نامه زیباکلام به روحانی درباره دست دادن ظریف و اوباما/ چرا فلسطین حاضر نشد اعتراض خشک و خالی به ریاض

 

كنگان نيوز: صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در نامه ای به رئیس جمهور توهین هایی که به وزیر امورخارجه در روزهای اخیر شده است را ناشی از محافظه کاری دولت دانست.
 
به گزارش جماران، در بخشی از این نامه آمده است: نامه زیباکلام به روحانی درباره دست دادن ظریف و اوباما
 
جناب آقای دکتر حسن روحانی
ریئس جمهوری اسلامی ایران دامت عظمته
 

با سلام و تحیات

توهین هایی که به واسطه دست دادن آقای ظریف با رئیس جمهورآمریکا درمجلس به ایشان شد، درحقیقت به دولت یازدهم و درسطحی گسترده تر به ۱۹ میلیون رای دهنده ای بود که به شما رای دادند.

آقای رئیس جمهور، من بخشی از آن توهین ها را ناشی از محافظه کاری بیش ازحد دولت شما دربرخی موارد درعرصه سیاست خارجی می دانم که به جای ایستادگی بر سرمواضعی که به خیر و صلاح ملک وملت است درمواجه با اقلیت تندرو دست به عقب نشینی زده و درمقام توجیه و رفع ورجوع برمی آیید.

جناب آقای روحانی، دوسال پیش درآستانه تشکیل دولت تان پیشنهاد مراجعه به افکارعمومی و برگزاری رفراندم در خصوص موضوع مهم ادامه سیاست دشمنی با آمریکا را دادم.

قانون اساسی مراجعه به همه پرسی را در خصوص مسائل مهم مملکت پیش بینی نموده است.
 
در بخش دیگری از این نامه آمده است:
 
آقای رئیس جمهور،ممکن است آمریکا ستیزان استدلال نمایند که ملاک نه "رای مردم" است ونه "منافع ملی" بلکه دشمنی با آمریکا باعث عزت، احترام وارتقاء جایگاه بین المللی و منطقه ای ایران شده است. در این مورد هم می بایستی گفت پاسخ منفی است.

حوادث تلخ و ناگوار حج امسال نشان داد که احدی نه درمنطقه و نه در جهان تره هم برای ما خرد نمی کند. هرکس هر طورکه دلش می خواهد با ما ایرانیان رفتارمی کند.

حتی یکی از ۱۹۵ کشور عضو سازمان ملل هم شهادت صدها تن ازهموطنان بی گناهمان را به ما تسلیت نگفتند چه رسد به محکوم نمودن مقامات سعودی. اروپایی ها، آمریکایی ها و غربی ها که جای خود دارند، آیا هیچ یک از کشورهای اسلامی به ما تسلیت گفتند یا ابراز همدردی نمودند؟(چه رسد به محکومیت مقامات سعودی).

آیا حتی فلسطینی ها از جمله "حماس" و "جهاد اسلامی" که این همه بالای آنها هزینه می پردازیم حاضر شدند یک اعتراض خشک و خالی به ریاض نمایند یا پیشنهاد کمک به یک بررسی منصفانه و بی طرفانه به ریاض بدهند؟ آیا برخوردی که سعودی ها با ما کردند با کدام کشور و ملت دیگر هم ممکن بود انجام دهند و زحمت یک ابرازتاسف یک خطی را هم بخودشان ندهند؟ نمی دانم آمریکا ستیزان و تندروها ازکدام عزت، اعتبار و احترام بین المللی سخن می گویند که آمریکا ستیزی برای مان به ارمغان آورده؟
 
جناب آقای روحانی!
اگر دولت شما معتقد است که دشمنی با آمریکا به نفع ایران است چرا به مردم توضیح نمی دهید که آن منافعی که آمریکا ستیزی به بارمی آورد کدام است؟ هیچکس نمی گوید که تنش زدایی با آمریکا همچون عصای موسی پیامبرمعجزه کرده و مسائل و مشکلات عدیده کشور را یک شبه از میان برخواهد داشت(چماقی که اصولگرایان و آمریکا ستیزان علی الدوام برسرمنتقدین دشمنی با آمریکا می کوبند).

این دنیا پرازکشورهایی است که هم پیمان و نزدیک به آمریکا هستند و درعین حال هزار و یک مشکل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، امنیتی و غیره هم دارند. تنش زدایی با آمریکا قرار نیست لزوما هیچ مشکلی را بر طرف نماید. اما سئوال اساسی آن است که اصرار بردشمنی بی هدف و صرفا ایدئولوژیک با آمریکا به جزهزینه بر منافع ملی مان کدام نفع را در۳۶ سال گذشته برای کشور به هراه داشته و تا به کی قراراست منافع ملی کشور به پای این سیاست بی هدف و بی نتیجه قربانی شود؟
 
ایام بکام باد
صادق زیباکلام
دهم مهرماه یکهزاروسیصد و نود وچهار 

دست دادن يا ندادن؛ مشكل‌شان اين نيست!

 

 

کنگان نیوز: مشكل دلواپسان دست دادن نيست. اين است كه اجراي برجام را قطعي مي بينند و مي خواهند در همين مرحله عقيم بگذارند

دست دادن يا ندادن؛ مشكل‌شان اين نيست!

عصر ايران؛ مهرداد خدير- همان‌گونه كه پيش بيني مي‌شد برخي از دلواپسان بر سر دست دادن جواد ظريف وزير خارجه ايران با باراك اوباما رييس جمهوري آمريكا جنجال به پا كرده‌اند.
 
دو سال قبل، دل‌خوش داشته بودند كه رييس جمهوري ايران در نخستين حضور خود در سازمان ملل ملاقاتي انجام نداده و بازمي‌گردد كه خبر آمد در راه بازگشت، تلفني با اوباما گفت و گو كرده است.

امسال نيز فضا سازي كردند كه به خاطر اعتراض به فاجعه منا در عربستان سعودي روحاني بايد سفر خود به نيويورك را نيمه‌تمام بگذارد و بازگردد تا اولا ديداري ولو اتفاقي رخ ندهد و ثانيا رييس جمهوري در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني و تعهد ايران به اجراي توافق هسته اي ( برنامه جامع اقدام مشترك- برجام) و قطعنامه 2231 شوراي امنيت را از تريبون سازمان ملل اعلام نكند چون به مثابه سند رسمي تلقي خواهد شد و گرنه خود مي‌دانستند كه وقتي فاجعه روز پنج شنبه در مكه رخ داده و هيات‌ها هم اعزام شده اند رييس جمهوري در روزهاي دوشنبه و سه‌شنبه كار ويژه اي نمي‌توانسته انجام دهد و اتفاقا صداي اعتراض در نيويورك و در حضور ديگر كشورهاي صاحب عزا و رسانه ها رساتر و بلندتر شنيده مي‌شد تا تهران.خاصه اين كه تا چهارشنبه نيز آن چنان كه از سخنان رهبري بر مي آيد سياست ايران فعلا صبر و انتظار است و پاسخ و واكنش را به اقدامات بعدي عربستان منوط كرده اند و عجالتا تا همه حجاج بازنگشته اند ملاحظاتي اعمال مي شود.
 
پس دغدغه شان همين دو موضوع بود كه نه مصافحه اي رخ دهد و نه به نطق برسد. نطقي كه اعلام رسمي تعهد به اجراي برجام در مهم ترين مجمع جهاني به حساب مي‌آيد و آن را تخلف ناپذير مي‌سازد و البته دست دادن يعني تنها ما متعهد نيستيم و تعهد دوطرفه است.

روحاني اما نطق را انجام داد و به صراحت از برجام به عنوان يك سند و سازه استوار حقوقي بين المللي ياد كرد و جواد ظريف هم در مواجهه با جان كري وزير خارجه آمريكا به سياق قبل با او دست مي داده كه اوباما را هم در كنار مي بيند و طبعا با او هم دست مي دهد چون نمي توان با وزير دست داد و بر صورت رييس او مشت كوفت يا به چهره اش آب دهان انداخت!

ضمن اين كه اين دست دادن هر چند واقعا اتفاقي بوده اما به عنوان گامي ديگر در راستاي مذاكرات هسته اي و در آستانه اجرايي شدن برجام نيز قابل ارزيابي است.

اما آيا واقعا مشكل دلواپسان دست دادن ظريف با اوباماست كه هم از حيث اتفاقي بودن قابل توجيه است و هم اين كه وزير خارجه ايران همتاي رييس جمهوري آمريكا نيست و به لحاظ پروتكلي يك موفقيت به حساب مي آيد و هم از اين منظر كه طرف اصلي ايران در مذاكرات، آمريكاست و برچيده شدن تحريم ها هدف اصلي است و صحبت از هر روز 100 ميليون دلار است كه با اجراي برجام نصيب ايران مي شود (‌افزايش يك تا يك و نيم ميليون بشكه نفت به توليد روزانه و كاهش هزينه هاي بيمه و حمل و نقل و دور زدن تحريم ها).

اگر مشكل دلواپسان دست دادن بود، سال ها پيش دست ندادن رييس جمهوري اسبق را مي ستودند. از ياد نبرده ايم كه در مواجهه با بيل كلينتون به بهانه اي خود را از ديداري ناگزير خارج ساخت ولي لعن و طعن ها فروننشست و جالب اين كه وقتي محمود احمدي نژاد با جرج بوش در يك قاب عكس قرار گرفت خرده نگرفتند. نامه نوشتن هم اشكال نداشت كه البته بي پاسخ هم ماند اما دست دادن خلاف است؟ تازه روساي جمهور دو كشور دست نداده اند بلكه ظريف با اوباما دست داده و اين ملاحظه را هم رعايت كرده است.

مشكل دلواپسان اما دست دادن نيست. اين است كه اجراي برجام را قطعي مي بينند و مي خواهند در همين مرحله آن را عقيم بگذارند. وگرنه اگر با دست دادن و رابطه مشكل داشتند بر نامه نگاري هاي بي حاصل قبلي خرده مي گرفتند كه اگر به ثمر مي رسيد طبعا بايد به دست دادن هم مي انجاميد.

حسن روحاني چنان كه در نطق مجمع عمومي هم به صراحت گفت به سياست به مثابه تجارت مي نگرد و در تجارت دو طرف از خواست هاي حداكثري مي گذرند و به كسب منافع مشترك مي انديشند.

همان گونه كه در پايان يك معامله دو طرف دست مي دهند و ابراز رضايت مي كنند ايران نيز در برجام معامله كرده امتيازاتي داده و قول هايي براي پاره اي گشايش هاي اقتصادي و شناسايي حق غني سازي گرفته است. اين دست دادن را با اين نگاه بايد ارزيابي كرد و وجوه ارزشي را نبايد بر آن بار كرد.

با اين همه چنان كه گفته شد مشكل، نه با دست دادن كه به سبب چشم انداز گام‌هاي بعدي است و گرنه كساني پيش از اين دست، دراز كرده بودند اما پاسخي نيامد چون پايگاه اجتماعي كافي نداشتند. خشم از آن است كه احساس مي كنند باز هم غافل‌گير شده‌اند و بيش از آن به اين خاطر كه اين دست دادن يعني برجام برگشت ناپذير است وگرنه سرزنش دست دادن را هنگامي مي‌توان جدي گرفت و باور كرد كه پيش‌تر به خاطر دست ندادن ستايش مي‌كردند اما آن كار را هم نكردند!

صادق زیباکلام: "آقای ظریف! یک ملت پشت شما هستند/ سال آینده اوباما و روحانی دیدار می کنند"

 

کنگان نیوز: صادق زیباکلام در خصوص ملاقات کوتاه ظریف و اوباما  گفت: این امری کاملا اجتناب ناپذیر است که دیر یا زود باید اتفاق می افتاد و پیش بینی من این است که سال آینده این ملاقات مبدل به دیدار آقای دکتر روحانی و رئیس جمهور آمریکا خواهد شد.
 
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری «تیک»، اظهار داشت: جبهه پایداری و اصولگرایان تندرو همانطور که با توافق وین و برجام مخالف بودند طبیعی است که هر دیدگاه و رفتاری که تنش زدایی را کاهش دهد را محکوم می کنند.
 
وی افزود: آقای ظریف! شما باید از کاری که کردید دفاع کنید، عمل شما در جهت منافع ملی است و باید به آن  افتخار کنید، بدانید یک ملت پشت شما هستند و از شما حمایت میکنند. مردم به آقای دکتر روحانی و شما رأی داده اند که عملکرد غلط دوره قبل به توسط شما اصلاح شود.
 
زیباکلام تصریح کرد: آنهایی که نیاز به رفع و رجوع دارند همان کسانی هستند که منافع ملی را فدای اهداف گروهی خود کرده اند و میخواهند این دیدگاه ها را به جلو ببرند.
 
صادق زیبا کلام گفت: من ضمن تقدیر از عملکرد آقای ظریف به ایشان یادآور میشوم که شما نیازی نیست که از این کار دفاع کنید شما کافی است در رسانه ها ، در مجلس و حتی در نماز جمعه حضور پیدا کرده و این را بیان کنید که بدیهی است که روابط ما باید با همه کشورها بر اساس منافع متقابل، برقرار باشد.

