خالقی کار -

رحمتی راه 43

حجتی کشاورزی 46

جهانگیری صنایع و معادن 44

شریعتمداری بازرگانی 41

خرازی امورخارجه 57

شوشتری دادگستری 52

مظاهری اقتصاد 48

صوفی تعاون -

پزشکیان بهداشت 47

حاجی آموزش‌ و پرورش 53

یونسی اطلاعات 50

عبدالعلی‌زاده مسکن 47

شریف زادگان رفاه -




کابینه اول دولت محمود احمدی‌نژاد - میانگین سن وزیران دولت نهم: 49 سال


وزیر وزارتخانه سن در زمان مسئولیت

صفارهرندی ارشاد 52

فتاح نیرو 44

محمدنجار دفاع 49

زاهدی علوم 52

وزیری هامانه نفت 60

سلیمانی ارتباطات 51

پورمحمدی کشور 46

جهرمی کار 47

رحمتی راه 47

اسکندری جهاد کشاورزی 54

طهماسبی صنایع و معادن 44

میرکاظمی بازرگانی 45

متکی امور خارجه 52

کریمی راد دادگستری 49

دانش جعفری اقتصاد 51

اردکانی تعاون -

لنکرانی بهداشت 40

فرشیدی آموزش و پرورش 54

اژه‌ای اطلاعات 49

سعیدی‌کیا مسکن 59

کاظمی رفاه 47




کابینه دوم دولت محمود احمدی‌نژاد - میانگین سن وزیران دولت دهم: 50 سال


وزیر وزارتخانه سن در زمان مسئولیت

حسینی ارشاد 48

نامجو نیرو 47

وحیدی دفاع 51

دانشجو علوم 52

میرکاظمی نفت 49

تقی‌پور ارتباطات 52

محمدنجار کشور 53

شیخ‌الاسلام کار 42

بهبهانی راه 69

خلیلیان جهاد کشاورزی 50

محرابیان صنایع و معادن 35

غضنفری بازرگانی 49

متکی امورخارجه 56

بختیاری دادگستری 57

شمس‌الدین‌ حسینی اقتصاد 42

عباسی تعاون 51

وحیددستجردی بهداشت 50

حاجی بابایی آموزش‌ و پرورش 50

مصلحی اطلاعات 52

نیکزاد مسکن 44

محصولی رفاه 50




اختصاصی کنگان نیوز" اداره صنعت، معدن و تجارت کنگان برترین رتبه کشوری(اول) را کسب کرد+عکس

اختصاصی کنگان نیوز" اداره صنعت، معدن و تجارت کنگان برترین رتبه کشوری(اول) را کسب کرد./ بر اساس طرح ارزیابی عملکرد واحد کمسیون نظارت ادارات صنعت، معدن و تجارت کشور توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت، قاسم ابراهیمی رئیس کمسیون نظارت برتر (اول) شهرستانهای سراسر کشور انتخاب گردید.

به گزارش کنگان نیوز: قاسم ابرهیمی از سوی وزیر صنعت، معدن و تجارت با لوح تقدیر و تندیس نمونه کشوری با حضور معاون رئیس جمهور  و وزیر کشور ، فراهانی روئیس شورای اصناف کشور و چند نماینده مجلس تقدیر و تجلیل به عمل آمد.

رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان کنگان مدیری توانمند دارای مدرک دیپلم فرهنگ و ادب و اقتصاد، فوق دیپلم مدیریت بازرگانی، لیسانس علوم سیاسی و فوق لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه شیراز است که در سال 91 به عنوان مدیر نمونه شهرستان کنگان انتخاب گردید.

نمونه ای رتبه های استانی و کشوری  سال 91 قاسم ابراهیمی رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت  شهرستان کنگان:

1_رئیس نمونه شهرستان در جشنواره شهید رجایی

2_ تقدیر نامه رتبه کشوری از رئیس مرکز اصناف و بازرگانان  و دبیر هیات عالی نظارت

3_ تقدیر نامه از ریاست سازمان صنعت معدن و تجارت در تنظیم بازار

4_ تقدیر نامه از ریاست سازمان صنعت معدن و تجارت در صندوق pos و مکانیزه فروش

5_ تقدیر نامه از ریاست مجمع امور صنفی شهرستان بوشهر و نماینده شورای اصناف کشور

6_ تقدیر نامه از ریاست مجمع امور صنفی شهرستان کنگان

7_ ...

 

متن تقدیر مهدی غضنفری وزیر صنعت، معدن و تجارت از قاسم ابراهیمی رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان کنگان:

 

جناب آقای قاسم ابراهیمی

رئیس محترم اداره صنعت، معدن و تجارت شهرستان کنگان استان بوشهر

از آنجایی که بر اساس طرح ارزیابی سازمانهای صنفی که در راستای برنامه های توسعه و تحول حوزه اصناف کشور و با هدف ایجاد فضای رقابتی از طریق معرفی الگو های برتر سازمانهای صنفی انجام می پذیرد، جنابعالی از سوی کمیته طرح یاد شده، به عنوان رئیس کمسیون نظارت برتر شهرستان های کشور (رتبه اول) در سال 91 ، انتخاب گرده اید. لذا ضمن تبریک به شما که با رعایت اصل شایستگی، موفق به تحقق برنامه های سازمانی شده اید، بدینوسیله از زحمات جنابعالی و همکارات تحت سرپرستی نیز تقدیر و تشکر می نماید.

