کنگان نیوز " همی روبروی بازارروز(فعلی) که دریا جلو اومده بید. واز اسکله ی سنگی گتو که یه کمی فاصله می گرفتی می رسید ی به خور،وصل ویبید به دره ی گتی که خوش از دس بالی از دوتا دره به هم وصل دورس ویبید. سیش می گفتن “خور عبدالسلام ” وای خور کو  سی ما کنگونیا سالها انگار یه منطقه ی  شبه صنعتی و حکایت های مفصلی داشت….بافت قدیمی هنو هم  تا بخش زیادی از محل از خونه های شلی (کاه گلی )و مصالح قدیمی مثه چندل وباسچیل وبریو وتک وتوکی در وباب های تخته ی ویبوت ازکنگون قدیم سراغی گرفت . از کوچه های تنگ وباریک با شیب تند روبه دریا احوال چطوری باهم ایام گذروندیم یکی یکی مرور کنیم و تا بود ونبود از هم سیر نوابیدیم . ویبوت تو ای گذر کوچه های که شهرداری توپرونده ساختمونی می نویسه (ازشرق وغرب گذر (متغیر) واز شمال پلاک مجاور / )با مجاورین هم هم خون بیدیم وهمنفس، که ای طوری بیدیم./ و..

 …از لب او که عامله تا حشینه خشک کردن ، دورس کردن صور با انواع مین، طبعیت  کنادریا بیدن  مردم به کار صیادی ومین گیری  دوخت ودوز وترمیم توروکنار ساحل مردای گرم وسرد چشیده روزگاربا نخ وقلاب وسوزن مخصوص به پکو پرو تورها  مشغول بیدن وبچه ها هم توبارز کردن تور وبسن  بند و بلت وپیدا کردن سنگ سوراخ دار ه به بواشون کمک  می کردن. وای صیادای باحوصله وکار بلد  محل دقیق  صیدگاه ها رامی شناختن  وری  همی نشونه های بر سر محل صید دومن می اومدن. وسی حداگ با قلاب، هم اغلب منگف داشتن یا با خردریزهای کوزه گری وآهن غراضه سی خوشون منگف درس می کردن.

 ساختن گرگور وگلافی شروعی دوباره سی فصل صیادی مین بید.  ویبید تا می اومد بالاتر که اوائل فروش نفت با پیپ؛ که اهل محل و حتی ازدیر ونزیک تا جم وطاهری  سی نفت می اومدن اونجا، نفت سی فانوس وپری مز تا تش چاله وتنیر لازم بید دوروبروش کمی بعد کپسول فروش راه افتاد.  وبعدها بنزین – وکمی بالاتر کارخونه ی یخی  که سرو صدای مکینه با آهنگ شناخته شدش،چره میداد بیین یخ آماده ن وبخصوص (ماه رمضون )و فصل توسون  که گرما بیداد میکرد . جمعیت زیادی سی بردن یخ با شدت  جمع میشدن ، وهرروز هم  مخصوصا بقال ها  سی حمل مین اونجا نوبت اصلی مال خوشون بیدیخ ها تو ظرفای بزرگ دول مانند لاستیکی با لوله آهنی خورد می کردن وبه اصطلاح امروزی یا (ماهی توش منجمد میکردن .)

جالب اینجا بید که اکثر اوسا وبنا های قدیمی کنگون هم  همو محله سکونت می کردن، محله فعالی که  بعضی تجارو بازرگان ها ولنج دارهای اسمی ورسمی هم توهمی محلیکو بیدن،وویبوت تا حدودی فرض کنیم که وجود ساختامان بخشداری کنگون ودنبال ش  خونه های سازمانی در دو طرف رودخونه منتهی به خور برمی گردت به اعیان وافراد وفعالیت های او محله کو در سالهای نه چندان  قدیم . که مرکزی بیدن نقطه مورد نظر بی تاثیر نیس.بوبعدش  دفترو مهمانسرای کارگاه شرکت راه سازی “سه راه” بید.  غربیه های که سرشون تو کار خوشون بید . وبرخی کارگرای محلی هم باشون کار میکردن و زیر سازی ای جاده ی اصلی را با بیل و گاری تا… تکه تکه انجام می دادن … روبروش از دس شمال درخت  لیرگ  خیلی گتی بید باعمر درازی وریشه های کلفتی که بعضی ا ش ری زمین  تو دس و پای رهگذرا بید.یه جورائی بیش از حد صاف بیدن وکمی هم چرب بیدن پوست بدنه و  کلنگه هاش بالرفتن از لیرگ کاری تقریبا سخت سی بچه ها بید. این در ختکو هم سالها یه نشونی بیدوبعضی وقتا کلاتی ها می اومدن زیرش بساط میکردن و دمپی ربنی وای جور چیا با علوچ ومصاصه و بمبوله با بچه ها معامله می زدن.  ویه سایه ای خوبی بید سی هرکه بیاد وبرت.و گاراج قدیم کنگون هم  دس قبلی اش بید. که گاه گداری بعداز چند روز اتوبوسی، مینی بوسی یا ماشینی می اومد ومسافر می برد یا می اورد. واز دس شمالش هم نوانائی قدیمی ، که بنظر می رسه اولین نونوای کنگون بید. البته اغلب تو خونه ها نون تنیری می پختن، ولی بالاخره اینجا هم نونش، فروخته وی بید. لین ای وری خورو لین اوری فقط تا قسمتی که “او” خور بید با هم فاصله داشتن وبعد هربار که دره می اومدو می گذشت روز ازنو دوباره با رفت اومد راه پیاده روی پیدا ویبید وبقول شاعر این خط جاده ها که به صحرا ساخته اند— یاران رفته با قلم پا نوشته اند…

برگردان واژه های محلی:۱-علوچ:ادامس۲-مصاصه:شیرینی چوبی۳:بمبوله: بادکنک۴-ربنی:پلاستیکی۵-کلنگه:شاخه۶- چندل:چوب سقفی۷-باسچیل:از انواع نی ضخیم افریقائی۸-بوریو : بوریا۹-منگف: صیدگاه ماهی با قلاب۱۰-دمپی: دمپائی/ عبدالمجید اورا