بازدید سفیر آلمان و هیات همراه از پتروشیمی جم

به گزارش روابط عمومی پتروشیمی جم، سفیر جمهوری فدرال آلمان، میکائیل بارون فون اونگرن-اشترنبرگ،  معاون مدیر عامل شرکت صنایع پتروشیمی محمدحسن پیوندی، سرپرست مدیریت طرح های شرکت ملی صنایع پتروشیمی مرضیه شاهدایی و هیات همراه صبح امروز از مجتمع پتروشیمی جم بازدید کردند و مورد استقبال مدیر عامل پتروشیمی جم قرار گرفتند.
این گزارش می افزاید: در این سفر یک روزه آقای میکائیل بارون فون اونگرن اشترنبرگ و هیات همراه را محمدحسن پیوندی معاون مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی همراهی می نماید. 
پیوندی در نشستی که صبح امروز با حضور سفیر آلمان و هیات همراه در سالن کنفرانس پتروشیمی جم در عسلویه برگزار شد با اسلاید های مختلف ایشان را از طرح ها و مجتمع های پتروشیمی کشور بیشتر آشنا کرد و توضیحاتی در این زمینه ارائه نمود.
سفیر آلمان با هیات همراه از واحد های مجتمع پتروشیمی جم بازدید کردند و مهندس بهشتیان  مدیر عامل شرکت ایشان را با محصولات واحد های این مجتمع آشنا نمود.
شایان ذکر است در جدیدترین پرده از اظهار علاقه اروپایی ها به سرمایه گذاری صنعت پتروشیمی ایران، سفیر جمهوری فدرال آلمان با هدف آشنایی و بازدید از مجتمع های پتروشیمی و طرح های توسعه ای به عسلویه سفر کرد.
 صنعت پتروشیمی ایران، دارای مزیت های بی نظیری است که برخی از ایران به عنوان بهشت آینده صنعت پتروشیمی نام می برند، بنابر این سرمایه گذاران خارجی و به ویژه اروپایی ها تمایل فراوانی برای حضور درطرح های پتروشیمی کشورمان دارند.

برگزاری همایش چالش‌های زیست‌محیطی به میزبانی پتروشیمی جم

برنامه همایش چالش‌های زیست‌محیطی صنایع پتروشیمی با همکاری آقای دکتر راشدی مدیریت واحد پژوهش و توسعه پتروشیمی‌جم و انجمن مهندسی شیمی ایران در جم برگزار می‌گردد.

به گزارش روابط‌عمومی پتروشیمی جم این همایش با همکاری و تعامل دوسویه واحد پژوهش و توسعه و انجمن مهندسی شیمی ایران به میزبانی پتروشیمی‌جم در محل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (عسلویه) مجتمع پتروشیمی‌جم صبح روز سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1394 در تالار آپادانا مجتمع برگزار می‌شود.
در این همایش از اساتید برجسته و محترم این حوزه جناب دکتر محمدتقی جعفر‌زاده ریاست HSE وزارت نفت، دکتر دلشب مدیرکل محیط‌زیست استان بوشهر، دکتر آذین عضو هیئت‌علمی دانشگاه خلیج‌ فارس، دکتر عصفوری عضو هیئت‌علمی دانشگاه خلیج‌فارس، دکتر قیاسی نژاد مدیرعامل شرکت فن‌آوران فرآیند پارس، دکتر مرتضی بهرام عضو هیئت‌ علمی دانشگاه ارومیه، مهندس مهدی کمالی عضو هیئت‌علمی معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان، به‌عنوان سخنران دعوت به‌عمل‌آمده است که هریک در خصوص محورهای گازهای گلخانه‌ای و کنوانسیون‌های مرتبط، سیاست‌ها، اولویت‌ها و برنامه‌های اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان بوشهر در حوزه فلرینگ صنایع نفت، گاز و پتروشیمی و مدیریت گازهای اسیدی در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، روش‌های نوین مدیریت پسماند، روش‌های نوین مدیریت پساب و فنّاوری نانو و محیط‌ زیست، به ایراد مطالب و مقالاتی ارزشمند خواهند پرداخت.
همچنین در طول برگزاری همایش مهندس رضا بهرام‌پور کارشناس ارشد محیط‌زیست پتروشیمی‌جم در خصوص پروژه‌های موفق محیط‌ زیستی پتروشیمی‌جم مطالبی ارائه خواهند داد.
لازم به ذکر است علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند با واحد دبیرخانه همایش با شماره 7323074-0773 تماس حاصل نمایند.

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

 

 

كنگان نيوز" ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.



از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.



و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.



از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».



ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.



پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .



اعمال مشترك ماه مبارک رجب


اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :


1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:



"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."



2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:



«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»



3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:



«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»



قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .



4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید:

 

«أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

 


5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .



6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید:

 

"أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

 

 

 

 



7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر:

 

أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .



8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.



9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .



10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.



11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

 

 

اعمال شب و روز اول ماه رجب


شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .



1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

 


2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

 


3- زیارت امام حسین علیه السلام .



4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.



5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.




روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .


2- غسل .


3- زیارت امام حسین علیه السلام.



از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

 

پایان عصر دلواپسی با رجعت به «قلندران سیاسی»

كنگان نيوز: هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس اول را در حالی به دست گرفت که چهره هایی مانند:« آیت الله سید علی خامنه ای، مهدی بازرگان، محمد یزدی، یدالله و عزت الله سحابی، حسن آیت، صادق خلخالی، محمد غرضی، مهدی کروبی، موحدی کرمانی، ناطق نوری، مصطفی چمران و سید محمد خاتمی و ...» بر کرسی های آن نشسته بودند.
كنگان نيوز به گزارش عصرایران ؛ مصطفی داننده -این روزها دولت و طرفدارانش به شدت نگران مخالفین خود هستند که در ادبیات سیاسی ایران « دلواپسان» نام گرفته‌اند. جریان سیاسی که به سرعت توانست در دولت و مجلس نفوذ کند و کرسی‌های مهمی را در اختیار بگیرند. رئیس جمهور روحانی و هاشمی رفسنجانی به عنوان دو چهره تاثیرگذار در میان حامیان دولت سعی کرده‌اند در مورد این جریان شفاف سازی کنند. روحانی آنها را «تازه به دوران رسیده »و هاشمی برخی از آنها را «جدید الاسلام» می‌نامند.

هاشمی رفسنجانی در مورد این گروه می‌گوید: « جدید الاسلام ها به جان انقلاب و مردم افتاده اند، این گروه فرصت طلب که در دوران مبارزه حضور نداشتند، امروز قدرت را برای خودشان ابدی و مادرزادی و ارث حساب می کنند، اینها تصورات دیگری هم می توانند بکنند. چقدر تلاش شد که نگذارند در کشور اینترنت باشد. چقدر ماهواره را از بالای پشت بام ها جمع کردند، و من نمی دانم چه تاثیری کرد؟»

پایان عصر دلواپسی با رجعت به «قلندران سیاسی»

روحانی نیز این گروه را این چنین تعریف می‌کند: «در چنین شرایطی اقلیتی هستد که از این وضعیت خوشحال نیستند اما آنها هم باید از منافع زودگذرشان عبور کنند. سیاست خارجی ما به نفع مردم و کشور و ثبات است امروز کسانی که مسئولیت سیاست خارجی کشور را بر عهده دارند از رییس جمهور، وزیر امور خارجه و کارشناسان، افرادی انقلابی، هوشیار و چهره هایی هستند که سوابقشان به روزهای نخست انقلاب باز می گردد. به یک عده تازه به دوران رسیده که البته ما به انها هم احترام می گذاریم می گویم که نمی خواهد نسبت به آینده و ارزش های انقلاب و اسلام دل نگران باشند ، همه باید در ارزشها اجماع نظر پیدا کنیم .»

در کنار این انتقادها مسئله‌ای که قابل توجه است نه حضور این افراد در عرصه سیاسی بلکه چرایی پیدایش این افراد در سپهر سیاست ایران است. باید دید چرا در سومین دهه انقلاب اسلامی ایران جریان به نهادهای مختلف کشور نفوذ کرده و کار را به جایی رسانده است که صدای سابقون انقلاب در شکایت از آنها به آسمان رفته است.

برای پیدا کردن چرایی این حضور، باید رفتار چهره‌های شناخته شده انقلاب را بازخوانی کرد. این بازخوانی را به ویژه می‌شود در رفتار نیروهای موثر انقلاب در صحنه انتخابات مجلس‌های بعد از مجلس ششم بررسی کرد. قطعا ظهور این جریان به واسطه سکوت و کناره گیری بزرگان و نیروهای موثر انقلاب است. کسانی که به هر دلیلی ترجیح داده‌اند روزهای خود را بدون سیاست سپری کنند و همین کناره گیری زمین بازی را در اختیار تازه به دوران رسیده‌ها و جدید اسلام‌ها قرار داد تا هرچه می‌خواهند انجام بدهند و انقلابی تر از انقلابی‌ها شوند.

بسیاری از چهره‌های شناخته شده ایران دیگر علاقه‌ای به حضور در مناصب مختلف به ویژه نمایندگی مجلس ندارند. ما اگر تاریخ انقلاب اسلامی را مرور کنیم می‌توانیم مشاهده کنیم که مجالس مختلف ایران پذیرای چهره‌های شناخته شده و با سابقه انقلاب در خود بودند.

هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس اول را در حالی به دست گرفت که چهره هایی مانند:« آیت الله سید علی خامنه ای، مهدی بازرگان، محمد یزدی، یدالله و عزت الله سحابی، حسن آیت، صادق خلخالی، محمد غرضی، مهدی کروبی، موحدی کرمانی، ناطق نوری، مصطفی چمران و سید محمد خاتمی و ...» بر کرسی های آن نشسته بودند.

در مجلس‌های بعدی نیز ما شاهد حضور چهره‌های شناخته شده انقلاب در این صحنه بودیم. رقابت سنگین دو جریان راست و چپ در مجلس‌های سوم و ششم و همچنین رقابت جریان راست سنتی« جامعه روحانیت» و راست مدرن« کارگزاران» در انتخابات مجلس پنجم خود بیانگر همین معناست.

ناطق نوری رئیس وقت مجلس پنجم به رقابت‌های نفس گیر آن دوران اشاره می‌کند و در خاطرات خود می‌گوید: « وقتی آقای شیخ عبدالله نوری، قبل از وزیر شدن وارد مجلس پنجم شد، جناح اقلیت همه‌ نیروهایش را برای این که ایشان رییس شود، بسیج کرد. در انتخابات ریاست موقت مجلس، فاصله‌ آرای ایشان و من بسیار کم بود، شاید ده تا پانزده رأی من بیش‌تر آوردم. در انتخابات دایمی رییس مجلس هم ایشان کاندید شد، کارگزاران و جریان‌های طرف‌دار ایشان خیلی تلاش کردند تا رأی بیاورد، ولی این بار،‌ فاصله ‌آرای من با ایشان بیش‌تر شد.»

همانطور که مشاهده می‌شود بسیاری از جریان‌های سیاسی موجود در کشور در تمام دوران‌ها سعی می‌کردند مجلسی قوی را شکل بدهند چون بنا بر بیانات امام خمینی اعتقاد داشتند که « مجلس خانه ملت است.»

حضور 5 رئیس جمهور از 7 رئیس جمهور ایران در مجالس اول تا پنجم به خوبی حکایت از قدرت قوه مقننه در آن سال‌ها داشته است. اولین رییس جمهوری (ابوالحسن بنی صدر) نیز چون قبل از تشکیل اولین مجلس انتخاب شد طبعا نمی توانست پیشینه نمایندگی داشته باشد اما سابقه نمایندگی مجلس بررسی نهایی قانون اساسی ( خبرگان قانون اساسی) و عضویت در شورای انقلاب را داشت که نقش قوه مقننه را در سال 58 ایفا می کرد. 

جریان راست ایران اما به ویژه طیف سنتی بعد از مجلس ششم تصمیم گرفت برای عدم تکرار شکست، نیروهای شناخته شده خود را وارد انتخابات نکند با نیروهای کمتر شناخته شده خود وارد این عرصه شود. همین استراتژی باعث شد تا بزرگان به حاشیه بروند و جای خود را به کسانی بدهند که تجربه چندانی در مدیریت کشور نداشتند.

همین تصمیم باعث شد تا چهره های شاخص این جریان مانند موحدی کرمانی،محسن رضایی، محسن مجتهد شبستری و ... که در انتخابات مجلس ششم شرکت کرده اما راه نیافته بودند دیگر در انتخابات بعدی پارلمان شرکت نکنند.

بعد از مجلس ششم، نمایندگی به دست کسانی افتاد که از مدیریت فرهنگی یک استان یا مناصبی در پاره ای نهادها به مجلس راه پیدا کردند و پارلمان به دست کسانی افتاد که بعضا نگاه هیجانی به مسائل کشور داشتند.. نحوه برخورد با مسائل کشور در سال‌های اخیر در مجلس شورای اسلامی به خوبی بیانگر همین معناست.

سوالی که دراین میان مطرح است چه راهکاری برای عدم تکرار این مجلس‌ها در آینده پیشروی ایران وجود دارد. بعد از تشکیل دولت تدبیر وامید، کشور به شدت نیاز به تشکیل یک مجلس خردورزتر با حضور قلندران سیاسی ایران دارد. کسانی که با داشتن اجتهاد سیاسی بتوانند مشکلات کشور را با همراهی دولت رفع کنند.