با امید به اینکه گامهای بعدی را در راستای بهبود اعتلای مدیریتی و ارتقاء بهره وری چون گذشته برداشته و به قله های رفیع سعادت و سر افرازی دست یابید.انشاءا...

 

مهدیی غضنفری

وزیر صنعت معدن تجارت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ضرورت عذرخواهي صداوسيماي بوشهر


کنگان نیوز به گزارش خلیج فارس متاسفانه صداوسيماي مركز بوشهر (در صورت صحت اين خبر)، بدون توجه به اخلاق رسانه اي دست به چنين كاري زده است كه نوعي آپارتايد محلي محسوب شده و مي توانست عواقب وخيم اجتماعي آني را رقم بزند، اگرچه اكنون نيز تاثيرات منفي خود را بر مخاطبان برازجاني گذاشته است.

 

حميد موذني

ياداشتي انتقادي بر عملكرد اختلاف برانگيز صدا و سيماي مر كز بوشهر
هفته گذشته خبري در پايگاه اطلاع رساني «خليج فارس» درج شد مبني بر اينكه صدا و سيماي مركز بوشهر در نمايش استاني يك فيلم سينمايي، اقدام به حذف شماره پلاك اتومبيلي كرده كه پلاك آن كد شهر برازجان (58) بوده است.

در اين خبر، دو لينك از فيلم مزبور نيز در پايين متن آورده شده بود كه نشان مي داد نمايش اتومبيل فوق در اين فيلم در زمان نمايش از شبكه سراسري صداو سيما با كد 58 (برازجان) بوده و نمايش همين فيلم در شبكه استاني بوشهر با حذف اين كد (58) صورت گرفته است.

با توجه به ساختار تمركز گراي بوروكراسي در ايران  و با توجه به اين نوع اختلافات در تمامي سطوح كشوري، كه ريشه هاي تاريخي دارند، دامن زدن به اين موضوعات تفرقه افكن، مي تواند مشكل آفرين باشد و به فرهنگ سازي غلط  نيز مي انجامد. اين نوع كار اطلاع رساني، همچنين مي تواند اعتبار يك رسانه را تا حد زيادي دچار افت نمايد.

يادداشت پيش رو از منظر اخلاق رسانه اي و همچنين آسيب شناسي اجتماعي پديده هاي اختلاف آميز شهري/ روستايي، مركز/ پيرامون در ايران مي پردازد:

1. ايران، كشوري تمركز گراست و همين تمركز گرايي به اختلافات اجتماعي فراواني دامن زده كه  منتج از آن، مردمان مركز نشين برخوردار بوده و فربه گشته اند و پيراموني ها، نحيف تر و كم برخوردار شده اند. اين موضوع  داراي چنان ريشه ي عميقي و تاريخي شده كه از اختلاف تهراني/ شهرستاني به تقابل مركز/ پيراموني و شهري/ روستايي كشيده شده است.

تقابل مركز/ پيراموني و شهري/روستايي حتي از اين نيز، جزيي تر شده و تا آنجا پيش رفته كه در يك روستا نيز اختلاف شمالي/ جنوبي و يا بالايي/پاييني به موضوعي جدل برانگيز و گاه خشونت آميز تبديل شده است.

در استان بوشهر اين نوع اختلاف از عرصه زباني و كلامي به نوعي وضعيت سمبليك تبديل شده و در كد پلاك اتومبيل ها خود را نمايان ساخته است.

در وضعيت فعلي، پلاك خودروهاي شهر بوشهر (48) و شهر برازجان (58) است و متاسفانه گاهي ديده مي شود اين كدها به نوعي به مثابه دو رويكرد تحقير آميز اهالي دو شهرستان نسبت به هم تبديل گشته است. 

اين اختلافات كه نوعي آپارتايد پنهان را درون خود حمل ساخته و بازتوليد مي كند مي تواند در صورت حساسيت برانگيزي به كنش و واكنش هاي خشونت آميز بيانجامد. در اين خصوص، برنامه ريزي مناسب جهت حساسيت زدايي و انجام برنامه هاي اقناعي، آموزشي و آگاهي رساني با هدف برابري و احترام همگان در برابر قانون ضروري است.

رسانه ها در كاستن از اين اختلاف و تقابل، سهم  بسزايي را ايفا مي كنند و خود نيز مي بايست بر اساس اخلاق رسانه اي از ايجاد تقابل ها، حساسيت هاي تفرقه افكن، آپارتايد و ... دوري گزينند.

2. دو نوع شغل به واسطه حساسيت آن در برخورد جسمي و روحي با فرد و جامعه، داراري اهميت افزوني نسبت به ديگر مشاغل هستند.  اين دو شغل، پزشكي و روزنامه نگاري مي باشند. به همين دليل هر دو اين شغل ها  داراي اخلاق جهاني هستند و اين اخلاق به مرام نامه اي هم سان تخصص آنها، داراي ارزش شمرده شده است.

