به قلم عبدالمجید اورا اکنون در انتخابات شورا ها به چه نیازمندیم؟
اکنون در انتخابات شورا ها به چه نیازمندیم؟
نکته : سال ها پیش که مدیر مدرسه ای بودم….دانش آموزی که درس حاضر نکرده بود؟ ازطرف دبیر درس مربوطه ” به دفتر مدرسه ارجاع داده شد.واین شرایط چند باری تکرارشد.. .
سعی کردم.قضیه حل شود.اما این پایان ماجرا نبود. بار دیگرآن دانش آموز؛ و داستان حضور در دفترمدرسه، . همکارمان که جدید الاستخدام بود و ۱۲ساعت پاره وقتی؛ و کلافه از دست این دانش آموز به بنده رو کرد و گفت : یا جای من تواین مدرسه است یا این دانش آموز؟ با حالتی مطایبه آمیز به ایشان عرض کردم؛ حقیتش این دانش آموز رسمی است وگیر بند اخراجش زیاد است؟ ولی جنابعالی فعلا پاره وقتی؟
اوهم خندید وسر کلاس برگشت. !
هربار با تذکر/ راهنمائی / ماجرا سروته اش بهم می رساندم … و بار آخر دانش آموز پس ازتعهد هم به دفترمدرسه شد؟ از دانش آموز پرسیدم آقا مشکلت چیه ؟ چرا درس نمی خونی؟ جوابم نداد؟ گفتم مگه نه تعهد دادی که درس بخونی؟ سرش را پائین گرفت و گفت:به ما نمی گوئید چطوری درس بخوانیم؟ (روش خواندن- شیوه ی برای کارکردن) همه اش می گوئید درس بخونین ! ولی به ما نمی گوئید چطوری درس بخوانیم؟
نکته ای مهم برای من معلم بود: وباعث شد این حرف مرا به فکر تهیه ی برنامه ی در راستای فعال کردن مدرسه ودید تازه ای در نحوه ی آموزش و پرورش در مدرسه داشته باشم و با کمک همکاران وبرپایه همین نکته : برنامه ی سالانه تنظیم و اجرا کردیم، که حقیقتا نتایج بسیار جالبی داشت. …
با این مقدمه ومثال : که می گویند مثال برای مقایسه نیست بلکه برای وضوح وروشنتر کردن عرضه وبیان یک مطلب؛
به رویکردی فکر می کنیم، که ازتحرکات انتخاباتی و رفتارفرهنگی- سیاسی در انتخابات شوراها به خروجی مطلوب ومستمری از توسعه وعمران وآبادی شهرمان برسیم.
»»» نسل جدید که عموما شامل گروههای سنی زیر چهل ساله است. می خواهد ومی تواند. در این شهربا توجه به انرژی متراکم در وجود خود وبا تکیه برتجربه ی گرانبهای گروههای سنی بالاتروداشته علمی با نگاهی به سرگذشت وعلاقه مندی به سرنوشت خود و زادگاهش و محل سکونتش تحولی همه جانبه را از مجرای انتخابات شوراها رقم بزند. دراین حول وحوش ناگفته های بسیاری وگفتنی ها بیشماری وجود دارد. که هرشهروندی با توجه به دیدگاهش وسلیقه اش – مسئولیت و تعهد خاصی وحساسی نسبت به وضعیت فعلی و آینده دارد. اموری را قابل طرح می بیند.
و کنگان آنقدر بزرگ هست که جای کار و فعالیت را برای توسعه و پیشرفت و آبادانی برای همه مهیا کند. اما در حوزه اختصاصی شورا که مقوله ای است در وهله اول فرهنگی محور می تواند برجستگی های جامعه بندری وصنعتی ما را بیشتر متبلور کند:»»» الف )اعتقاد داشتن به شدن ب) فعلیت رساندن ظرفیت انسانی و مادی و روکردن همه ی داشته برای تامین خواسته ها ی مشروع ج )کارعلمی و توزیع عادلانه اطلاعات وآگاهی های مورد نیاز عموم و انسجام در تحلیل شرایط فعلی وپیش رو جهت حرکت بسوی نتیجه مطلوب .
ماوقتی ما موجودی ها و سرمایه ها ی متنوع خودمان را باز شناسیم . و در مرحله ی بعد می توانیم با تقسیم نقش اجتماعی و گرفتن آمار میدانی ازکاستیها و نارسائیها با برنامه ریزی علمی، نقطه ی شروعی را در نظر گرفته و مقصدی را تعریف کنیم و وبگوئیم که اساسا “ما” وشهرمان اکنون به چه نیازمندیم ؟و چه باید کرد؟ ودر کجای مرحله ی سازندگی شهری قرار داریم وبه کجا باید برسیم؟
…همین چند وقت قبل بود که خبر-۲۰٫۳۰/شبکه ی دو۲ در گزارشی؛ روستائی رادر کشورخودمان معرفی کرد. با جمعیت ۲۰۰۰ نفری – برنامه ۵ساله توسعه روستا را تعریف وتنظیم کرده بودند. و بعنوان پیمان نامه توسعه ی آبادی و عمران همان محل – اصرار به اجرای آن داشته.اند.