بزرگان کشور باید بدانند که نمایندگی مجلس هم جایگاهی برای خدمت به مردم است. برخی از این افراد تنها حضور در عرصه ریاست جمهوری را تنها عرصه خدمت خود می‌دانند، آنها باید بدانند این روزهای حساس ایران، در تمام پست‌ها احتیاج به مردان بزرگ دارد.

مجلسی با حضور بزرگان دو جریان سیاسی کشور به اضافه چهره های بینابینی می‌تواند بشارت دهنده روزهای بهتر سیاسی برای ایران فردا داشته باشد. شاید یگانه راه خروج از بحران دلواپسان، رجعت به قلندران سیاسی باشد.منيع عصر ايران

خانواده امام: تایید خاطره هاشمی و تکذیب خاطره خواهر احمدی نژاد

 

كنگان نيوز" لیلی بروجردی اما درباره این خاطره چنین گفته است: «پس از اینکه او رئیس‌جمهور شد، با همسرش غروب به ملاقات خانم آمد. خانم خیلی صریح به ایشان گفت من به شما رأی ندادم، البته من به آقای هاشمی رأی داده‌ام و شما را نمی‌شناختم. شما هم جوان هستید و ان‌شاءلله بتوانید به کشور خدمت کنید. این همه ماجرای دیدار ایشان با خانم بود.»
كنگان نيوز به گزارش روزنامه شرق - بیت امام(ره) به یاری آیت‌الله آمد. آنجا که هجمه‌ها بالا گرفت و آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی تلویحا به دروغ‌گویی متهم شد. این‌بار دختر امام یعنی زهرا مصطفوی و دختر او یعنی لیلی بروجردی وارد ماجرا شدند و خاطره هاشمی‌رفسنجانی در همایش بانوی انقلاب را به‌همان ترتیبی که رئیس‌مجمع‌تشخیص‌مصلحت روایت کرده بود، تأیید کردند. همایشی که برای یادبود همسر امام، خدیجه ثقفی برگزار شده بود اما خاطرات هاشمی‌رفسنجانی در آن برنامه، موجی از توجهات و البته انتقادات را به سوی آیت‌الله روانه کرد.

این‌بار اما لیلی بروجردی، نوه و زهرا مصطفوی، دختر امام بر خاطره آیت‌الله صحه گذاشته‌اند. لیلی بروجردی در گفت‌وگوی کوتاهش سخنان هاشمی را «برابر سند» ارزیابی کرده است. رشید داوودی، از شاگردان سید حسن خمینی، هم در یادداشتی به‌همین‌منظور استعلامی را که دراین‌باره از خانم مصطفوی به عمل آورده در تأیید سخنان هاشمی نوشته است. همچنین غلامعلی رجایی، مشاور آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، هم در یادداشتی که در اختیار روزنامه «شرق» قرار داده به گفت‌وگویش با خانم مصطفوی و تأیید خاطره آیت‌الله اشاره کرده است. خاطره‌ای که به گفته رشید داوودی، آیت‌الله هاشمی آن را در مراسم چهلم بانو خدیجه ثقفی هم نقل کرده بود.

هاشمی‌رفسنجانی در همایش بانوی انقلاب اشاره‌ای به انتخابات سال ٨٤ و دلیل حضورش در رقابت‌های ریاست‌جمهوری آن سال داشت. هاشمی روایت حضورش را اینگونه باز تعریف کرده بود: «در سال ۸۴ یک موی بدنم راضی نبود کاندیدا شوم. چراکه دولت آقای خاتمی بود و من گفتم نمی‌آیم، همسر امام مرا خواست و به من گفت: امام این انقلاب را به دست شماها سپردند. آیا شما می‌دانید اینها چه کسانی هستند؟ همین صحبت‌های همسر امام سبب شد من قبول کنم و پذیرفتم.»

 لیلی بروجردی، دختر زهرا مصطفوی، در گفت‌وگو با خبرگزاری آنا با تصدیق روایت هاشمی‌رفسنجانی چنین گفته است: «آنچه آقای هاشمی از سال ٨٤ به‌نقل از مادربزرگ ما در همایش بانوی انقلاب طرح کردند، همانی است که ایشان پیش‌از‌این نیز در چهلم همسر امام در سال ٨٨ نقل کرده بودند. در آن جلسه مذکور من و مادرم خانم زهرا مصطفوی نیز حضور داشتیم و خاطره آقای هاشمی همان سخنانی است که در آن جلسه مطرح شد و همسر امام (ره) به ایشان فرمودند.» او در پاسخ به اینکه خاطره آن روز را خودش نقل کند، چنین گفته است: «آن جلسه همان بود که آقای هاشمی گفتند. چیز دیگری نیست که من بخواهم به سخنان آقای هاشمی اضافه کنم و صحبت‌های ایشان سند است.»

زهرا مصطفوی، دختر امام، هم طی تماس‌هایی که از سوی شاگرد سیدحسن خمینی و غلامعلی رجایی با او برقرار شده، روایت هاشمی را تأیید کرده است. حجت‌الاسلام رشید داوودی در یادداشتی که به همین مناسبت نوشته و در اختیار سایت انتخاب قرار داده، چنین نوشته است: «نگارنده در تماسی که با بیت شریف امام و یادگاران ایشان داشت، در مورد حاضران در جلسه مذکور سؤال کرد که در پاسخ روشن شد که سرکار خانم زهرا مصطفوی و سرکار خانم لیلی بروجردی و برخی دیگر از اعضای بیت امام در این جلسه حاضر بوده‌اند. پس از اطلاع از این موضوع و برای اجازه نقل و تأیید ادعای مذکور، نگارنده در تماسی با نوه گران‌قدر امام جناب حجت‌الاسلام مسیح بروجردی جویای شرح این جلسه و صحت و سقم ادعای فوق شد؛ و ایشان در پاسخ، پس از استعلام از مادر گران‌قدر و خواهر گرامی‌شان سخن آیت‌الله هاشمی را دقیقا همان سخنی دانستند که همسر امام در جلسه مذکور به ایشان فرموده بود. در ضمن خود حجت‌الاسلام‌و المسلمین مسیح بروجردی نیز بیان کردند که هرچند در جلسه فوق حاضر نبوده اما پس از آنکه به خانه باز می‌گردند، از شرح جلسه فوق و سخنان همسر امام به آقای هاشمی مطلع شده و تصریح می‌کنند که آنچه آیت‌الله‌هاشمی در همایش و قبل از آن در چهلم همسر امام در سال ۸۸ نقل کرده‌اند دقیقا همان جملاتی است که از حاضران در جلسه شنیده بود.»

تکذیب خاطره پروین احمدی‌نژاد

جالب اینجاست که در بحبوحه نقد‌ها و هجمه‌ها به هاشمی‌رفسنجانی، اما پروین احمدی‌نژاد، خواهر محمود احمدی‌نژاد، که عموما از هرگونه بحث و گفت‌وگوی رسانه‌ای پرهیز دارد، بار دیگر که دوقطبی هاشمی- احمدی‌نژاد شکل گرفت، وارد ماجرا شد و با بیان خاطره‌ای خواست سخنان هاشمی را تکذیب کند؛ هرچند طبق یادداشت رجایی و به‌نقل از لیلی بروجردی، این سخن خواهر محمود احمدی‌نژاد تکذیب شده است.

 پروین احمدی‌نژاد در خاطره خود چنین نوشته بود: «خرداد سال ٨٥ در سالروز وفات حضرت امام خمینی (ره)، دکتر احمدی‌نژاد به اتفاق چند نفر دیگر از جمله اینجانب، به‌منظور دیدار با همسر مکرمه حضرت امام در جماران حضور یافتند. خانم در مقابل خدمه و برخی از اعضای خانواده، خوشحالی خود را از انتخاب دکتر اینگونه ابراز کردند که در زمان انتخابات گفته بودند اگر دکتر رأی بیاورد، شیرینی انتخاب، مهمان من باشید و هرچه می‌خواهید غذا از بیرون تهیه کنید. ایشان می‌گفتند به خادمه منزل گفته‌ام تلویزیون را برای من فقط در صورت سخنرانی دکتر و یا مقام‌معظم‌رهبری روشن کنید.»

 لیلی بروجردی اما درباره این خاطره چنین گفته است: «پس از اینکه او رئیس‌جمهور شد، با همسرش غروب به ملاقات خانم آمد. خانم خیلی صریح به ایشان گفت من به شما رأی ندادم، البته من به آقای هاشمی رأی داده‌ام و شما را نمی‌شناختم. شما هم جوان هستید و ان‌شاءلله بتوانید به کشور خدمت کنید. این همه ماجرای دیدار ایشان با خانم بود.»

کنایه‌های منتقدان

بیت امام در شرایطی از هاشمی‌رفسنجانی حمایت کرد که بلافاصله بعد از انتشار سخنان آیت‌الله، تندروهای اردوگاه اصولگرایی موج حملات خود را به سوی هاشمی روانه کردند. هرچند این روزها هر زمانی که هاشمی‌رفسنجانی نقلی از گذشته به میان می‌آورد و خاطره‌ای را طرح می‌کند، همواره گروهی از تندروهای اصولگرا هستند که این خاطره‌ها را رد کنند.

این‌بار هم، حسین شریعتمداری طی سرمقاله‌ای که در روزنامه کیهان منتشر کرده بود، تلویحا هاشمی را به دروغ‌گویی متهم کرده و به طعن و کنایه از او خواسته بود خاطراتی را بازگو کند که امکان بررسی صحت‌وسقم آن از سوی آنها که در قید حیات هستند فراهم باشد.

 او در بخشی از آن سرمقاله چنین نوشته بود: چرا جناب هاشمی‌رفسنجانی در نقل خاطرات و مسائل گذشته به درگذشتگان استناد می‌کنند که پی‌بردن به صحت‌وسقم آن نیازمند دسترسی به آنان است و این دسترسی امکان‌پذیر نیست؟ آقای هاشمی پیش‌ازاین هم از قول حضرت امام (ره) نقل کرده بودند که آن بزرگوار مخالف شعار مرگ بر آمریکا بوده‌اند! که البته آثار مکتوب و مضبوط حضرت امام (ره) با آنچه آقای هاشمی به آن حضرت نسبت داده‌اند کاملا مغایر و متضاد است. در اظهارات دیروز هم سخنانی را به همسر امام نسبت داده‌اند که مراجعه و پرس‌وجو از آن مرحومه نیز امکان‌پذیر نمی‌باشد!

در کنار شریعتمداری اما دیگر تندرو‌های اصولگرا از شیخ جعفر شجونی گرفته تا حمید روحانی که معمولا وارد مباحث تاریخی می‌شود، در عین رد خاطرات هاشمی مدعی شده بودند که دیگر نمی‌توان به خاطرات هاشمی اعتماد کرد. هاشمی‌رفسنجانی اما در واکنش به این موج رسانه‌ای چنین گفته بود: «نگران این هجمه نیستم و همه این حرف‌ها را سابق نیز گفته بودم، اما جریان‌های افراطی در این شرایط احساس نگرانی بیشتری می‌کنند.»

حمایت با سابقه مصطفوی از هاشمی

پس از واکنش هاشمی‌رفسنجانی و وسعت‌گرفتن ابعاد ماجرا، برخی نزدیکان به آیت‌الله و بیت امام باز هم به سراغ زهرا مصطفوی رفتند و صحت ماجرا را از او جویا شدند. چراکه او قبلا هم سابقه حمایت از هاشمی را در پرونده خود دارد.

مصطفوی، دبیرکل تشکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی است و با نگاهی به مواضع او طی سال‌های گذشته می‌توان اینگونه برداشت کرد که او درباره موضوعات سیاسی ورود روشنی نداشته است، به‌جز چندین مورد. به‌عنوان نمونه او در اردیبهشت سال ٩١ در همایش نظریه بیداری اسلامی در اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره یکی از موضوعات راهبردی انقلاب؛ یعنی صدور آن سخنرانی کرده و گفته بود: «جمهوری اسلامی ایران برای موفقیت انقلاب‌ها الگو به این کشورها صادر می‌کند، نه نیروی انسانی. ایران در انقلاب‌های منطقه دخالت فیزیکی نخواهد داشت، این نوع کمک‌رسانی برخلاف عقاید ماست و یک ملت برای اینکه بتواند انقلاب خود را به ثمر بنشاند، باید حتی از صمیمی‌ترین دوستان خود نیز قطع امید کند.

 او در سال ٩٢ اما حضور شفاف‌تری داشت. مصطفوی بعد از ماجرای رد صلاحیت هاشمی‌رفسنجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٢ دست‌به‌کار شد و نامه‌ای را خطاب به مقام‌معظم‌رهبری نوشت و از ایشان درخواست کمک کرد تا این موضوع حل شود. او در بخشی از این نامه چنین آورده بود: «همان روزی که تأیید امام بر رهبری حضرت‌عالی را از زبان ایشان شنیدم و همواره آن نظریه را در مواقع لازم بیان کرده‌ام، تأیید صلاحیت برادر، آقای هاشمی را هم شنیدم زیرا امام بعد از نام جناب‌عالی نام ایشان را هم ذکر کردند.»