پزشكان بابت اينكه با سلامت و دردجسماني بشر روبرو هستند، داراي سنت كلاسيك اخلاقي هستند كه به قسم نامه بقراط مشهور است. طبق قسم نامه بقراط، پزشكان در هر وضعيت بايست سلامت بيمار را ركن اصلي عمل و عكس العمل خود درحين كار پزشكي دانسته و مبتني بر آن عمل نمايند.
حاملان و عاملان رسانه ها نيز به همراه پزشكي داراي اين اخلاق و مرام شغلي هستند. همانطور كه پزشكان در سلامت جسمي به ايفاي نقش  در سلامت افراد جامعه همت مي گمارند، در  كنش و واكنش رسانه اي نيز سلامت روحي جامعه  مد نظر است. مبتني بر همين مهم، رسانه ها در تمامي جهان داراي ميثاق نامه اي هستند كه  بر اساس آن بايست به كنش و واكنش در برابر وقايع خبري اقدام نمايند. سلامت جامعه و انسجام اجتماعي در نحوه اطلاع رساني آزاد و اخلاق مند است و بر همين اساس نياز است كه اخلاق روزنامه نگار ي به عنوان ركني مهم در در تهيه خبر، گزارش، مقالات، ياداشت ها، عكس و طرح ها به عنوان وجدان رسانه اي اعمال نظر نمايد تا از منظر آن سود  و انتفاع به شهروندان رسيده و از خشونت و اختلاف و تفرقه  افكني دوري شود.

3. متاسفانه صداو سيماي مركز بوشهر (در صورت صحت اين خبر)، بدون توجه به اخلاق رسانه اي دست به انجام چنين كاري زده است كه نوعي آپارتايد محلي محسوب شده و مي توانست عواقب وخيم اجتماعي آني را رقم بزند و البته هم اكنون نيز تاثيرات منفي خود را بر مخاطبان برازجاني گذاشته است.



تاسف آور اينكه اين سازمان هيچ گونه واكنشي به اين خبر نداشته و  اين سكوت  كه نوعي عدم تكذيب محسوب مي شود در عرف رسانه اي، مي تواند تاييد آن خبر شمرده شود.

در اين راستا كمترين واكنش به اين خبر، عذر خواهي رسمي اين سازمان از مخاطبان خود بود كه متاسفانه صورت نپذيرفت.

در تمامي جهان رسم است كه در صورت چنين رفتار هاي خارج از عرف و حرفه اي رسانه ها، مدير آن شبكه و يا روزنامه استعفا داده  يا بركنار مي شوند و  يا اينكه جهت  عدم سقوط و مشروعيت رسانه ، تلاش مي شود با دلجويي از مخاطبان با توضيح اقناعي و قول به عدم تكرار چنين اشتباهاتي، مسبب اين اشتباه را توبيخ نمايند.

مدتي پيش در رسانه عظيم BBC بابت اشتباه در يك  بخش خبري، سردبير BBC استعفا داد.  خبر اين استعفا  و دلايل آن بازتاب خبري وسيعي در جهان داشت و در تلويزيون داخلي ما نيز با آب و تاب زائد الوصفي بدان پرداخته شد. اكنون نيز از صداو سيماي مركز بوشهر حداقل انتظار، عذر خواهي و توضيح اقناعي به مخاطبان است و بس.

اميد است كه صداو سيما و مديران و حاملان خبري اين مركز و ديگر رسانه ها با سر لوحه قرار دادن اخلاق رسانه اي و دقت نظر بيشتر،  به مسائل غير حرفه اي و به دور از اخلاق رسانه اي دامن نزنند و قسم نامه روزنامه نگاري را به صورت مكتوب به امضا تمام كاركنان فعال در تمامي سطوح كاري خود در آورده تا از امكان اين نوع اطلاع رساني نامناسب خوداري شود.

نامه شهروند عسلویه ای به رییس جمهور منتخب؛ آقای روحانی؛ این ور فنس منتظریم!

کنگان نیوز" ابراهیم دریانورد: حداقل شما به این یکی درخواست به ظاهر کم هزینه مردمی که این سال ها به عنوان شهروندان بومی عسلویه درآن سوی فنس های تودر توی نفتی- گازی رها شده اند، توجهی جدی مبذول فرمائید و آن چیزی نیست بجز حضور مستقیم، فوری،و بدون ماسک و قراول و محافظ آن چنانی در آن سوی فنس ها که مسکن و زیستگاه همان مردمی است که رای آنها به شما بسیار بالاتر از میانگین کشوری بود.

 

کنگان نیوز به گزارش خلیج فارس: یادداشت زیر خواسته شهروند ساکن عسلویه به دکتر حسن روحانی رییس جمهور منتخب است که به بهانه کسب آرای بالای وی در این شهرستان نگاشته شده و از «خلیج فارس» نیز خواسته آن را منتشر کند.
روحانی در شهرستان عسلویه 72 درصد آرا را کسب کرد که بسیار بالاتر از میانگین کشوری آرای وی - 52 درصد- می باشد.

ابراهیم دریانورد-
بندر عسلویه
این یادداشت و یا شاید هم نامه کوتاه که مطمئن نیستم بدست شما رئیس جمهور منتخبم خواهد رسید یا خیر، از شهروندی است مقیم در شهر بندری بنام عسلویه که در جنوبی ترین نقطه از استان بوشهر قرار دارد. شهری که پایتخت انرژی ایران لقب گرفته است و بخش مهمی از درآمدهای ارزی و ریالی مملکت را تامین می کند.
آقای روحانی! نمی دانم می دانید یا خیر که 72% از آرای مردم این شهرستان، بنام شما روحانی شیعه مذهب در صندوق های آراء ریخته شده است؟ و آیا می دانید که اکثریت مردم این دیار را مسلمانان اهل تسنن تشکیل می دهند؟ پس حتما معنا و مفهوم این آرا را نیز خوب می فهمید و درک می کنید.