اینگونه است که جوامع و افراد مختلف دربرابر مسائل وقضایا ی متنوع- اهدافی را تعریف کرده ودرقالب برنامه چشم انداز- طرح جامع شهری-توسعه وپیشرفت-پرپوزال- طرح توجیهی- برنامه سالانه و…افق های حرکت روبه جلو را ترسیم می کنند.در پی آن – زمینه ها و زیر ساخت هایی و اعتبارات و امکانات و در یک کلمه مکانیسمی برایش متصورند . ودر کنار آن قابلیت های اجرائی را براساس ظرفیت های موجود در جامعه تعمیم می دهند . واین میسر نیست. مگر با همتی عقیدتی و کاری علمی –….
بواسطه ی ارتباطی که در موقعیت ها ی مختلف از مجموعه شهرم داشته ام ،
وشناختی که وضعیت کلی شهر چه از نظر وجود جوانان تحصیلکرده مبتکر وخلاق ودلسوز و چه از نظر منابع غنی افراد با تجربه وچه از نظر قابلیت های مادی وطبیعی سراغ داریم . اعتقاد و باورم اینست که به محض حصول یک اراده ی نسبی جمعی زمینه ها؛ جهش وار در رسیدن به شرایط مطلوب در این شهر دور از دسترس نیست.
…شرطش اینست که بخواهیم . و دچارتردید نباشیم تا از شایستگی های مان دور نمانیم. . که عامل تحول” انسان” است و همیشه هم همین عامل را باید لحاظ کنیم.
هر فردی وضعیت خاصی را که خود وجامعه اش با آن مواجه است. از طریق حسگر های پنج گانه – گرایش ها ی تخصصی وعمومی- انگیزه ها و نظایر این موارد درک می کند.وبراساس شخصیت ومنش و… وجهت گیرهای فردی واجتماعی اش – معیارهای مورد پذیرش وی در مقایسه با معیارهای سایر افرادمیتواند به بوته ی محک و آزمایش جدی درآورد…
ضمن اینکه واکنش های تجربه شده و(ثبت شده دراذهان عمومی) ازفرد در مقابل زوایای تغیردر جامعه تقریبا، راهنمای کاملی بررفتار گرائی فردمحسوب می شود.ودر این میان با اندکی تمرکز میشنویم؟ محیط اجتماعی وفرهنگی ضرورتها و نیازها را صدا می زند.؟و قدرت تشخیص و انتقال مفاهیم در تبین اهداف بعهده ی نخبگانی است که دامنه ی امیال و انگیزه ها را شخصی و یا گروهی تفسیر می کنند. ؟! در واقع برای هرکدام ازاین دو شق یک جنبه ظریف روانی وجود دارد. که درمسیر رفت وبرگشت یک چرخه ی رفتاری یا فکر ی یا گفتار ی قابل تشخیص است. و اگر بشودکه اهداف مشترک یا تمایلات ارجح را که پیوست سرنوشت ما ست. در اعتماد عمومی نوع عملی وسازنده اش را پیاده کنیم. می توانیم ادعا کنیم که به مسئولیت اجتماعی ارج گذاشته ایم.و این ذهنیت که( اراده ی هم اندیشی وهمپیمائی در مسیرپیشرفت ضعیف است؟) ومتاسفانه به مرورزمان در کنگان سخت ومنجمد شده است را بشکنیم.و پشت سر بگذاریم که می شود اگر از ادعا ها ی فردی و گاهی قیومیت بربقیه دور شویم ؟!
دراین مرحله عناصرفکری فعال ومصالح رفتاری آن وجود دارد. ومی توان با آماده شدن فعلی شرایط براین راهبرد، بنای سازندگی هرچه بهتر را در شهرمان برپاکنیم.
و ازاین باب” شورا” را جایگاهی ببینیم برای سکوسازی از فراوری فکرهای مهجورمانده و مبتکرانه برای عمل آوری قابلیت ها مادی شهربا شاخص های معتبر محاسبه شده در یک جامعه ی پیشرفته، با مباحثه ی از پایانه های تصمیم های بدیع و جلوه ساز برای کنگان، آباد شهری زیبا و بندری صنعتی بر کناره خلیج همیشه فارس.
عبدالمجید اورا