تقریبا یک‌سال از نوشتن آن نامه حمایتی دختر امام درباره هاشمی‌رفسنجانی می‌گذرد که بار دیگر هاشمی مورد هجمه منتقدان همیشگی خود قرار گرفته و این‌بار هم زهرا مصطفوی نه شخصا اما با واسطه و با تأیید سخنان هاشمی به حمایت از او پرداخته است. باید دید مخالفان هاشمی‌رفسنجانی با وجود اینکه بیت امام روایت‌های جلسه مذکور را مطرح کرده‌اند، بازهم به طعن آیت‌الله را از بیان خاطراتی که صاحب آن در قید حیات نیست، منع خواهند کرد یا نه؟ منبع عصر ايران

دغدغه ای مهم تر از سیاست; پرونده هسته ای و دلواپسانی که اخلاق نمی فهمند!

 

 

كنگان نيوز" سخن بر سر این است که به طرز واضحی در این میان، نه فقط منافع ملی که اخلاق زیر پا گذاشته می شود. اگر جامعه به یک بنای آجری تشبیه شود، اخلاق، مانند سیمان بین آجرهاست که باعث می شود ساختمان محکم و پابرجا بماند و اگر نباشد، آجرها به سست بادی از هم می گسلند.

عصر ایران - پرونده هسته ای ایران با بیانیه سوئیس وارد مرحله جدیدی شده و چشم انداز توافق و مختومه شدن پرونده، بیش از هر زمان دیگری روشن و نزدیک است؛ هر چند که هنوز هیچ چیز نهایی نشده و طیف گسترده ای از رویدادها ، از شکست کامل مذاکرات تا توافق نهایی همچنان محتمل است.

بنابراین، نه باید با ذوق زدگی و خوش خیالی، پایان همه مشکلات را جشن گرفت و نه درهای امید را به روی خود بسته دید. مطلب حاضر نیز ناظر به اصل بیانیه و دورنمای آن نیست بلکه دغدغه مهم تری را نشانه گرفته است که بسیار بنیادی تر از مسأله هسته ای است و آن "اخلاق" است.

مروری بر واکشن های برخی افراد و جریان ها -که اتفاقاً داعیه شریعت مداری و اخلاق محوری شان گوش زمین و زمان را کر کرده است- به بیانیه لوزان ، نشان می دهد که دین و اخلاق، تا چه اندازه در جامعه ما مظلوم واقع شده است.

پرونده هسته ای و دلواپسانی که اخلاق نمی فهمند!


این که بیانیه لوزان باید نقد شود، سخنی است که تردیدی در درستی اش نیست  و مگر می شود بیانیه ای که به سرنوشت کل کشور مربوط می شود را بررسی نکرد و سخنان موافق و مخالفش را نشنید؟!

سخن بر سر این است که به طرز واضحی در این میان، نه فقط منافع ملی که اخلاق زیر پا گذاشته می شود. اگر جامعه به یک بنای آجری تشبیه شود، اخلاق، مانند سیمان بین آجرهاست که باعث می شود ساختمان محکم و پابرجا بماند و اگر نباشد، آجرها به سست بادی از هم می گسلند.

برخورد دوگانه و ریاکارانه با مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 ، یکی از مصادیق این بی اخلاقی هاست. همین هایی که امروز، دادشان به آسمان است که بیانیه سوئیس منافع ملی مان را بر باد داد، اورانیوم غنی شده مان را از دست دادیم و می پرسند چه تضمینی وجود دارد که طرف مقابل به تعهداتش عمل کند، در دولت قبل و هنگام توافق با برزیل و ترکیه برای خروج 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده از کشور و انتقال آن به ترکیه، نه تنها نگران نشدند بلکه جشن پیروزی هم گرفتند!

طبق آن توافقنامه، قرار بود 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده ایران به ترکیه منتقل شود تا بعد از یک سال، سوخت لازم برای رآکتور تهران به ایران تحویل شود. متن توافق را بخوانید (اینجا): در هیچ کدام از بندهای 10 گانه توافق، کوچکترین اشاره ای به این نشده است چه تضمینی وجود دارد که یک سال بعد از خروج اورانیوم غنی شده از ایران، سوخت رآکتور تهران را تحویل دهند یا اصلاً اورانیوم های خودمان را بازگردانند؟!
آیا آن موقع ، تضمین اجرایی مهم نبود و ناگهان در دولت بعدی آقایان یاد تضمینات اجرایی افتادند؟ آیا این یک بام و دو هوا، مصداق بداخلاقی نیست؟!
جالب اینجاست که طبق بیانیه سوئیس، ایران می تواند اورانیوم غنی شده اش را به سوخت تبدیل کند و نیز حق دارد بدون ممنوعیت های تحمیلی کنونی در بازارهای جهانی آن را بفروشد که در هر دو حال، سوخت یا پول آن ، به ایران می رسد و دیگر نیازی به انتطار یک ساله و مسائلی نظیر آن وجود ندارد.

یا این روزها، نگران رفع تحریم ها شده اند - که البته در اصل نگرانی درستی است - اما همین ها تا دیروز تحریم ها و قطعنامه های آن را "کاغذپاره" می دانستند و وقتی خودشان عهده دار مذاکرات هسته ای بودند، تلاش چندانی برای رفع تحریم ها نمی کردند.
به عنوان مثال، متن کامل بسته پیشنهادی آنها در دوران سعید جلیلی به 1+5 را بخوانید (اینجا) که از صدر تا ذیل آن، اشاره ای به لغو تحریم های ایران نشده است؛ کسی از دلواپسان امروز هم در آن روز از ایشان نپرسید که این چه بسته پیشنهادی است که در آن مسائلی از قبیل معنویت، عدالت محوری در جهان، حفظ کرامت انسان ها، لزوم پرهیز از خشونت، محیط زیست در عرصه بین الملل،ظرفیت سازی درباره کاهش فقر در جهان، مبارزه با مفاسد اقتصادی و ... آمده است ولی حتی یک کلمه نیز درباره لزوم، شرایط و زمان بندی لغو تحریم ها، در آن وجود ندارد؟

دروغگویی نیز یکی از بی اخلاقی هایی است که در این ماجرا به طرز واضحی شاهدش هستیم. آنقدر راحت دروغ می گویند که گویا نه در تربیت فردی شان کسی به آنها از بدی دروغ گفته و نه به تعالیم دینی مبنی بر حرام بودن دروغ اعتقادی دارند.

این دروغ بافی درست از لحظه انتشار بیانیه سوئیس توسط ظریف و موگرینی آغاز شد و مترجم همزمان صدا و سیما، دو کلمه کلیدی را از نزد خود به جملات موگرینی - که به انگلیسی بیان می شد -اضافه کرد. این دو کلمه ، طبیعتاً در متن فارسی که ظریف می خواند وجود نداشت (اینجا).
دلواپسان همین امر را دستاویزی برای موج حملات شان به تیم مذاکرات ایران کردند که چرا متن ظریف با متن موگرینی متفاوت بود و وزیر امور خارجه کشورمان را متهم به تحریف و دروغگویی کردند. حال آن که اساساً هر دو یک متن را خوانده بودند و مترجم صدا و سیما، دو کلمه حساس و چالش برانگیز را به ترجمه حرف های موگرینی اضافه کرده بود.

یکی از همین ها در یک مناظره تلویزیونی، اصرار می کرد که بعد از طی دوران محدویت غنی سازی، ایران باید نزد آمریکا برود و با آمریکا درباره کمّ و کیف ادامه فعالیت های هسته ای اش مشورت کند. وقتی طرف مقابل از وی پرسید که از کجا چنین حرفی می زند؟ او با خونسردی تمام و قیافه ای حق به جانب، به کاغذی روی میز اشاره کرد و گفت: این در متن بیانیه سوئیس آمده است!
بیانیه سوئیس را بخوانید (اینجا) و ببینید که در هیچ کجای بیانیه چنین چیزی نیامده است ولی او در برابر چشم همه مخاطبانی که از سراسر کشور شاهد زنده مناظره بودند، به راحتی آب خوردن، دروغ گفت!

این قبیل تحریف ها و سپس بر اساس تحریف ها و دروغ های خودساخته، سخن گفتن و شایعه پراکندن، کاری است که در آن خبره و استاد شده اند و البته یادشان رفته که مردم می فهمند.
جالب این جاست که این طائفه، هر جا کم می آورند به حرف های مقامات آمریکایی و اسرائیلی استناد می کنند، گو این که بعد از سال ها شعارهای ضد غربی و ضد صهیونیستی، بناگاه آمریکا و اسرائیل و رسانه هایشان مرجع اینان شده اند!

همین ها که امروز علیه مذاکره کنندگان ایرانی، حتی از دروغ گفتن آشکار هم ابایی ندارند و در رسانه هایشان هر چه می خواهند می نویسند، زمانی که خود صاحب منصب بودند، رسانه ها را از نقد خود ممنوع کرده بودند و برخورد می کردند. مروری بر آرشیو رسانه های مکتوب و اینترنتی نشان می دهد که آن زمان تا چه اندازه رسانه ها در محدودیت بودند و نمی توانستند روند مذاکرات تیم قبلی با 1+5 را نقد کنند؛ مذاکراتی که نتیجه شان ، صدور قطعنامه های جدید علیه ایران و تنگ تر شدن حلقه تحریم ها بود ولی امروز که تیم مذاکره کننده جدید توانسته برای اولین بار در تاریخ دیپلماسی جهان، زمینه "لغو بدون اجرای قطعنامه های شورای امنیت" را فراهم کند، علیه آن این همه جوسازی می کنند ، حال بماند قدرشناسی که بخش مهمی از اخلاق انسانی است.

ای کاش نقدها ، تندتر و شدیدتر از این بود ولی به دروغ و دورویی آلوده نمی شد و اخلاق که شالوده جامعه است، این چنین قربانی دلواپسی های جناحی و فردی نمی شد.منبع عصر ايران

بررسی واکنش های متناقض به مذاکرات هسته ای; دلواپسان امروز و حامیان دیروز (+لینک)

 

 

كنگان نيوز" بر اساس طرحی که در دولت قبل مورد پذیرش قرار گرفت ایران، 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده 3.5 درصدی اش را به ترکیه می داد و تا در برابرش یک سال بعد، 120 کیلوگرم اورانیوم مورد نیاز رآکتور تهران را از غرب تحویل بگیرد.
كنگان نيوز به گزارش عصر ایران ؛ صادق حسینی-  دلواپسان امروز که تمام همّ و غمّ خود را مصروف از تخطئه تیم مذاکراه کننده ایرانی در لوزان کرده اند، در روزگاری که سعید جلیلی مسؤول مذاکرات هسته ای بود، از توافقی که ایران را عملا از حق غنی سازی اش محروم می کرد، حمایت می کردند و آن را پیروزی بزرگ ایران می دانستند!

دلواپسان امروز و حامیان دیروز (+لینک)

بخشی از جامعه اصولگرایی همانند توافق ژنو (3آذر1392)، نسبت به بیانیه مطبوعاتی منتشر شده که در واقع چارچوب اصلی توافقات بود واکنش تندی نشان دادند و در مشهورترین آن ها حسین شریعتمداری که از تیم مذاکره کننده ی قبلی تمام قد دفاع می کرد، گفت:« نام توافق دو مرحله‌ای را بیانیه مطبوعاتی گذاشتیم. در یک کلمه باید گفت که اسب زین شده را داده‌ایم و افسار پاره تحویل گرفته‌ایم.»

محمد کوثری هم به گونه ای واکنش نشان داد که تیم ایرانی به هرچه آمریکایی ها می خواست «بله» گفته است: «آمریکا در بیانیه لوزان به تمام خواسته‌های خود در مذاکرات هسته‌ای رسید اما ایران به خواسته اصلی خود که لغو کامل تحریم‌ها بود، نرسیده است. متأسفانه حدود یک‌سال است که تیم مذاکره کننده ایرانی تنها وقت‌کُشی کرده است.»

بررسی نظرات منتقدان امروز مذاکرات و توافقات هسته ای نسبت به دستاوردهای تیم مذاکره کننده ی پیشین به مدیریت سعید جلیلی نشان می دهد  آنها چقدر در انتقادات خود جانب انصاف را رعایت کردند!

 

بهار 89 و توافق سه جانبه هسته ای ایران با ترکیه و برزیل

اواخر اردیبهشت 1389 ایران بعد از مدت ها مذاکره علنی و محرمانه توانست در حاشیه اجلاس گروه 15 «توافق نامه مبادله سوخته هسته ای» را با ترکیه و برزیل در 10 بند به امضا برساند که بر اساس آن تهران 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده 3.5 درصدی اش را به ترکیه می داد و تا در برابرش یک سال بعد، 120 کیلوگرم اورانیوم مورد نیاز رآکتور تهران را از غرب تحویل بگیرد.