آقای رئیس جمهور منتخب! نه منتی بابت این آرا بر شما داریم و نه در انتظار کسب مقام و موقعیت عالی اداری در دولت شما نشسته ایم؛ ولی بی تعارف عرض کنم که توقعات و در خواست های بسیاری داریم که نه غیر منطقی و نه زیادی خواهانه و نه دور از دسترس و ناممکن اند. فقط کافی است با دقت به آن ها توجهی مبذول گردد و با عدل و انصاف با آن ها برخورد شود.

آقای روحانی! عسلویه هم مانند غالب روستاها و مناطق واقع در این محدوده، تا قبل از آنکه درِب گنجینه ای بنام چاه های مشحون از گاز و نفت در آن ها گشوده شود، چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی، متروکه ی مغفوله ای بیشتر به حساب نمی آمد و به تبع آن، اهالی آن نیز برای همیشه مجبور به تحمل درد فراموش شدن و به چیزی گرفته ناشدن در کشور خود بودند. حتی دریغ از آنکه در آن ایام چشمان مردم همیشه منتظر لطف بزرگان مملکتی، یک بار به جمال مقامات استانی هم روشن شده باشد تا شاید اگر دردی از هزاران درد این مردم را شفایی نبخشند، لااقل کلامی به همدردی بر زبان آورند. خلاصه آنکه اهالی و سرزمین شان، پیوسته رها شده به امان خدا بودند.

http://upload7.ir/images/58412933361766435410.jpg

به هر حال، به لطف خداوند و در زمان حاکمیت جمهوری اسلامی و در عهد ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی، چاه های نفت و گاز در این دیار فعال شدند و با سرعتی باور ناکردنی مردم شاهد سرازیر شدن انواع واقسام شرکت های داخلی و خارجی و به همراه هزاران دستگاه و ادوات مختلف شدند و آدم های ریز و درشت مقام دار و بی مقام؛ و در یک چشم بر هم زدنی زمین های آبا و اجدادی مردم شخم زده شد تا این بار بجای نخیلات و غلات، در آن ها پالایشگاه کاشته شود و به برکت آن زندگی و روزگار مردم نیز متحول گردد، که البته بی تاثیر هم نبود.

اما آقای روحانی عزیز! صرف نظر از اینکه از آن تاریخ به بعد، ریه های اهالی تبدیل به انباری برای ذخیره گرد وغبارهای ناشی از عملیات تاسیساتی و سازندگی این پروژه بزرگ ملی شد، و بازهم صرف نظر از اینکه شبانه روز مجبور به استنشاق مدام دود و گازهای متصاعد از دهانه مشعل های گُر گرفته و بعضا معیوب پالایشگاه ها می باشیم، و بازهم بی توجه به اجحافاتی که در نحوه چگونگی خرید و قیمت گذاری زمین های مردم بر اهالی تحمیل شد، وبازهم بی خیال اینکه صدها جوان جویای کار این شهرستان، با حسرت فقط ناظر به کارگیری سیل کارگران و کارمندان غیر بومی در موسسات مربوط به نفت و گاز واقع شده در شهرشان هستند، حداقل شما به این یکی در خواست به ظاهر کم هزینه مردم که این سال ها به عنوان شهروندان بومی عسلویه درآن سوی فنس های تودر توی نفتی- گازی رها شده اند، توجهی جدی مبذول فرمائید.

آن چیزی نیست بجز حضور مستقیم و فوری و بدون ماسک و قراول و محافظ آن چنانی در آن سوی فنس ها که مسکن و زیستگاه همان مردمی است که بیشترین اعتماد و اعتقاد به شما را با آرای خود نشان دادند.

باشد تا برای اولین بار هم که شده است، مردم ما نیز شاهد حضور پشت فنسی یکی از صدها مقام بالای حکومتی باشند که در این سال های نفتی- گازی به این شهر آمده و رفته اند، چون به نظر می رسد که اینطور امکان شنیدن حرف ها و درد دل های طرفین را بهتر و بیشتر خواهیم شنید.

به امید آن روز...

فیلم/ همه شکست‌های آمریکا در خاورمیانه


کنگان نیوز به گزارش فارس" در سالروز حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران در آسمان خلیج فارس، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، کلیپ «شکست در خاورمیانه» را منتشر کرد. این کلیپ به بررسی اجمالی شکست‌های آمریکا در سیاست‌های خاورمیانه‌ای می‌پردازد.


مرسی در حصر ارتش مصر(+عکس)


کنگان نیوز" محمد مرسی رییس جمهور مخلوع مصر از شب گذشته تبدیل به یک " حسنی مبارک" جدید شد و پس از برکناری در حصر ارتش قرار گرفته است.
منابع نزدیک به اخوان المسلمین می گویند مرسی شب گذشته پس از برکناری به مکانی نا معلوم منتقل شده است. گفته می شود رییس جمهور مخلوع مصر قرار است تا آینده ای نا معلوم در حصر خانگی باشد.

هنوز آینده سیاسی اولین رییس جمهور منتخب مصر مشخص نیست؛ اما به گمان بسیاری از ناظران، مرسی و جماعت اخوان المسلمین مصر با کارنامه یک سال گذشته خود در عرصه سیاست مصر و نارضایتی های گسترده ای که سیاست های آنان در پی داشت، آینده سیاسی روشنی در پیش رو ندارند./3



عصر ایران

آقای شريعتمداری بيدار شويد!


کنگان نیوز : سایت الف در یادداشتی به قلم «حجت‌الاسلام محمدحسن حائري شيرازي» و با عنوان «آقاي شريعتمداري بيدار شويد!» نوشته است: تلاش براي حذف يك جناح سياسي از صحنه رقابت با ابزار تهمت و افترا و سخنان اثبات نشده فتنه است.
در ادامه این یادداشت را می‌خوانید: جناب آقاي شريعتمداري سرمقاله شما با عنوان «خوابي كه فتنه‌گران براي رئيس‌جمهور منتخب ديده‌اند» موجب نوشتن اين چند سطر گرديد. البته به نظر می‌رسد مقاله جنابعالی بيشتر نمايانگر خوابي باشد كه شما براي ايشان ديده‌ايد! شما نوشته‌ايد: «تشكر رئيس‌جمهور منتخب از آقاي خاتمي با توجه به نقش ويرانگري كه وي در فتنه ۸۸ داشته است به اين نگراني دامن مي‌زند كه مبادا دكتر روحاني از خطري كه سران فتنه ۸۸ مي‌تواند براي دولت ايشان پديد آورند غفلت كند.» 

البته نگراني شما بجاست. چرا كه چهار سال تلاش جهت حذف يك جريان سياسي بي‌ثمر مانده است. از شما كه خود را مريد امام راحل و رهبری مي‌دانيد بايد سئوال كرد: اين رفتار حذفي با ده‌ها فرموده امام راحل كه وحدت كلمه را رمز بقا و پيروزي انقلاب مي‌دانستند، چه تناسبي دارد؟ وحدت كلمه با كساني كه مثل خود ما فكر مي‌كنند كه معني ندارد. درحالی که رهبر هوشیار انقلاب مخالفان نظام جمهوری اسلامی را به مشارکت دعوت می‌کنند و سران فتنه را بیگانگان می‌شمارند این طرد و نفی ریشه در کجا دارد؟

به همان معيار كه حمايت از آشوب‌طلبان و فتنه گران سال ۸۸ زشت و محکوم است، تلاش براي حذف يك جناح سياسي از صحنه رقابت با ابزار تهمت و افترا و سخنان اثبات نشده نيز فتنه است. قرار دادن دو جناح كه بايد به مثابه دو حزب قوي و دو بال عمل نمايند در مقابل يكديگر و پاشيدن تخم كينه بين ايشان و تبديل نمودن صحنه رقابت سياسي به صحنه جنگ و جدال و اهانت، هم فتنه است.

اكثريت مردم بصير و زمان شناس در انتخابات اخير راي به انزواي كساني دادند كه مي‌خواستند با انگ زدن، چهره رقيب سياسي را ملكوك و او را از صحنه حذف كنند. آقاي شريعتمداري! برخی از شخصیت‌هایی که شما متهمشان می کنید، جزء سرمايه‌هاي اين انقلاب هستند. مردم به حفظ سرمايه‌هايشان راي دادند. البته این سخن نگارنده به معنای تأیید کامل این شخصیت‌ها نیست بلکه انتقادات بسیاری هم وجود دارد. چنانکه بر شخصیت‌های جناح مقابلشان هم وجود دارد.

حذف منتقدين با شعار فتنه‌گر، ضد ولايت و ضد انقلاب در چهار سال اخير به غرور و يكه‌تازي اصولگرايان و پرغلط شدن كارنامه دولت انجاميد. از گذشته عبرت بگيريم و ورود منتقدين به قوه مجريه را خوش‌آمد بگوييم و حرمت ايشان را پاس داريم. كينه توزي صحنه سياسي آرام و منطقي فعلي را به صحنه جنگ خياباني سوق مي‌دهد و بعيد نيست كساني كه در روش قانونمند انتخابات منزوي شده‌اند، بخواهند صحنه بازي را عوض نمايند. تهديد آن آقاي غوغاسالار به تظاهرات خياباني در راستاي خط مشي امثال شماست.

بگذاريد بعد از این توفیق بزرگ ملی که رهبری آن را به حق حماسه سیاسی نامیدند و در زماني كه تحريم‌هاي كمرشكن و ظالمانه استکبار آرامش اقتصادي جامعه را مختل نموده است. مردم از هر سليقه سياسي با برادري و هم افزايي به حل مشكلات كمك نمايند و حماسه اقتصادی محقق شود نه آنكه با نوشتن مطالب توهين آميز شيريني انتخابات را به كام ملت تلخ و صحنه جنگ سياسي را پيش روي ايشان بياوريد. 

در آخر پيشنهاد مي‌شود يك شماره حساب اعلام شود جهت كمك به سفر شما به دور دنيا! تا هم قدري مردم بياسايند و هم شما دنيا ديده‌تر شويد. باشد كه تحمل و شرح‌صدرتان افزون گردد.

راه یابی دو نمایش از حسین مباهات به جشنواره نمایشنامه خوانی نورا در تهران


کنگان نیوز" راه یابی دو نمایش از حسین مباهات به جشنواره نمایشنامه خوانی نورا در تهران/نمایش جزیره نوشته اثول فوگارد در روز 12تیرماه و نمایش نوزاد نوشته سیروس ابراهیم زاده در روز 13تیرماه در فرهنگسرای ارسباران تهران اجرا میشوند.