 

دلواپسان امروز و حامیان دیروز (+لینک)

بعد از تعارفات معمول، در ماده 4 این بیانیه چنین آمده «بر اساس این مفاد، تبادل سوخت هسته ای، حرکتی سازنده رو به جلو و نقطه شروعی برای همکاری میان ملت هاست.» ماده ی 5 نیز به اصل توافق نامه اشاره دارد «برای تسهیل همکاری های هسته ای ذکر شده، جمهوری اسلامی ایران موافقت می کند که 1200 کیلوگرم اورانیوم کمتر غنی شده در ترکیه به امانت بگذارد

 ماده 10 هم می گفت:« ترکیه و برزیل از آمادگی مستمر جمهوری اسلامی ایران برای تداوم گفتگو با گروه 1+5 در هر مکان ازجمله ترکیه و برزیل درباره دغدغه های مشترک براساس تعهدات دسته جمعی مطابق بسته و نکات پیشنهادی استقبال می کنند

به عبارت ساده تهران 1200 کیلوگرم اورانیوم غنی شده خود را به دولت آنکارا می داد تا ترکیه و برزیل از تداوم گفت و گوهای ایران با 1+5 استقبال کنند بدون این که تعهد خاصی به ایران داشته باشند. تنها ترکیه بر اساس بند 8 نیز قبول کرده بود در صورت عدم توافق ایران با غرب، مواد هسته ای مان را به خودمان باز گرداند.

بلافاصله و در فردای امضای «بیانیه تهران»234 نماینده مجلس با صدور بیانیه از آن حمایت قاطعانه کردند و تاکید کردند: «دولت همواره در اين زمينه محكم و منطقي رفتار كرده».

 

روزنامه کیهان در فردای امضا بیانیه هسته ای زیر عکس بزرگی که احمدی نژاد را در حال بالاگرفتن دست سایرین است، تیتر زد:« گامي ديگر در ديپلماسي هسته اي كشور: اقتدار و هوشمندي ايران در بيانيه 3 جانبه تهران ».

دلواپسان امروز و حامیان دیروز (+لینک)

حسین شریعتمداری خود دست به قلم شد و در یادداشتی نوشت:«اين بيانيه حاوي نكاتي است كه از هوشمندي طرف ايراني در چالش هسته اي پيش روي حكايت مي كند

اما همین روزنامه شنبه 15 فروردین 94،در اولین شماره سال جدیدش تیتر زد: «برد-برد نتیجه داد هسته‌ای می‌رود تحریم‌ها می‌ماند!» و مدعی شد: « مذاکرات لوزان پس از 9 روز در حالی با قرائت یک متن مشترک به اتمام رسید که ابهامات، نگرانی‌ها و پرسش‌های بسیاری درباره ماهیت و نتیجه این مذاکرات وجود دارد و به نظر می‌رسد از خطوط قرمز بسیاری در این زمینه عبور شده است.»

یکشنبه هم باز با بزرگترین اندازه قلم ممکن تیتر زد: « توافق لوزان فراتر از خواسته آمریکا بود» دوشنبه هم با همین رویه تیتر زد « بازرسی مراکز نظامی ایران بخشی از توافق لوزان است». کیهان از 5 شماره نخست سال 94 اش، 4 شماره را به حمله به بیانیه مطبوعاتی لوزان پرداخته است.

 

روزنامه وطن امروز در گزارشی به قلم مهدی محمدی عضو سابق تیم مذاکره هسته ای در دوره سعید جلیلی و عضو روزنامه کیهان، بیانیه مطبوعانی لوزان را با کنایه «1+12» نحس خواند و رو تیتر زد «اسناد مکتوب از عدم توازن فاحش داده‌ها و ستانده‌های توافق لوزان حکایت می‌کند» اما همین روزنامه توافق احمدی نژاد را «پیروزی استراتژیک در تهران» دانسته بود.

 

منتقد دیگر تیم مذاکره کننده هسته ای علیرضا زاکانی است؛ او سال 89 در گفت و گو با سایت جهان نیوز با تاکید بر این که «بيانيه ايران، برزيل و تركيه راه را بر همه بهانه جويي‌ها بست» گفته بود «حضور كشورهايي مثل تركيه و برزيل(!) كه مشتركات زيادي با ايران دارند، مي تواند به عنوان يك برگ برنده براي ما محسوب شود

زاکانی 5 سال پیش معتقد بود «ايران با تدبير وارد عمل شده » و ما "اساسا" و "في البداهه" نیازی به 120 کیلوگرم اورانیوم نداریم، درباره بیانیه مطبوعاتی مذاکرات سویس گفت «بیانیه لوزان 12خط قرمز ملّی هسته ای را ندید گرفت

روح الله حسینیان نماینده برجسته پایداری نیز درباره بیانیه هسته ای اردیبهشت 89 گفته بود:« بیانیه هسته ای ایران منافع ملی را تامین می کند» و با تاکید بر این که « بیانیه تهران چون دو کشور برزیل و ترکیه را با ایران همصدا کرد» آن را «موفقیت آمیز» دانسته بود.

 

یکی دیگر از چهره های منتقد تیم هسته ای دولت روحانی، حسین فدایی است؛ فدایی معتقد بود: «بیانیه تهران انحصار مذاکرات 1+5 را شکست... بیانیه تهران یک حرکت رو به جلو و نشانه خلاقیت جمهوری اسلامی ایران بود و این بیانیه با حفظ ایستادگی روی مواضع قاطع ایران صادر شد.»

 

 

 

سرانجام «بیانیه تهران»

بیانیه تهران، نه تنها هیچگاه عملیاتی نشد بلکه حال مردم 19 خرداد 1389 نظاره گر قطعنامه دیگری علیه ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد شدند.

خبرگزاری فارس با رو تیتر «آمریکا نتوانست اجماع ایجاد کند» و تیتر «ترکیه و برزیل به قطعنامه شورای امنیت رای منفی و لبنان رای ممتنع داد» از تصويب قطعنامه تحريمي شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران خبر داد.

لینک های زیر، بخشی از واکنش هایی است که دلواپسان امروز، در آن ایام از خود بروز می دادند و خروج اورانیوم غنی شده و "عدم به رسمیت شناخته شدن غنی سازی در ایران" را پیروزی بزرگ ایران می دانستند ولی امروز که غنی سازی ایران به رسمیت شناخته شده، سخن از باخت می گویند و شاید به قضاوت خدا و مردم و تاریخ اعتقادی ندارند!

مفاد بیانیه مشترک ایران - برزیل- ترکیه اعلام شد

توافق ایران، ترکیه و برزیل برای مبادله سوخت هسته ای

 
بيانيه ايران، برزيل و تركيه راه را بر همه بهانه جويي‌ها بست

زاكانی:بیانیه لوزان 12خط قرمز ملّی هسته ای را ندید گرفت

بيانيه تهران رسانه‌هاي غرب را بهت‌زده كرد

حمايت 234 نماينده مجلس از بيانيه تهران در خصوص تبادل سوخت هسته‌اي
طرف مقابل در مبادله سوخت هسته ای صادقانه عمل نمی کند

اول خود را محکوم کنیم بعد طناب دار آل سعود را ببافیم

 

كنگان نيوز" به راستی، این اولین بی احترامی نبود و بیش از این هم از خارجی‌ها تا داخلی‌ها به مردم ما توهین کردند اما مردم به واسطه رسیدن به هدف خود چشم بر همه این بی احترامی‌ها بستند. کیفیت و قیمت محصولات دو شرکت بزرگ خودرو سازی ایران مگر کم از بی احترامی آل سعود دارد؟

كنگان نيوز به گزارش عصرایران ؛ مصطفی داننده - این روزها در دنیای حقیقی و مجازی، در مجلس و اینستاگرام، مردم از تحریم حج سخن می‌گویند. مردم ایران از رفتاری که در فرودگاه جده با دو نوجوان ایرانی شد عصبانی و خشمگین هستند. نمونه بارز این عصبانیت را می‌شود در بازی دو تیم‌های پرسپولیس و النصر عربستان مشاهده کرد.

مردم ایران عصبانی هستند و می‌خواهند پروازهای ایران به عربستان به خاطر حج عمره لغو شود تا اعتراض حاکمیت و مردم به گوش سران عربستان سعودی برسد. جامعه ایرانی بر این باور است که با این اعتراض‌ها و به حج نرفتن‌ها، رفتار سران کشور عربستان با زائران ایرانی عوض خواهد شد. قطعا تحریم حج کمک بسیاری بر تغییر رفتار آل سعود با زائران ایرانی خواهد داشت اما ایا بهتر نیست ابتدا ما رفتار خود را تغییر دهیم.

معمولا ایرانی‌ها برای رسیدن به هدف خود که می‌تواند حج، خرید مسکن، گوجه، مرغ و ... باشد. حاضر هستند تمام رنج‌ها و بی احترامی‌ها را به جان بخرند ولی به مقصود خود برسند. آیا این اولین بی احترامی عربستانی‌ها به زائران ایرانی بود؟ آیا در فرودگاه‌های دبی، ترکیه و دیگر کشورهای جهان کم بی احترامی به ایرانیان می‌شود؟ آیا در بازار اجناس مختلف کم به مردم توهین می‌شود؟

اول خود را محکوم کنیم بعد طناب دار آل سعود را ببافیم

به راستی ، این اولین بی احترامی نبود و بیش از این هم از خارجی‌ها تا داخلی‌ها به مردم ما توهین کردند اما مردم به واسطه رسیدن به هدف خود چشم بر همه این بی احترامی‌ها بستند. کیفیت و قیمت محصولات دو شرکت بزرگ خودرو سازی ایران مگر کم از بی احترامی آل سعود دارد؟ چند نفر در ایران به خاطر کیفیت بد این محصولات جان خود را از دست می‌دهند؟ برخورد این شرکت‌ها با مراجعه کنندگان برای کسب خدمات پس از فروش چگونه است؟ ماشین‌های صفر این شرکت‌ها چگونه است؟ آیا واقعا قیمت این خودروها حدود 20 میلیون تومان است؟ با تمام این بی احترامی‌ها اما بازهم مردم برای خرید ماشین‌های این دو شرکت صف می‌بندند و برای خرید خودرو از هم سبقت می‌گیرند.
افزایش قیمت مرغ، گوجه  و امثالهم را که فراموش نکرده‌ایم. همین که قیمت این اقلام افزایش پیدا کرد، مردم برای خرید آنها سرودست شکستند تا سرشان بی کلاه نماند.

 به نظر می‌رسد بهتر است به جای تغییر عربستان و مردم این کشور، خود را تغییر دهیم. نمی‌شود انتظار داشت در تمام مسائل دولت و حاکمیت وارد شود و آنها پروازها به عربستان را لغو کنند. بیایید خودمان به حج نرویم تا با پول سوغات ما، عربستان به یمن لشگر کشی کند. بیایید ماشین‌های بی کیفیت را نخریم تا شرکت‌ها مجبور شوند کیفیت خود را تغییر دهند. بیایید وقتی قیمت برخی مایحتاج زندگی گران شد، از خرید آن چشم پوشی کنیم، تا قیمت آنها پایین بیاید.

تغییر را باید از خودمان شروع کینم، ما باید در رفتار خود تغییر ایجاد کنیم بعد به دنبال تغییر دیگر مردمان باشیم. بیش از آنکه آل سعود مقصر باشد ما خودمان مسئولیم. پس بیاید اول خود را محکوم کنیم بعد طناب دار را به گردن آل سعود بیندازیم.

ماجرای شادی پس از گل بازیکن عربستانی (+عکس)

 

كنگان نيوز: «الشهرانی» بازیکن الهلال عربستان، در شادی پس از گل در جریان بازی با فولاد خوزستان پیراهن خود را بالا زد و تصویر و کاریکاتور یک نوجوان را نشان داد. برخی گمان کردند این کار در حمایت از اقدام اخیر مأموران فرودگاه جده بوده اما موضوع، چیز دیگری است.

 

كنگان نيوز" باشگاه خبرنگاران در ادامه نوشت: در جریان بازی فولاد خوزستان و الهلال عربستان «الشهرانی» بازیکن الهلال پیراهن خود را بالا زد. در زیر پیراهن او تصویر و کاریکاتور یک نوجوان بود که در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی این موضوع را مربوط به اقدام کثیف مأموران فرودگاه جده دانسته‌اند.

 

با این حال گفته می‌شود که احتمالاً عکس روی پیراهن بازیکن الهلال عربستان و نوشته روی پیراهن او که البته با کاریکاتور صورت خود او هم مزین شده بود، اشاره به یک سریال طنز مراکشی دارد؛ سریالی به نام «الو 15». در ضمن، شماره 15، شماره پیراهن مرد آسیا 2014 نیز هست و مرتبط با برخوردی است که سال گذشته با این بازیکن شده بود.

 

 

 

در پایان این مطلب آمده است: بر این اساس باید حواس خود را جمع کنیم تا درگیر چنین شایعاتی نشویم.

ماجرای شادی پس از گل بازیکن عربستانی


سریال طنز مراکشی به نام «الو 15»

ماجرای شادی پس از گل بازیکن عربستانی (+عکس)

ماجرای شادی پس از گل بازیکن عربستانی (+عکس)

 

منبع عصر ايران

اوباما: کشورهای عربی از ایران نترسند/ ایران می تواند مرکز ثقل قدرت در خاورمیانه باشد

 

كنگان نيوز: نخستین نکته‌ای که باید درنظر بگیریم این است که ایران نیز مانند آمریکا یک کشور با نظامی پیچیده است و روندها به سادگی نیست. در همین حال سال‌ها بی‌اعتمادی و تردید بین دو کشور جریان داشته است که نمی‌توان توقع داشت به یکباره از بین برود.
كنگان نيوز: تومـــاس ال. فریدمــــن، روزنامه‌نگار سرشــناس و باسابقه آمریکایی از روزنامه نیویورک‌تایمز طی یک گفت‌وگوی مفصل با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری این کشور، زیر عنوان «دکترین اوباما و ایران»، به مساله پرونده هسته‌ای ایران و تفاهم اخیر که در لوزان سوئیس به دست آمد پرداخته است.