به گزارش کنگان نیوز: نمایش های نوزاد و جزیره به کارگردانی حسین مباهات به جشنواره نمایشنامه خوانی نورا در تهران راه یافتند .

حسین مباهات کارگردان این گروه به خبرنگار کنگان نیوز گفت:نمایش جزیره نوشته اثول فوگارد در روز 12تیرماه و نمایش نوزاد نوشته سیروس ابراهیم زاده در روز 13تیرماه در فرهنگسرای ارسباران تهران اجرا میشوند.

وی در ادامه گفت: نمایش های نوزاد و جزیره در بخش رقابتی با گروههای دیگربه رقابت می پردازند و حمید اسلامی خواه . هنگامه بهرامی و محسن حیاتی در این دو نمایش نقش آفرینی می کنند .

مجتبی جباری از استقلال اخراج شد


کنگان نیوز" مجتبی جباری که معمولا در زمان نقل و انتقالات برای استقلال مشکل به وجود می آورد و برای عقد قرارداد امروز و فردا می کرد، بعد از مصاحبه ای که با تیتر "اوضاع استقلال مسخره است"از این بازیکن روی خروجی یکی از سایتها قرار گرفت، از باشگاه استقلال اخراج شد.
کنگان نیوز" مجتبی جباری که معمولا در زمان نقل و انتقالات برای استقلال مشکل به وجود می آورد و برای عقد قرارداد امروز و فردا می کرد، بعد از مصاحبه ای که با تیتر "اوضاع استقلال مسخره است"از این بازیکن روی خروجی یکی از سایتها قرار گرفت، از سوی مدیران باشگاه استقلال، از این تیم کنار گذاشته شد.

سایت باشگاه استقلال با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که مجتبی جباری از فهرست فصل بعد استقلال کنار گذاشته شده است.

در این بیانیه آمده است:

"استقلالی واقعی کیست؟

این اولین پرسش رسمی باشگاه استقلال است و پرسشهای بعدی که دم به دم به ذهن متبادر می شوند اینها هستند:

آن هواداری استقلالی است که بر این پیراهن بوسه می زند، اشکها و لبخندهایش را هر لحظه و هر جا نثار ارزش و بزرگی این باشگاه می‌کند، حاضر است نیمی از درآمد ناچیزش را هبه کند، با جان کندن خودش را به ورزشگاههای سراسر کشور می‌رساند و در بالا و پایین جدول با غرور فریاد ((استقلال دوستت داریم))سر می دهد؟یا آن کس که از کنار این باشگاه به شهرت و مکنت و ثروت می‌رسد ، از این نردبان بالا می‌رود، از بالا به این تیم نگاه می کند و آن را به سخره می‌گیرد؟

کدامش استقلالی است؟

کدامشان استقلالی هستند؟

این یا آن؟

کسی استقلالی است که با حرفهایش دل هواداران این تیم که به این باشگاه افتخار می‌کنند را به درد می آورد، یا آنکس که در همه حال و حتی پس از کنار رفتن از این تیم با احترام از آن یاد می کند؟

استقلالی کدام است؟ آن کس که به حرمت این خیل میلیونی هواداران از قراردادهای چند برابری عبور می‌کند و همچنان به این پیراهن افتخار می‌کند یا آنکس که این پیراهن و احترام هوادار را به چرک کف دست می فروشد و با آبرو و احترام و غرور مردمانی که به این تیم عشق می ورزند بی احترامی می کند؟ پاسخ به این پرسش شاید برخی را از غرور بیش از حد جدا کند ،همانها که امروز و در مقطع حساس کنونی که تشعشع ستاره سوم مردم سرزمین ایران را مسخ کرده هم حاضر نیستند اندکی به این تشعشع خیره شوند و لحظه ای لبخند بزنند و کمی مشت گره کنند و برای این مردم و برای باشگاهی که سازنده آنها بود بکوشند و اینهمه روی اعصاب رژه نروند!

استقلال مسخره نیست این باشگاه با آنهمه افتخار و ستاره روی سینه و آنهمه مدالهای رنگارنگ و آنهمه هوادار مسخره نیست !مسخره کسی است که از هیچ با توسل به استقلال محترم به همه چیز می رسد و نمی داند که برای بازیکن شدن آن جنابان میلیاردها تومان ،همین باشگاه هزینه کرده و از دستمزدهای آنچنانی گرفته تا زمینهای تمرینی و مربیان و همبازیان و هتلها و هواپیماها را به خدمت ایشان در آورده تا این شود که شده است!

.................

استراتژی باشگاه دو ستاره استقلال برای امسال اینست:

تنها استقلالیهای متعصب و واقعی را لازم داریم ،همانها که به این هوادار و این باشگاه توهین نمی کنند،همانها که تا برق قهرمانی آسیا را دیده اند برای به چنگ آوردن آن لحظه شماری می کنند و به هیچ چیز جز این فکر نمی کنند!نه آنها که در استقلال زیدان شدند و نمی دانند که بدون استقلال هیچ نیستند!نه آنها که متوجه نیستند که طی سالهای اخیر استقلال چقدر پای مصدومیتهای تکراری آنها ایستاده و تاوان داده تا سرپا بایستند و هنوز زیدان باشند،نه آنها که بیش از همه (90درصد)پول گرفته اند و نمی دانند که در تیمهای دیگر از این خبر ها نیست و نمی دانند که بازیکنانی چون همین پژمان نوری 75 درصد از پولشان را نگرفته اند اما به احترام هوادارانشان چنین حرفها و ادبیاتی را به خدمت نمی گیرند!