همان‌گونه که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در کنفرانس خبری پایانی مذاکرات لوزان نیز گفت، هر کشوری براساس منافع و برای توجیه افکار عمومی خود این بیانیه را ترجمه و تفسیر خواهد کرد اما از آنجا که این برای نخستین‌بار است که یک رئیس‌جمهوری در ایالات متحده، یک مساله محرمانه دیپلماتیک را مفصل و با جزئیات برای افکار عمومی توضیح داده است و باتوجه به اطلاعات، مواضع و دیدگاه‌های تازه‌ای که از سوی اوباما در این گفت‌وگو مطرح شده است،

 در این ترجمه تلاش شده است تا جای ممکن وفاداری به متن اصلی رعایت شود و تنها بخش‌هایی که مربوط به مسائل داخلی آمریکا یا شامل مسائل غیرمرتبط بوده است مورد ویرایش قرار گرفته یا حذف شده و برخی توضیحات لازم از سوی مترجمان در داخل پرانتز افزوده شده است. فریدمن در مقدمه این مصاحبه با ذکر خاطره‌ای از سفر 20 سال قبل خود به ایران، این‌طور نتیجه‌گیری کرده است که شعار «مرگ بر آمریکا» ریشه‌ای عمیق در ایران دارد و به آسانی قابل حذف نیست؛ لذا با این دیدگاه رئیس‌جمهوری آمریکا و دستاورد دیپلماتیک دولت اورا به چالش کشیده است. در ادامه متن گفت‌وگوی نیویورک‌تایمز را می‌خوانید:
 

عصر شنبه (4 آوریل 2015 و 15 فروردین 94) به دعوت رئیس‌جمهوری اوباما به دفتر بیضی کاخ سفید (محل کار رئیس‌جمهوری آمریکا) رفتیم و در گفت‌وگویی دوستانه و خوب درباره اینکه چه فرآیندی طی هفته گذشته طی شد تا با ایران به یک تفاهم هسته‌ای دست‌پیدا کنیم و اینکه او چگونه توانست میان تهدیدها و فرصت‌ها توازنی ایجاد کند که مورد توافق ایران نیز قرار بگیرد، به بحث و بررسی پرداختیم. در این گفت‌وگو بخش مورد توجه خود من [فریدمن] جایی بود که طی آن توانستم به یک «دکترین» در سیاست خارجی دولت اوباما پی ببرم که با آنچه آمریکا در مقابل کوبا و کره‌شمالی انجام داد بسیار متفاوت است و می‌توان از آن به‌عنوان «دکترین اوباما» نام برد.


 دکترین اوبامایی چیست؟


رئیس‌جمهوری آمریکا در تشریح دکترین خود در مساله هسته‌ای ایران گفت: «آمریکا به اندازه کافی قدرت دارد که هرجا بخواهد، بتواند درگیر شود اما داشتن قدرت و استفاده از آن دو مساله مجزاست که مردم درک درستی از آن ندارند.» او تشریح کرد: «به‌عنوان مثال مساله تقابل با کوبا را درنظر بگیریم، آمریکا می‌تواند به این کشور حمله کند یا هر بخشی را تصرف کند اما برای اینکه این کار موجه باشد باید بسنجیم که آیا چنین اعمالی به سود منافع آمریکاست؟ و این سود می‌تواند جبران هزینه‌هایی که پرداخت می‌شود را داشته باشد یا خیر؟ اگر پاسخ این سوال منفی باشد ما سیاست‌های خود را مورد بازبینی قرار می‌دهیم تا به بهترین خروجی دست پیدا کنیم. حال کشور ایران را در نظر بگیرید که در مقایسه با کوبا باید بگویم ایران کشوری بزرگ‌تر و به همین نسبت خطرناک‌تر [برای منافع آمریکا] است و قبلا نیز دیده‌ایم که می‌تواند به منافع آمریکا آسیب برساند اما نباید فراموش کنیم که بودجه دفاعی ایران در حدود 30 میلیارد دلار اما بودجه نظامی ما نزدیک به 600 میلیارد دلار است. اگر می‌خواهید بدانید دکترین من چه بوده در یک جمله بگویم: ما از درگیری باکی نداریم اما قبل از آن تمام روش‌های بهتر را بررسی می‌کنیم.» اوباما در پاسخ به منتقدان این روش گفت: «تفکری وجود دارد که معتقد است ایران سر سازگاری و پایبندی به توافقات ندارد و با توافق نمی‌توان با آن روبه‌رو شد که اینجا لازم به یادآوری است که ما تمامی توان خود در منطقه را نابود نمی‌کنیم و توان نظامی ما همواره وجود دارد اما قبل از آنکه از آن استفاده کنیم باید توافق ایران را راستی‌آزمایی کنیم. در صورتی‌که ایران به توافق خود پایبند باشد خب ما هم توانسته‌ایم از راهی بسیار امن‌تر و کم هزینه‌تر با تهران تعامل کنیم و در همین زمان از هم‌پیمانانمان نیز دفاع کنیم.»

رئیس دولت آمریکا درباره مواضع رژیم صهیونیستی نیز گفت: «تفکر اسرائیل این است که با توجه به تجربیات تلخ تاریخی درباره یهودیان همواره تمایل به گسترش توان نظامی و دفاعی خود دارد و آنها هم خوب می‌دانند که برای دفاع از خود نباید متکی به کشور دیگری باشند و اظهار نگرانی‌شان برای من قابل درک است اما ما هم با مذاکرات هسته‌ای ثابت کرده‌ایم که در صورت هر تهدیدی نسبت به هم‌پیمانانمان در آنجا حضور داریم و از آنها دفاع می‌کنیم.» او افزود: «روی سخن من با مردم اسرائیل است و به آنها می‌گویم بهترین راه برای اطمینان از اینکه برنامه هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است، مذاکره دیپلماتیک با این کشور است و راهی مطمئن‌تر وجود ندارد.»

 در این بخش از سخنان، احساسات، صلابت و اطمینان خاصی در صدای رئیس‌جمهوری بود که من [فریدمن] تا به حال نشنیده بودم؛ این بخش از سخنان اوباما با نظرهای مخالفان دولت اسرائیل و بخش عمده‌ای از جامعه یهودیان آمریکا که عقاید چپ میانه دارند، همخوانی نزدیکی دارد.
اوباما افزود: «شنیدن این سخنان که دولت من تمام تلاش خود را برای حفظ هم‌پیمانانش نکرد، برای من سخت است و این سخنان دوستانه و در چارچوب نگرانی‌های تاریخی ما برای یهودیان نیست.»


 کشورهای عربی نگران داخل باشند


 درباره آنچه نگرانی‌های کشورهای عربی مانند عربستان سعودی از یک ایران هسته‌ای است و تهدیدی که آنها از جانب همسایه خود احساس می‌کنند، رئیس‌جمهوری آمریکا چنین توضیح داد: «جمعیت این کشورها در برخی موارد شامل بخش زیادی از جوانان بیکار، سرخورده، متعصب و پوچ گراست که در اغلب موارد تفکرشان این است که هیچ نقطه امید و سازوکار سیاسی برای رسیدگی به ظلم‌های اجتماعی وجود ندارد؛ چنین نیرویی در داخل این کشورها، بسیار خطرناک‌تر از تهدیدی است که از سوی ایران متوجه آنهاست، درواقع خطر داخلی برای آنها بسیار محتمل‌تر از حمله ایران است. لذا کار ما با این کشورها در دو بخش است: یکی اینکه برای آنها جا بیندازیم که تهدیدات خارجی را رفع می‌کنیم و دیگر اینکه متقاعدشان کنیم که روابط‌شان را با ما توسعه دهند تا با توسعه در ساختار سیاسی داخلشان، بتوانیم به جوانان نشان دهیم که انتخاب‌های دیگری به جز داعش نیز می‌توانند داشته باشند. این یک تعامل دشوار خواهد بود اما راه دیگری برای کشورهای عربی وجود ندارد.»


 تفاهم با اجازه و نظارت رهبری ایران بود


اوباما با تاکید بر این موضوع که هنوز کار تمام نشده است گفت: «سخت‌ترین موانع سیاسی و مخالفت‌ها در ایران و آمریکا هنوز در راه است و ما کار دشواری برای به پایان رساندن این مذاکرات پیش‌رو داریم.» او در این گفت‌وگو از سناتور باب کورکر، رئیس کمیته سیاست خارجی سنای آمریکا به‌عنوان فردی منطقی که صادقانه نگرانی‌هایی در این زمینه دارد یاد کرد و اظهار امیدواری کرد بتواند با او راهی برای راضی کردن سناتورها بیابد.

اوباما در میان رئیس‌جمهوری‌هایی که در سال‌های پس از انقلاب ایران به روی کار آمده‌اند، بیشترین ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با رهبری ایران را داشته است و در این میان نامه‌نگاری‌های مستقیمی نیز انجام شد، در این میان پرسشی که مطرح است این است که برداشت شما از رهبری ایران چیست و چه کسی در تهران تصمیم نهایی را اتخاذ می‌کند؟

«نخستین نکته‌ای که باید درنظر بگیریم این است که ایران نیز مانند آمریکا یک کشور با نظامی پیچیده است و روندها به سادگی نیست. در همین حال سال‌ها بی‌اعتمادی و تردید بین دو کشور جریان داشته است که نمی‌توان توقع داشت به یکباره از بین برود. در مکاتباتی که من با رهبر عالی ایران داشتم به این نتیجه رسیدم که به آسانی نمی‌توان فکر ایشان را خواند اما آنچه در این نامه‌ها مشهود است این است که تمام روند مذاکرات هسته‌ای و حتی بیانیه نهایی این دور از مذاکرات، با اجازه ایشان انجام شده است و از جزئیات آن مطلع هستند. موضوع دیگر این است که ایشان نیز معتقد است که ایران باید جزئی از جامعه جهانی باشد پس تغییراتی را نیاز دارد.»


 قدرت ایران در داشتن سلاح هسته‌ای نیست


در داخل ایران هم بحث‌هایی در این باره وجود دارد که چگونه این کشور باید با چارچوب این تفاهم هسته‌ای کنار بیاید، آقای رئیس‌جمهور پاسخ شما به مردم ایران در این مورد که این تفاهم به نفع آنها است، چیست؟

رئیس‌جمهور گفت: «اگر ایران به درستی می‌گوید که دنبال سلاح هسته‌ای نیست،  اینجا دو گزینه وجود دارد که انتخاب درست برای آنها این است که با اتکا به نبوغ مردمش و با استفاده از منابع طبیعی خود به جایگاه برتری در سطح جهان دست پیدا کنند. ایران برای اینکه مرکز ثقل قدرت منطقه‌ای باشد نیازی به سلاح هسته‌ای ندارد. در این رابطه آن چه که می‌خواهم به مردم ایران بگویم این است: برای کسب قدرت در منطقه نیازی به ضدیت ندارند. منظور من این است که در حقیقت ایران همه پتانسیل‌های لازم برای کسب قدرت منطقه‌ای را دارد. اگر این کشور بازیگری مسوولیت‌پذیر در جهان باشد با در نظر گرفتن پتانسیل‌های قدرت ایران از قبیل اندازه و وسعت و منابع طبیعی و انسانی، این کشور پتانسیل تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای موفق را دارد و من امیدوارم که مردم ایران متوجه این نکته باشند.»

رئیس‌جمهور افزود: «واضح است که بخشی از روانشناسی ایران ریشه در تجارب گذشته دارد. احساس اینکه مداخلات ایالات متحده آمریکا یا غرب در گذشته این کشور را تضعیف کرد. در جریان اتفاقات تاریخی همچون سرنگون کردن نخستین دولت ملی و دموکراتیک ایران (دولت دکتر مصدق) یا حمایت آمریکا از شاه یا حمایت آمریکا از صدام حسین در جریان جنگ بی‌رحمانه 8 ساله عراق علیه ایران. بنابراین بخشی از آن چیزی که من به تیم مذاکرات هسته‌ای آمریکا توصیه کردم، این بود که این دیدگاه منفی ایرانی‌ها نسبت به تجربیات تلخ گذشته را در نظر بگیرند و این را در نظر داشته باشند که بعضی اوقات و با توجه به آن تجربه تاریخی گذشته ایرانی‌ها واکنش‌هایی داشته باشند و فکر کنند این واکنش‌ها تنها راهی است که جلوی تکرار حوادث ناگوار گذشته را می‌گیرد... . اگر ما موفق شویم توافق نهایی هسته‌ای را با ایران حاصل کنیم نیروهایی در داخل ایران که به دنبال توسعه علمی و اقتصادی و ایجاد اشتغال هستند قوی‌تر خواهند شد. من به صراحت می‌گویم هدف ما از رسیدن به توافق هسته‌ای با ایران همان‌طور که برخی افراد ادعا می‌کنند تغییر رژیم در ایران نیست.»

اوباما افزود: «حتی اگر رفتار ایران تغییری نکند این توافق یک توافق خوب است. به نظر من حتی اگر بر فرض همانند نتانیاهو معتقد باشیم حاکمیت ایران قابل اعتماد نیست، این توافق یک توافق خوب است و ما در مسیر درستی قرار داریم. این توافق بهترین گزینه برای ماست. در حقیقت حتی اگر بر این باور باشیم که ایرانی‌ها همه مخالف ما هستند بهترین راه برای کسب اطمینان از برنامه‌های هسته‌ای آنها این توافق است که به ما اجازه می‌دهد برای یک دوره بلندمدت از چند و چون برنامه‌های آنها مطلع باشیم و آنها را از دستیابی به سلاح هسته‌ای بازداریم.»


 ایران می‌تواند به درخواست بازرسی اعتراض کند


چند نکته بسیار حساس ابهامی در مورد چارچوب تفاهم هسته‌ای اخیر برای من [فریدمن] روشن نیست و از رئیس‌جمهور خواستم تا آنها را تفسیر کند. من [فریدمن] پرسیدم که اگر با وجود توافق ما گمان بردیم که ایران در حال خلف وعده است و برای مثال درباره احتمال وجود یک برنامه هسته‌ای مخفیانه در یک پایگاه نظامی جنوب شرق این کشور مشکوک شدیم، آیا در چارچوب این توافق ما این حق را داریم که اصرار کنیم در آن پایگاه نظامی به روی بازرسان بین‌المللی گشوده شود؟

رئیس‌جمهور گفت: «در وهله اول آنچه می‌خواهیم روی آن توافق کنیم ما را قادر خواهد ساخت از کل زنجیره هسته‌ای موجود در ایران از معدن اورانیوم گرفته تا تمام تاسیسات هسته‌ای این کشور ازجمله نطنز، بازرسی کنیم. این بدان معناست که دیگر بحث بازدید از یک یا دو یا پنج مکان مشخص نیست بلکه ما قادر خواهیم بود آنچه که آنها در سراسر این زنجیره انجام می‌دهند را ببینیم و در واقع، اگر آنها هم‌اکنون بخواهند یک مرکز مخفی جدید راه‌اندازی کنند باید برای آن یک چرخه تامین سوخت جدید هسته‌ای ایجاد کنند.

 نکته دوم اینکه ما در حال راه‌اندازی یک کمیته تدارکات برای بررسی آنچه آنها در برنامه‌های هسته‌ای خود انجام خواهند داد اعم از واردات یا تعیین اینکه چه نیازهایی برای برنامه هسته‌ای‌شان دارند هستیم و نکته سوم اینکه بله همان‌طور که شما گفتید ما در حال ایجاد سازوکاری هستیم که بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای بتوانند به هر مکانی که برای بازرسی نیاز دارند، دسترسی داشته باشند.» رئیس‌جمهور البته افزود: «این چیزی است که ما توقع داریم. البته ایران می‌تواند نسبت به درخواست‌های بازرسی ما اعتراض داشته باشد. مکانیسمی که ما به دنبال آن هستیم این است که اعتراض‌های ایران در آن در نظر گرفته شود اما این کشور حق وتوی نهایی درخواست‌های بازرسی را نداشته باشد. درواقع مکانیسم‌های بین‌المللی عادلانه‌ای در این باره وجود دارد که مشخص می‌کند آیا باید از مکانی بازرسی وجود داشته باشد یا نه،  و اگر این مکانیسم‌ها تعیین‌کننده باشند ایران نمی‌تواند بگوید: «نه شما نمی‌توانید این مکان یا آن مکان را بازرسی کنید.» بنابراین ما دنبال چیزی فراتر از بازرسی‌ها در قالب اجرای پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای هستیم. ما می‌خواهیم حتی از آن هم فراتر برویم و بازرسی‌هایی از ایران صورت بگیرد که در تاریخ آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای سابقه نداشته است.»


 درصورت پایبندی تهران تحریم‌ها لغو می‌شود

بسیاری از مردم از جمله خودم [فریدمن] متن صحیحی از این توافق را مشاهده نکرده‌ایم. نکته دیگری که به نظر می‌رسد هنوز حل‌نشده باقی مانده بحث تحریم‌ها است: دقیقا چه زمانی تحریم‌های اقتصادی علیه ایران لغو خواهد شد؟ توافق از چه زمانی اجرا خواهد شد؟
اوباما: «هنوز جزئیاتی هست که باید روی آنها کار شود. اما از نظر من در چارچوب اصلی این توافق از ایران خواسته شده تا قدم‌های لازم را بردارد: تاسیسات غنی‌سازی فردو، سانتریفیوژها و... در صورت انجام این اقدامات تحریم‌های سازمان ملل معلق می‌شود. با این حال تحریم‌های مربوط به موشک‌های بالستیک و تکثیر آن جزء تحریم‌هایی هستند که همچنان پابرجا خواهند ماند.
در همین حال اگر تخطی از توافق صورت گیرد ما آماده خواهیم بود تا دوباره ضربه محکم تحریم‌ها را به ایران وارد کنیم. اگر هم هیچ تخطی از توافق لوزان صورت نگیرد در آن صورت به غیر از تحریم‌های تسلیحاتی، ایران این فرصت را خواهد داشت تا از زیر بار سنگین تحریم‌ها خارج شود. باید توجه داشت که نظارت ثابت و مستمر همیشه این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهد که در صورت سرپیچی ایران اقدام لازم را برای مقابله با آن انجام دهیم.»

به گفته اوباما تحریم‌های آمریکا علیه ایران که به موضوعات دیگر مربوط می‌شود پابرجا خواهد ماند. «تحریم‌های مشخصی هستند که هیچ ارتباطی به برنامه هسته‌ای ایران ندارند و اعمال آنها هم ادامه خواهد یافت. درواقع اگر ما بتوانیم توافق با ایران را نهایی کنیم و ایران نیز به آن پایبند باشد موفق به انجام کار بزرگی شده‌ایم، اما مطمئنا نمی‌تواند به مشکلات ما با ایران پایان ببخشد. و طبعا ما همچنان به تلاش‌هایمان با شرکا و دوستان خود برای فشار بر ایران در دیگر زمینه‌ها ادامه خواهیم داد. این اقدامات ممکن است نیاز به زمان داشته باشد. اما این عقیده دولت و شخص من است که با این مسائل راحت‌تر می‌توان روبه‌رو شد. اگر پرونده هسته‌ای ایران را حل کرده باشیم و در صورتی که موفق به انجام این کار شویم ممکن است ایران هم با استفاده از مزایای رفع تحریم‌ها بیشتر بر مسائل اقتصادی و مردم خود متمرکز شود و سرمایه‌گذاری‌های خارجی را جذب کند.»

اوباما با اشاره به متحدان سنی آمریکا در منطقه تصریح کرد همان‌طور که آمریکا می‌خواهد به کمک‌های خود برای تقویت توانایی‌های نظامی این کشور‌ها ادامه دهد، آنها نیز باید توانایی پیاده نظام خود را برای حل بحران‌های منطقه‌ای افزایش دهند. او دراین‌باره گفت: «مهم‌ترین بخش مکالمات و مذاکرات من با رهبران کشورهای حوزه خلیج [فارس] این است که چگونه می‌توان بر قابلیت‌های دفاعی خود بیفزایند. به نظر من اگر نگاهی به آنچه در سوریه می‌گذرد بیندازیم به‌طور مثال تمایل زیادی وجود دارد تا آمریکا وارد ماجرا شود و کاری انجام دهد، اما سوال اینجاست که چرا اعراب خودشان برای مقابله با نقض حقوق بشر دست به کار نمی‌شوند؟ یا چرا کاری در قبال اقدامات بشار اسد انجام نمی‌دهند؟ فکر می‌کنم می‌توانم این پیغام را به این رهبران بدهم که آمریکا در حمایت از آنها متعهد است و این اطمینان را در آنها ایجاد کنم که آمریکا اجازه نخواهد داد تا قدرتی خارجی به کشورشان حمله کند. اینگونه حمایت‌ها می‌تواند نگرانی آنها را کاهش دهد و در نتیجه مذاکرات کم‌تنش‌تر و موثرتری با ایران داشته باشند. اما نمی‌توانم تعهد دهم که آنها را در این‌گونه مسائل داخلی خود هم همراهی کنم. مسائلی که نتیجه بی‌توجهی و رعایت نکردن حقوق مردم کشور خودشان است. بزرگ‌ترین تهدیدی که کشورهای منطقه با آن روبه‌رو هستند از سوی ایران نیست، بلکه ناشی از ایجاد نارضایتی درونی در این کشورهاست.»

 نامه اخیر سناتورها فاجعه بود

اخیرا مرزهای سنتی میان قوای مجریه و مقننه آمریکا در حوزه سیاست خارجی با دعوت رهبر کنگره از نتانیاهو برای سخنرانی در کنگره و سپس نامه 47 سناتور آمریکایی خطاب به رهبران ایران از بین رفت. سناتورها به رهبران ایران هشدار دادند که توافق دولت آمریکا با ایران حمایت آنها را همراه نخواهد داشت و از سوی کنگره با آن مخالفت خواهد شد. شما این ماجرا را چگونه می‌بیند؟

 اوباما: « من نگران این هستم که برخی مرزها در حوزه سیاست خارجی با این‌گونه اقدامات از بین برود. احساس می‌کنم نامه‌ای که به مقامات ایران نوشته شد نامناسب بود. در زمان ریاست‌جمهوری بوش هم بسیاری از دموکرات‌ها با حمله به عراق مخالف بودند، اما هیچ‌کدام از آنها برای رهبران کشورهای عربی و اروپایی نامه‌نگاری نکردند.

 نامه‌نگاری اخیر واقعا اقدامی فاجعه‌بار بود.» با وجود هر آنچه در گذشته رخ داده، اوباما می‌گوید: «در حال حاضر کلیدی‌ترین بخش منافع آمریکا در منطقه نه نفت است و نه قلمرو. هسته مرکزی منافع ما در حال حاضر این است که همه در صلح و آرامش زندگی کنند، هم‌پیمانان‌مان مورد حمله قرار نگیرند، بمب‌های بشکه‌ای بر سر کودکان فرود نیایند و آوارگی گسترده‌ای رخ ندهد. منافع ما در این است که منطقه روال عادی زندگی و فعالیت را طی کند. این پروژه‌ای بزرگ است و از نظر من ساختار توافق با ایران حداقل یک گام برای آغاز این پروژه است.»

منبع: روزنامه فرهیختگان


متن کامل انگلیسی و فارسی بیانیه مطبوعاتی لوزان ایران و گروه 1+5

 

كنگان نيوز به گزارش عصرایران - متن بیانیه مطبوعاتی مشترک ایران و گروه 1+5 که در پایان مذاکرات لوزان و در عصر پنجشنبه 13 فروردین 1394 در نشست خبری ظریف و موگرینی قرائت شد به شرح زیر است.

در این نشست خبری، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران متن فارسی و فدریکو موگرینی مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا متن انگلیسی را قرائت کرد.

متن انگلیسی

We, the EU High Representative and the Foreign Minister of the I. R. of Iran, together with the Foreign Ministers of the E3+3 (China, France, Germany, the Russian Federation, the United Kingdom and the United States), met from 26 March to 2nd April 2015 in Switzerland. As agreed in November 2013, we gathered here to find solutions towards reaching a comprehensive resolution that will ensure the exclusively peaceful nature of the Iranian nuclear programme and the comprehensive lifting of all sanctions.

Today, we have taken a decisive step: we have reached solutions on key parameters of a Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA). The political determination, the good will and the hard work of all parties made it possible. Let us thank all delegations for their tireless dedication.

This is a crucial decision laying the agreed basis for the final text of the JCPOA. We can now restart drafting the text and annexes of the JCPOA, guided by the solutions developed in these days.


As Iran pursues a peaceful nuclear programme, Iran's enrichment capacity, enrichment level and stockpile will be limited for specified durations, and there will be no other enrichment facility than Natanz. Iran's research and development on centrifuges will be carried out on a scope and schedule that has been mutually agreed.

Fordow will be converted from an enrichment site into a nuclear, physics and technology centre. International collaboration will be encouraged in agreed areas of research. There will not be any fissile material at Fordow. 

An international joint venture will assist Iran in redesigning and rebuilding a modernized Heavy Water Research Reactor in Arak that will not produce weapons grade plutonium. There will be no reprocessing and the spent fuel will be exported.

A set of measures have been agreed to monitor the provisions of the JCPOA including implementation of the modified Code 3.1 and provisional application of the Additional Protocol. The International Atomic Energy Agency (IAEA) will be permitted the use of modern technologies and will have enhanced access through agreed procedures, including to clarify past and present issues.

Iran will take part in international cooperation in the field of civilian nuclear energy which can include supply of power and research reactors. Another important area of cooperation will be in the field of nuclear safety and security. The EU will terminate the implementation of all nuclear-related economic and financial sanctions and the US will cease the application of all nuclear-related secondary economic and financial sanctions, simultaneously with the IAEA-verified implementation by Iran of its key nuclear commitments.

A new UN Security Council Resolution will endorse the JCPOA, terminate all previous nuclear-related resolutions and incorporate certain restrictive measures for a mutually agreed period of time.

We will now work to write the text of a Joint Comprehensive Plan of Action including its technical details in the coming weeks and months at the political and experts levels. We are committed to complete our efforts by June 30th. We would like to thank the Swiss government for its generous support in hosting these negotiations.