و حرف آخر اینکه :

کادر فنی مجرب استقلال مجتبی جباری را به دلیل رفتار غیر حرفه ای و ادبیاتی غلط و با کمال احترام از لیست کنار گذاشت و ایشان می‌تواند به هر تیمی که دوست دارد نقل مکان کند و تیمش را معرفی کند! استقلال بیش از این نمی تواند از کسی طلبکار باشد و پای او بایستد و تاوان بدهد و حرمت هوادارش را هم لگد مال شده ببیند!

باشگاه فرهنگی ورزشی باشگاه استقلال ایران

درنگی بر پيروزي حسن روحانی و نحوه حضور مردم در انتخابات مردمی که زیاد می دانستند


  کنگان نیوز -  حميد موذني: اگر هیچکاک فیلمی را با عنوان «مردی که زیاد می دانست» را کارگردانی نمود؛ مردم ایران اما، با این رفتار فرهیخته و عاقلانه خود تاریخ را به مثابه فیلمی مستند کارگردانی نمودند که عنوانش را می توان این گونه نامید: «مردمی که زیاد می دانستند».

حمید مؤذنی

1. دیدار در فلق (منوچهر آتشی): استمرار مشروطه خواهی ایرانیان، از مشروطه خواهان سیاسی به محمد مصدق، محمد خاتمی و... رسید؛ اکنون نیز استمرار این انتخاب های رو به افول به حسن روحانی رسیده است. 
 

وقتی به اسامی و سیر تغییر رو به افول وجه اسطوره‌ای آن‌ها می‌نگریم متوجه می‌شویم که برای یک احساس قهرمانانه و غرورآمیز رادیکال و چپ، لیستی آن‌چنان چشم‌گیر نیست و هر چه از دیروز به امروز آمده‌ایم، قهرمانان‌ ما شاخص های کلاسیک یک قهرمان را از دست داده‌اند و از سوی دیگر بر آگاهی‌ و درک جامعه افزوده شده است. به همین دلیل، می توان گفت ایرانیان از نگاه حداکثری و آرمانی به باور حداقلی و واقع‌گرایانه رسیده‌اند.

در واقع، افت قهرمان‌ها با اوج شهروندان رقم خورده و این نشان از بلوغ سیاسی و اجتماعی ایرانیان و به مثابه گذار از رویکرد رعیتی و تقدیر منشانه به منش شهروندی دارد.   


در واقع، باید باور کنیم ما دیگر شهروندان چپ پیشا دوم خرداد 1376 نیستیم که نگاهمان آرمانی، غیر واقعی و معطوف به تغییرات انقلابی باشد. ما اکنون فرا گرفته‌ایم مطالباتمان را مستمر و امیدوارانه و معطوف به اعمال اراده‌ جمعی پی گیری نماییم...

روزنه‌ها برایمان مهم است و تمام تلاشمان معطوف به رسیدن به وضعیتی بهتر از پیش است، نه اینکه اتوپیایی و ايده آلي را مدنظر داشته باشیم که رسیدن به آن تنها با رویکردی رادیکال، حداکثری و رمانتیک شکل می‌گیرد که محال بودن آن امیدمان را کمرنگ می‌کند و کنش مان را منفعل سازد. 
 

ما ایرانیان امروز امیدواریم؛ چرا که رادیکالیسم پدران ما، پایان شب سیه را سپید رقم نزد و اکنون، شاید با شمع‌های کوچک ما شب تاریک را بتوان اندکی نور بخشید، و دوباره شاید نور اندک مجموع شمع‌های ما همدیگر را برای اعمال اراده‌ جمعی گرد هم می‌آورد و گفت‌وگویی را شکل می‌دهد تا صبح امید اندک اندک بتابد و دیدار در فلق شکل گیرد.    
رنگ هامان را تغییر می دهیم، شاید رنگین کمان پلورالیسم و آزادی از این رنگ‌های امیدمان آماده‌ی طلوع شود... برای تحقق شایدمان، به باید رای رسیدیم و دوباره راهی تازه گشوده ایم و ...

2. باید استاد و فرود آورد بر آستان دری که کوبه ندارد (احمد شاملو): مهم‌ترین اتفاق هفته‌ گذشته در سراسر کشور، پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و از سوی دیگر، مهم‌ترین چالش سیاسی ایرانیان در داخل و خارج کشور، حضور یا عدم حضور در انتخابات ریاست جمهوری بود.

گفتمان حاکم بر پروسه‌ برگزاری این انتخابات به سان مجموعه آثار سینمایی آلفرد هیچکاک سینماگر برجسته‌ انگلیسی بود. در واقع نوعی تعلیق بر حوزه‌ عمومی و گفتمان رسمی حاکم بود که رنگین کمانی از شک و تردید، اعتماد و امید و یاس را دربر می‌گرفت. در نهایت نیز تعلیق‌های هیچکاکی با آزاد نمودن آدرنالین سیاسی- ملی هر دو طرف، گزینه‌ انتخابات را راضی نمود و با باز شدن گره روایت، پایانی عجیب و رضایت‌بخش رقم خورد.