 

منبع: http://eeas.europa.eu/statements-eeas/2015/150402_03_en.htm 

 


متن فارسی

ما، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و نماینده عالی اتحادیه اروپا، همراه با وزرای خارجه 3 کشور اروپایی به اضافه 3 (چین، فرانسه، آلمان، فدراسیون روسیه، آمریکا، بریتانیا و ایالات متحده) از ششم تا سیزدهم فروردین 1394 در سوئیس دیدار نمودیم.

همانطور که در آذرماه 1392 توافق کرده بودیم، ما به این منظور در اینجا گرد هم آمدیم تا راه حل هایی به منظور دستیابی به حل و فصل جامعی که ماهیت صرفا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران را تضمین نموده و کلیه تحریم ها را به صورت کامل لغو نماید، پیدا کنیم.

امروز ما یک گام تعیین کننده برداشتیم: ما به راه حل هایی در مورد مولفه های مهم برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) دست یافتیم. این امر مدیون عزم سیاسی، حسن نیت و تلاش جدی همه طرف ها بوده است. اجازه فرمائید از همه هیات های نمایندگی به خاطر تلاش های خستگی ناپذیرشان تقدیر نماییم.

تصمیم امروز ما که مبانی مورد توافق برای متن نهایی برجام را پایه ریزی می کند بسیار مهم است. اکنون می توانیم مجددا نگارش متن توافق نهایی و ضمایم آن را با بهره گرفتن از راه حل هایی که در این چند روز به آنها دست یافته ایم، شروع کنیم.

همچنان که ایران برنامه صلح آمیز هسته ای خود را دنبال می کند، سطح و ظرفیت غنی سازی و میزان ذخایر ایران برای دوره های زمانی مشخص، محدود خواهد شد و نطنز تنها مرکز غنی سازی ایران خواهد بود. تحقیق و توسعه غنی سازی در ایران بر روی ماشین های سانتریفیوژ بر اساس یک جدول زمانی و سطح توافق شده، انجام خواهد شد.

فوردو از یک سایت غنی سازی به یک مرکز هسته ای، فیزیک و فن آوری تبدیل خواهد گردید. در این مرکز همکاری بین المللی در حوزه های تحقیق و توسعه ی مورد توافق مورد تشویق قرار خواهد گرفت. مواد شکافت پذیر در فوردو نخواهد بود.

رآکتور تحقیقاتی پیشرفته آب سنگین در اراک با همکاری مشترک بین المللی بازطراحی و نوسازی خواهد شد به گونه ای که پلوتونیوم با قابلیت تسلیحاتی در آن تولید نگردد. بازفرآوری صورت نخواهد گرفت و سوخت مصرف شده صادر خواهد گردید.

مجموعه تدابیری برای نظارت بر اجرای مفاد برجام شامل کد اصلاحی 3.1 و اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی مورد توافق واقع شده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی از فن آوری های مدرن نظارتی استفاده خواهد کرد و از دسترسی های توافق شده بیشتری از جمله به منظور روشن کردن موضوعات گذشته و حال برخوردار خواهد شد.

ایران در همکاری های بین المللی در حوزه انرژی هسته ای صلح آمیز مشارکت خواهد نمود که می تواند شامل ساخت نیروگاه های هسته ای و رآکتورهای تحقیقاتی شود. یک حوزه مهم دیگر، همکاری در زمینه ایمنی و امنیت هسته ای می باشد.

اتحادیه اروپایی، اعمال تحریم های اقتصادی و مالی مرتبط با هسته ای خود را خاتمه خواهد داد و ایالات متحده نیز اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با اجرای تعهدات عمده هسته ای ایران به نحوی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود، متوقف خواهد کرد.

یک قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر خواهد شد که در آن برجام تائید شده، کلیه قطعنامه های قبلی مرتبط با موضوع هسته ای لغو خواهد گردید و برخی تدابیر محدودیت ساز مشخص، را برای یک دوره زمانی مورد توافق، لحاظ خواهد کرد.

ما در هفته ها و ماه های آینده، برای نگارش متن برجام شامل جزئیات فنی آن، در سطوح سیاسی و کارشناسی کار خواهیم کرد. ما خود را متعهد به تکمیل تلاش ها تا تاریخ 11 تیرماه می دانیم. از دولت سوئیس به خاطر حمایت های سخاوتمندانه در میزبانی این مذاکرات تقدیر و تشکر می نمائیم. از خبرنگاران عزیز که در این مدت همراه ما بودند نیز سپاس گزاریم.

لوزان؛ آغاز راهی برای آینده ایران

 

كنگان نيوز" در میان 7 کشور حاضر در لوزان، ایران و آمریکا بیشترین تمایل را برای رسیدن به توافق داشتند و اگر عزم دو کشور برای حل مسأله نبود، در چند مقطع که گفت و گوها به بن بست خورد، مذاکرات متوقف می شد و به شکست می انجامید... اما فرانسه نقش مخربی در روند مذاکرات داشت و وزیر خارجه اش به گونه ای موضع گیری می کرد که گویی نه وزیر خارجه فرانسه که وزیر خارجه اسرائیل است. او بیش از آن که پاریس را نمایندگی کند، سخنگوی دلواپسان تل آویو شده بود...آلمان و انگلیس پرتلاش بودند و چین و روسیه کارشکنی نکردند.

كنگان نيوز به گزارش عصر ایران - بعد از یک دوره مذاکرات فشرده که به گفته برخی کارشناسان، بعد از پایان جنگ سرد، در چنین سطح و اهمیتی کم نظیر بوده است ، کشورهای ایران و اعضای 1+5 در بیانیه ای خبر از توافق بزرگ دادند.
بر اساس این بیانیه، ایران به فعالیت های هسته ای صلح آمیز خود از جمله غنی سازی ادامه خواهد داد و با پذیرش نظارت های بیشتر، این اطمینان را خواهد داد که به سمت تولید سلاح اتمی نخواهد رفت. در مقابل، همه تحریم های سازمان ملل، آمریکا و اتحادیه اروپا که در چند سال اخیر در ارتباط با برنامه هسته ای ایران وضع شده بود، لغو خواهد شد.

لوزان؛ آغاز راهی برای آینده ایران

این توافق در شرایطی حاصل شد که مذاکرات از ضرب الاجل زمانی تعیین شده قبلی، فراتر رفت. در روز آخر نیز باراک اوباما به وزیر خارجه اش جان کری گفت که ضرب الاجل را نادیده بگیرد و به مذاکرات ادامه دهد. طرف ایرانی هم که می خواست با دست پر لوزان را ترک کند، با تمام توان به مذاکرات ادامه داد تا در نهایت توافق کلی حاصل شد.

در میان 7 کشور حاضر در لوزان، ایران و آمریکا بیشترین تمایل را برای رسیدن به توافق داشتند و اگر عزم دو کشور برای حل مسأله نبود، در چند مقطع که گفت و گوها به بن بست خورد، مذاکرات متوقف می شد و به شکست می انجامید. با این حال تلاش های مشترک ایران و آمریکا برای عبور از بن بست، مذاکرات را چندین بار نجات داد.

واقعیت این است که دولت های ایران و آمریکا، بیش از بقیه نیازمند توافق بودند. در ایالات متحده، باراک اوباما ، رئیس جمهور دموکرات آمریکا، در برابر جمهوری خواهانی که نهاد قانونگذاری را در اختیار دارند ایستاد و بر لزوم توافق دیپلماتیک با ایران در پرونده هسته ای تأکید کرد، به حدی که جمهوری خواهان به خشم آمدند و با نگارش نامه ای به ایران اعلام کردند هر گونه توافقی فقط تا پایان دولت اوباما پابرجا خواهد ماند. اوباما این نامه را مایه شرمشاری خواند و کری نیز گفت که در این باره به ظریف توضیح خواهد داد.

دولت اوباما، همچنین در خصوص پرونده هسته ای ایران، از در تقابل نرم با دولت تندروی بنیامین نتانیاهو در اسرائیل درآمد و در حالی که تل آویو هر گونه توافقی با ایران را "بد" می دانست، بر لزوم رسیدن به یک "توافق خوب" تأکید کرد و هم پیمان همیشگی آمریکا را رنجاند.

بدیهی است که اگر مذاکرات لوزان به شکست می انجامید، دمکرات ها برگ برنده شان در پرونده هسته ای ایران را از دست می دادند و موضع جمهوری خواهان به شدت تقویت می شد به طوری که می شد آثار آن را بر انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا نیز دید که قطعاً به نفع دموکرات ها نبود.

در ایران نیز ، دولت روحانی که با شعار عبور از مسأله هسته ای بر سر کار آمده است و کلید گشایش در اقتصاد ملی را بهبود روابط خارجی می داند، نیاز جدی به این توافق داشت.
در تهران نیز همانند واشنگتن، گروه های سیاسی رقیب دولت، آرزومند عدم توافق بودند تا بتوانند در با بهره گیری از فضای بعد از آن، ابتدا انتخابات مجلس که در پایان همین سال برگزار می شود را ببرند و سپس به شکست روحانی در انتخابات دو سال بعد ریاست جمهوری بیندیشند.

در کنار دولت روحانی، مردم ایران نیز به شدت پیگیر نتیجه مذاکرات بودند و به طور جدی آرزومند توافق بودند. تحریم های چند سال گذشته، که رئیس جمهور قبلی، قطعنامه های آن را "کاغذپاره" خوانده بود، فشارهای زیادی را بر مردم ایران تحمیل کرده است.
هر چند با توافق ژنو، اندکی از فشارها کاسته شد و با توافق لوزان، انتظار می رود اوضاع باز هم بهتر شود، ولی واقعیت این است که لغو همه تحریم ها، به پروسه ای بسیار پیچیده و زمان بر نیاز دارد و آثار "کاغذپاره" ها، هنوز بر اقتصاد و سیاست ایران سنگینی می کند.

به جز آمریکا، سایر کشورهای 1+5 ، رویکردهای متعددی در لوزان داشتند که قطعاً باید در آینده روابط ایران و این کشورها، لحاظ شود.

آلمان و انگلیس، به طور جدی پیگیر نیل به توافق بودند. لغو تحریم ها می تواند بازار بزرگ ایران را به روی این دو اقتصاد بزرگ اروپایی باز کند و سودسرشاری را حاصل آنها کند.

چین و روسیه، که قطعاً برندگان تحریم ایران هستند، هر چند کارشکنی نکردند ولی کمکی هم به ایران نداشتند یا لااقل خبری در این باره منتشر نشد. در مجموع همین اندازه که این دو فرصت طلب شرقی، سعی بر تخریب روند گفت و گوها نداشتند، نکته مثبتی بود.

اما فرانسه همانند گذشته، نقش مخربی در روند مذاکرات داشت و وزیر خارجه اش به گونه ای موضع گیری می کرد که گویی نه وزیر خارجه فرانسه که وزیر خارجه اسرائیل است. او بیش از آن که پاریس را نمایندگی کند، سخنگوی دلواپسان تل آویو شده بود.

بخش مهمی از علت کند شدن روند مذاکرات نیز شرط و شروط جدیدی بود که فرانسه مطرح می کرد. از جمله در خصوص توسعه آب سنگین اراک و موجودی اورانیوم 20درصدی ایران ، این فرانسه بود که خواستار محدودیت های جدید بر ایران می شد و اصطکاک ها را می افزود.
این نقش مخرب در حالی است که فرانسه در سال های گذشته، بیشترین سود آوری را از بازار ایران داشته است که از آن جمله می توان به کسب سهم مهمی از بازار خودروی ایران اشاره کرد.

بی گمان رفتار فرانسوی ها در مذاکرات که تماماً علیه ایران هدفگذاری شده بود را نباید از یاد برد. این رفتار باید در ترسیم تعاملات سیاسی و اقتصادی با این کشور مورد ملاحظه قرار گیرد. پاریس نباید بابت این کارشکنی ها، جایزه اقتصادی از بازار ایران ببرد.

اما آینده چه خواهد شد؟
واقعیت این است که هیچ کس پاسخ این سوال را به درستی نمی داند. همان گونه که در لوزان نیز واقعاً تا آخرین دقایق همه چیز در آمیزه ای از "بیم و امید" بود.
با این حال، ملاحظات و نیازهای پیش گفته دو دولت ایران و آمریکا، همچنان باقی است و این، نقطه امید مذاکرات است.
از سوی دیگر بعد از توافق کلی در لوزان، لابی های صهونیستی و سعودی در آمریکا فعال تر خواهند شد تا توافق نهایی که ضرب الاجل آن، 10 تیر 94 تعیین شده است، به بن بست برسد. جمهوری خواهان آمریکا نیز از هیچ تلاشی برای شکست دموکرات ها در این روند فروگذار نخواهند کرد کما این که نارضایتی خود را از تمدید چند روزه مذاکرات لوزان نیز ابراز کرده بودند. در داخل ایران نیز برخی گروه های تندرو، از همین حالا ساز مخالف را کوک کرده اند تا نگذارند توافق نهایی حاصل شود.
بنابراین 3 ماه آینده ، ماه های تقابل "نیروهای عاقل و معتدل در ایران و غرب" با "افراطیون" خواهد بود و نتیجه این تقابل، در روزهای گرم تابستان 94 ، سرنوشت ساز خواهد بود.
لوزان، نه پایان مسیر که آغاز راهی برای آینده ایران است... .