بازخورد منفی انتخابات چهار سال پیش، حوزه‌ عمومی ایران را در شکی قوی قرار داده بود و ظاهراً برای اولین بار تحریمی‌ها، نیمی و یا بیشتر از آراء اصلاح طلبان را به خود اختصاص داده بودند؛ اما، قهر با انتخابات که پیش از این در انتخابات شورای شهر و مجلس رخ داده بود و متأثر از آن اصولگرایان برنده‌ انتخابات شده بودند، این بار وجهی دیگر یافته بود.

در این دوره از انتخابات، رئیس جمهور اصولگرایان بیش از اپوزیسیون برای محافظه کاران خودی، ایجاد زحمت کرده بود و به ناچار، ضمن دریافت برچسب «جریانان انحرافی»، فشاری هر دم مضاعف بر مشروعیت حامیان دیروز خود وارد می‌کرد. محمود احمدی‌نژاد با فشار بر نظام سیاسی، در اندیشه‌ استمرار نحوه‌ دولت‌داری خود بود. رویکرد دولت احمدی‌نژاد گرچه برخی از مخالفان را متوجه خود کرده بود و تحریمی‌های دوره‌ قبل را به تز خود امیدوار نموده بود، اما در اصل، گزوه حامي، از حمایت خود پشیمان بود و تلاش داشت از استمرار این مدل دولت‌داری جلوگیری نماید.


عملکرد دولت دهم و معرفی کاندیدایی که استمرار بخش سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد باشد، نه بدنه‌ اجتماعی که گفتمان رسمی را به تغییر در روش خود سوق داد؛ تا آنجا که مهار او بیش از دشمن خارجی به موضوع اصلی اصول‌گرایان تبدیل شده بود.

تعلیق حضور اصلاح طلبان، بدنه‌ اجتماعی و رسمی را به خود متوجه کرده بود تا آنجا که تحریمی‌ها انتظار داشتند با عدم حضور خاتمی و اصلاح طلبان نارضایتی خود را بسط داده و برای اولین بار، تحریم، گفتمان برتر حوزه‌ عمومی شود.
از سوی دیگر، برخلاف حوزه عمومی که همیشه از بین بد و بدتر دست به انتخاب می زد این بار سهم این نوع انتخاب به گفتمان رسمی رسید. گفتمان رسمی نگران از استمرار دولت دهم، بالاجبار حضور اصلاح طلبان را پذیرفت و بین بد و بدتر، بدی اصلاح طلبان را به جان خرید و بر عکس انتخابات قبلی مجلس، به حضور اصلاح طلبان رضایت داد.

در لحظات آخر ثبت‌نام کاندیداها، اکبر هاشمی ثبت نام کرد و حوزه‌ عمومی دچار یک تحول روانی شد. بخش عظیمی از تحریمی‌ها مردد شدند و بسیاری نیز در همان مرحله، گزینه‌ شرکت در انتخابات را به جای تحریم قرار دادند تا جایی که در تشویق دیگر تحریمی‌ها به رأی دادن، فعال شدند.

با اعلام عدم صلاحیت هاشمي رفسنجانی، مجدداً موجی از ناامیدی در اين جريان حاکم شد، اما تردیدی بیش از پیش بر اذهان و دل‌های ایرانیان سایه انداخت. سکوتی مرد، جامعه را فراگرفت و باب گفت‌وگو در فضاهای عمومی، خصوصی و مجازی در خصوص حضور و یا عدم حضور در انتخابات داغ تر  شد.

گرچه برگزاری مناظره‌ها نمایشی بود، اما سومین مناظره، امید بخش شد و قاطعیت حسن روحانی در برخورد با رقیب اصولگرا در خصوص واقعه‌ 18 تیر و یادکردن متعدد عارف از خاتمی، مجدداً نگاهها را متوجه دو کاندیدای اصلاح طلبان نمود. بعد از این اتفاق، بحث اجماع معطوف به پیروزی اصلاح‌طلبان شکل گرفت و در نهایت، عارف به دعوت سران اصلاح‌طلبان کناره‌گیری کرد.

با انصراف عارف، یک رویداد و اتفاق منحصر بفرد سیاسی نیز در تاریخ سیاسی ایران صورت گرفت و یک سیاستمدار، اخلاق را به قطار خالی سیاست سوار نمود تا ایرانیان متوجه شوند که سیاست همیشه قطاری نیست که خالی باشد.

عارف، سیاست بی اخلاق در اذهان ایرانیان را وجهی عارفانه! داد و با این کنش خود از منافع فردی عبور و منافع گروهی و ملی را ارج گذاشت. پس از این اتفاق، سراسر ایران گفتمانی به رنگ بنفش گرفت. در وضعیت جدید، اصولگرایان نیز درگیر اختلافات خود شدند و کم خردی اصلاح طلبان در سال 84 دامن آنان را نیز گرفت تا این بار حماسه ای مدنی شکل بگیرد و رنگ بنفش پایان‌ بخش انتخابات پر از تعلیق هیچکاکی شود.

اگر هیچکاک فیلمی را با عنوان «مردی که زیاد می دانست» را کارگردانی نمود. مردم ایران اما، با این رفتار فرهیخته و عاقلانه خود تاریخ را به مثابه فیلمی مستند کارگردانی نمودند که عنوانش را می توان این گونه نامید: « مردمی که زیاد می دانستند».